به طور معمول قسمت اعظمی از دیالوگهای روزه مره مردم کشورمان در استعمار نوین و نامحسوسی به نام ” اپلیکیشن تلگرام ” قرار گرفته است. استعمار خاموشی که چنان بر سرزمین بزرگ اطلاعات شخصی مان چنبره انداخته، گویی هرگز گریزی از آن نخواهد بود و معلوم نیست انتهای این جاده ی مخوف و مشکوک به […]

به طور معمول قسمت اعظمی از دیالوگهای روزه مره مردم کشورمان در استعمار نوین و نامحسوسی به نام ” اپلیکیشن تلگرام ” قرار گرفته است. استعمار خاموشی که چنان بر سرزمین بزرگ اطلاعات شخصی مان چنبره انداخته، گویی هرگز گریزی از آن نخواهد بود و معلوم نیست انتهای این جاده ی مخوف و مشکوک به کدامین افق ختم خواهد شد.

اما آنچه از شواهد امر پیداست خاستگاه اطلاعات شخصی مان به حیاط خلوت و مستعمره ارزانی برای برخی کمپانی ها و سرویس های خبری دنیا تبدیل شده که هیچ شناختی از آنان نداریم. نرم افزاری که خصوصی ترین اطلاعات محرمانه و به روز ترین تصاویر و فیلم هایی که در اختیارش قرار می دهیم را به طرز کاملا ارزان اما مشکوک برایمان پشتیبانی می کند. اطلاعاتی که بی مهابا بین خودمان دست به دست می کنیم، یا در گروههای بزرگ و کوچک به اشتراک می گذاریم و البته از آن طرف این سکه ی سیاه هیچ اطلاعاتی نداریم.

۷- نمی دانیم کدام سرور و کدام کمپانی با نام تلگرام، ترابایت ها اطلاعاتمان را پشتیبانی می کند؟

۶- نمی دانیم چرا به ما لطف دارند و حمل سریع و ارزان داده هایمان را با سرعت، دقت و بدون هیچ محدودیتی انجام می دهند؟

۵- نمی دانیم پشتیبانی حجم بزرگ این داده ها با چه هدفی صورت می گیرد؟

۴- نمی دانیم دیتاهایمان جایی ثبت و ضبط می شوند یا بدون برنامه به حال خود رها هستند؟

۳- نمی دانیم منابع مالی این سرویس از کدام شخص، کمپانی یا کشور تامین می شود و چرا به شکل رایگان خرج ما می کنند؟

۲- نمی دانیم به ازای این لطف رایگان به چه کسانی بدهکار می شویم و چه تاوانی باید برای این مرحمت عالی آنان بپردازیم؟

۱- نمی دانیم آیا واقعا همه ی این اپ ها تنها برای کوچکتر شدن دهکده جهانی و نتیجه ی رشد تکنولوژی ارتباطات است یا خیر؟
و هزار درد بی درمان دیگر که واژه مشترک بینشان همین ” نمی دانیم ها ” است و حالا که جوابی برای آن نداریم سر در برف فرو کرده و به لذایذ موجود در تلگرام یا هر سرویس مشابه دیگر مشغولیم و فعلا هم خوش خوشانمان است. سرویسی که روز به روز سایر لاین های انتقال اطلاعات مانند ایمیل، جیمیل، فیسبوک، وبلاگ، پیامک، رسانه های مکتوب مانند روزنامه، حتی کتاب و غیره را یکی پس از دیگری در خود می بلعد و حذف می کند. سرویسی که در اختیار صنایعی مانند پزشکی، کشاورزی یا فرهنگ، آموزش، تجارت،بازرگانی و حتی متخلفین و انواع بزهکاران قرار گرفته و روز به روز دامنه نفوذش در زندگی مردم بیش از پیش افزوده می شود.

اما هیچکدام این موارد موضوع بحث ما نیست بلکه سخن آن است که قبول کنیم قسمت اعظمی از انتخابات پیش رویمان نیز تحت تاثیر همین داستان است. میدان بزرگی که از ماهها پیش سفره ای وسیع را مقابلمان پهن کرده تا هر چه در دل و زبانمان است روی دایره بریزیم و البته دست به حرف زدنمان هم عالیست. تعدادی از ما به شکل خصوصی با هم حرف می زنیم و تعدادی دیگری به شکل گروهی، هرچه از دل و دهانمان برمی آید در این فضا می پراکنیم و این در صورتی است که هیچکداممان به ضرس قاطع جواب سوالات بالا و پاسخ مهمترین سوال پیش رو را نمی دانیم که آیا چنین اطلاعلاتی جایی تحلیل و پردازش می شود یا خیر؟

نکته حائز اهمیت دیگر در همین ارتباط آن است که انتخابات در هر اشل و اندازه ای – از انتخابات ریاست جمهوری یک کشور گرفته تا انتخاب مدیر یک ساختمان – عبارت از مطالبه خواهی مردم جامعه در برابر آماج مشکلات مدنی، پیرامون همان حیطه است. مطالبه خواهی هنگفتی از مردم اجتماع که حق خود را از همان ” انتخابات ” جستجو می کنند و ممکن است در این میان از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده نمایند که البته چنین رفتاری مطلوب نیست و رسیدن به هدف با هر وسیله ای، جامعه را با چالش روبه رو خواهد نمود.

نکته مهمتر در این میان آن است که هر آنچه در این بین اتفاق می افتد می بایست یک موضوع درون مرزی و خانوادگی باشد و همه بدانیم ” مدارهای داخلی سیستمهای اجتماعی ” دارای ظرفیت خود پالایشی اند و به طور هوشمند با کمک مولفه ای به نام ” زمان ” در بسیاری از موارد پاک می شوند و اضاع به حالت عادی خود باز می گردد. اما متاسفانه آنچه در چند کوچه آن طرفتر رخ می دهد چیزی فراتر از این خوش باوری ناسیونالیستی و ملی گرایانه است. در حقیقت نتیجه ی گفتمانهایمان در سراسر کشور که در مورد موضوع مطالبه خواهانه ای به نام انتخابات شکل می گیرد همان منبع اطلاعاتی بزرگی است که به همین سادگی یکی از ناب ترین دیتا بیس های عالم در اختیار سرورهایی از بیگانه ترین کشورهای عالم قرار می گیرد که باز تاکید می نمائیم هیچ چیزی از آنان نمی دانیم و تمام داده های رد و بدل شده می تواند خوراک ایدئولوژیک سرویس های متخصص آنان را فراهم کند. سرویسهای که در قرن اخیر تخصصشان برنامه نویسی برای نیازهای مردم در ممالک کمتر توسعه یافته است تا با نوشتن انواع برنامه ها، شکافهای عمیقی را مابین ” مردم و توسعه پایدار ” ایجاد کنند. شکافهایی که سبب شود مردم به عنوان شاکله جامعه، صورت خوشی به تحمل مسیر سخت توسعه نشان ندهند و همواره بین خود و مسیر پیمایش، فاصله ای را متصور باشند. به عبارتی در دایره قدرت، افتراق محسوسی را بین خود و لایه های فوقانی و لژنشینان جامعه حس کنند که البته واقعیت چنین نیست. مسیر سرد و وحشتناکی که سبب خام فروشی منابع، فرار مغزها در کشورهای مذکور و سوی دیگر موجب رونق صنایع و رشد علوم عالی همان کشورهایی می شوند که چنین دکترین ناجوانمردانه ای را همواره به ممالک در حال رشد تحمیل نموده اند. دکترین بسیار مجهول، نامحسوس و پیچیده ای که همواره ذیل عنوان کدهایی به نام تهاجم فرهنگی،جنگ نرم و مواردی از این دست توسط رهبر فرزانه نظام به لایه های فکری کشومان گوشزد شده است.

حال جان کلام آن است که امروز سرویس تلگرام با همه ی تسهیلات رایگانی که برای زندگی ما فراهم نموده فرصتی برای سازمان فوق نیز ایجاد کرده که هر آنچه در بطن و متن جامعه ما وجود دارد را به همان شکل رایگان و خام در اختیار طرف مقابلمان قرار دهد. تمام اطلاعات و حتی زیر لایه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و اکنون شبه سیاسی که در بیشتر موارد ابایی هم برای پایش آنچه اتفاق می افتد نداریم. از حملات سایبری در فضای ناامن کامپیوترها گرفته تا هکرهای بین المللی و حتی ” فانتزی سنجی ” جنگ ملتها در غالب برنامه نویسی، بازی های پر مخاطبی مانند ” کلش آف کلندز ” نیز از موارد همین فضاهای مجازی در گذشته و حال است.

اکنون و در ادامه برای تخلیه اندرون خود و ایجاد یک تریبون آزاد و سهل، منابع فکری جامعه را کاملا ارزان به حراج گذاشته ایم و آنان از هیچ خرده فرهنگ ما در کوچه پس کوچه هایی مانند جوک، حکایت، داستان و کلیپمان نیز بی نصیب نیستند و البته فعلا همه چیز آرام است.

فضایی که برای آنان فراهم کرده ایم سبب شده آنچه امروزه تئورسین های کاهنده توسعه از ما بدانند آن باشد که نقاط ضعف، قوت و چالش های پیش روی فرهنگ و خرده فرهنگ هایمان چیست و این اطلاعات را خودمان به شکل ریز در اختیارشان قرار داده ایم. کسانی که چنانچه قرار باشد برنامه های بومی محلی برایمان بنویسند به راحتی قادر به انجام آنند چون به خوبی می دانند مردم ولایت لرستان دارای چه ویژگیهای عمده ای هستند، شیرازی ها چه می کنند، می دانند هوش مردم گیلان بسیار بالاست،اصفهانی ها دارای چه خصیصه ای هستند، در قزوین چه می گذرد، تبریزی ها علایق و سلایقشان به چه قرار است و باز هزار هزار مورد دیگر که در نهایت سادگی برایشان هوایدا نموده ایم.

بنابراین در مجموع جهات لازمست مردم ما بیش از پیش به این مسئله توجه داشته باشند نرم افزارهای مجازی – که امروزه تلگرام پرکاربر ترین آن است و معلوم نیست حتی ساعاتی دیگر چه اتفاقی در این فضا رخ دهد – عاشق چشم و ابروی ما نیست و ساده انگاشتن چنین فضایی قطعا ساده لوحی را گسترش می دهد. بنا براین به نظر می رسد لازمست ملتفت باشیم این فضا که چنبره عجیبی بر یکی از مهمترین اتفاقات سیاسی اجتماعی کشورمان یعنی انتخابات پیش رو انداخته در مهندسی نامحسوس انتخابات نیز ورود ننماید که انتظار بیجایی نیست و امیدواریم با هوش و ذکاوت ناب ایرانی به هوش بوده و یقین داشته باشیم جنگ نرم و حتی جنگ سرد هیچگاه از ما فاصله نمی گیرد و برای طولانی شدن مسیر توسعه پایدار – علاوه بر وقت کشی های معمول شبانه روزی – همه ی تقصیرات را گردن دیگران نیاندازیم و به قصورهای خودمان نیز ایمان داشته باشیم .

نویسنده: قاسم خوش سیما

۰/۵ (۰ نظر)