blank

همه ساله به منظور آشنایی جامعه با اهمیّت و اثرات کاربرد ورزش در زندگی فردی و اجتماعی، اشاعه و توسعه و ترویج ورزش در خانه و خانواده و هدایت و ارشاد جامعه به ورزش های همگانی و گاهی هم قهرمانی و حرفه ای، از ۲۶ مهر تا دوم آبان ماه، هفته تربیت بدنی و ورزش […]

همه ساله به منظور آشنایی جامعه با اهمیّت و اثرات کاربرد ورزش در زندگی فردی و اجتماعی، اشاعه و توسعه و ترویج ورزش در خانه و خانواده و هدایت و ارشاد جامعه به ورزش های همگانی و گاهی هم قهرمانی و حرفه ای، از ۲۶ مهر تا دوم آبان ماه، هفته تربیت بدنی و ورزش نامگذاری می شود.

blankدر میان کشورهای مشرق زمین، ایران، تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به تربیت بدنی و ورزش می داد. در یکی از کتاب های باستانی آمده است: ورزش در ایران باستان، با هدف سلامت، شادابی و آماده بودن برای دفاع از وطن پا گرفت و هدف اصلی آن، تربیت جوانان بود. تیراندازی، کوه نوردی، شمشیرزنی، دو، اسب دوانی، شترسواری، ارابه رانی، مشت زنی، شنا و کشتی، در این مرز و بوم رواج داشت. پارسیان، شکار و شکارگاه را آموزشگاه حقیقی جنگ می پنداشتند و جوانان پارسی در شکار، سحرخیزی، بردباری در راه رفتن و دوندگی و تیراندازی، آمادگی روحی و چابکی را فرا می گرفتند.

اما آیا به این رشته های ورزشی که عمدتا رشته های پایه و در حقیقت مادر ورزش های همگانی هستند همچنان بها داده می شود؟
توسعه ورزش همگانی مورد تأکید تمام مدیران ارشد نظام است حتی در سطوح مدیران میانی نیز همه تأکید بر این مهم دارند و طرح های پژوهشی بسیاری در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها در خصوص ورزش همگانی صورت می گیرد. اما با وجود این، ورزش همگانی همچنان  اولویت چندم ماست و چرخ آن، آنطور که باید نمی چرخد.
وزارت ورزش و جوانان که هنوز نمی داند مار است یا ماهی؛ فارغ از این، همه نگاه خود را به ورزش قهرمانی و حرفه ای معطوف کرده تا از تیغ تیز انتقادات مردم و رسانه در امان باشد، بدتر اینکه ورزش حرفه ای هم برای وزارت خانه، ظاهرا چیزی جز فوتبال نیست.
بنابراین از این وزارتخانه نباید انتظار شق القمر داشت، ورزش همگانی، ورزش برای همه است و همه باید خود را مسئول بدانند. خوشبختانه در حوزه متخصص و دانشمند و محقق و پژوهشگر که نشانه توسعه یافتگی کشورهاست چیزی از ممالک پیشرفته کم نداریم اما هنوز این قشر نتوانستند یک فاز عملیاتی در حوزه ورزش همگانی پیاده کنند.
اصل سوم قانون اساسی صحبت از آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان کرده، در حالی که وزارت ورزش و جوانان با اجرایی کردن ماده ۸۸ عملا ورزش را برای مردم گران تر از قبل کرده و دسترسی ساده به یک سالن ورزشی کوچک را نیز سخت کرده است تا عملا اندک شمار ورزشکاران شاغل در این فضاها نیز از آن گریزان شوند و به ناهنجارهای سلام کنند.
آری دیگر ورزش برای همه نیست، ورزش برای یک عده ای خاص شده است.
اما آیا فقط باید وزارت ورزش و جوانان را مسئول همه این اتفاقات دانست؟
نگارنده معتقد است مسئولیت توسعه ورزش همگانی نباید تنها بر عهده یک دستگاه اجرایی و یا یک وزارتخانه باشد. اگرچه در وزارت ورزش و جوانان یک شورای ورزش همگانی وجود دارد که متشکل از شهرداری، نیروی انتظامی، صدا و سیما، آموزش و پرورش، علوم پزشکی، بسیج و سپاه، ادارات کار و امور اجتماعی و استانداری هاست ولی خروجی عملیاتی آن بر عهده وزارت ورزش و جوانانی قرار می گیرد که خود درگیر مباحث شتر گاو پلنگ است، از همین رو استقلال این دستگاه ها در توسعه و اجرای ورزش برای همه ضروری تلقی می شود. ضرورتی که هنوز برای سایر دستگاه های اجرایی قابل لمس نشده است؛ برای مثال به همین هفته جهانی غذا و دارو اشاره می کنیم که خوشبختانه امسال مصادف با هفته تربیت بدنی شده است؛ واقعا در بحث طرح جامع سلامت، چقدر به موضوع پیشگیری از طریق ورزش توجه شده است؟ در هیچ یک از نشست های مطبوعاتی که مدیران حوزه علوم پزشکی در این هفته برگزار کردند سخنی از اولویت دادن به ورزش در جهت پیشگیری از امراض نشده، واقعا درک نمی کنم در آن شورای ورزش همگانی چه سیاستی برعهده این نهاد گذاشته شد؟
نکته جالب تر عملکرد فدراسیون ورزش های همگانی است که تنها کارش به خیابان کشاندن مردم در روزهای جمعه است تا با به تصویر کشاندن مردمی که حتی رغبت نکردند لباس ورزشی بپوشند بگوید من در امر “ورزش برای همه” تلاش کرده ام؛ آخر این چه نمایش – ببخشید همایشی – است که مردم تنها برای دست یابی به بلیط بخت آزمایی اش دقایقی تحرک دارند و شاید حتی مسیر را هم پیاده گز نکنند.
در هر حال بسیج عمومی برای توسعه ورزش همگانی ضرورتی امکان ناپذیر است و نباید مسئولیت آن را تنها بر دوش وزارت ورزش و جوانان بدانیم.

نویسنده: صاحب مقصودی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)