blank

از رشت صحبت می کنم، از رشتی که دچار یک دگرگونی خاصی شده و در حال پوست انداختن است، نمی دانم باید گلایه های پیرزن و پیرمردهایی را که در پیاده رو به سختی تردد می کنند نشنیده بگیرم یا شهری رویایی که شهردار جوانش برایمان متصور شده است؟! گویا دچار یک پریشانی درونی شده […]

از رشت صحبت می کنم، از رشتی که دچار یک دگرگونی خاصی شده و در حال پوست انداختن است، نمی دانم باید گلایه های پیرزن و پیرمردهایی را که در پیاده رو به سختی تردد می کنند نشنیده بگیرم یا شهری رویایی که شهردار جوانش برایمان متصور شده است؟!
گویا دچار یک پریشانی درونی شده ام که چه چیزی درست است و چه چیزی اشتباه! شهر اولین هایم که سالهاست به همین اولین هایش می بالم حال و روز خوبی ندارد و شهردارش که اتفاقاً دکتر هم است نسخه خاصی را برای آن پیچیده است!
نسخه ای برای درمان شکاف بین سنت و مدرنیسم! نسخه ای که نمی دانم برای شهر باران های نقره ای شفابخش خواهد بود یا نه؟!
نکته جالب این جاست که این شهر با اندیشه ای مدرن می خواهد به شکل سنتی دربیاید و اتفاقاً همین نکته، من، صاحب نظران، کارشناسان، برخی مسوولین را و مهمتر از همه مردمانی که صاحب این شهرهستند  را نگران کرده است. اینکه شهردار جوان با نگاه متفاوتش که هم در دوره اول تصدی گریش و هم در دوره جدید همیشه از مدرن بودن صحبت و عمل کرده و این را در انتخاب خیلی از مدیرانش و اجرا کردن پروژه های عمرانی نشان داده چطور با این نگاه مدرن از ابزاری سنتی (سنگفرش کردن خیابان های منتهی به میدان شهدای ذهاب) در نقطه استراتژیک شهر رشت می خواهد استفاده کند؟
صرف اینکه این پروژه سنگ فرش اتفاق بیافتد شاید در نگاه اول قشنگ بنظر برسد اما آیا به تبعات و عوارض بستن دریچه های قلب شهر فکر شده است؟! احتمالا پاسخ های زیادی را در این مورد خواهیم شنید، اما آنچه که دل مردم شهر باران های نقره ای را گرم کند هنوز نشنیده ایم! البته این ها همه یک روی سکه است و روی دیگر سکه شاید شکوفایی، زیبا شدن میدان مرکزی رشت و… باشد. شاید تصویر زیبایی که این شهردار جوان برایمان متصور شده اتفاق بیافتد و آن رونق گردشگری، فرهنگی، اقتصادی و… صورت بگیرد. نکته مهم این روزها راه رفتن آقای شهردار روی لبه تیغ است. برای فردی که در گذشته نیز نشان داده ریسک پذیر است و جسارت خاصی دارد، شاید اجرا و بهره برداری از پروژه پیاده راه سازی نقطه عطف کارنامه اش به حساب بیاید.
البته راه رفتن روی تیغ نگرانی های خاص خود را نیز دارد که اگر خدای ناکرده در تفکرات، تصورات، پیش بینی ها و اجرای صحیح این پروژه توسط مجموعه مدیریت شهری اشتباهات سهوی صورت گیرد، این اشتباه تاریخی بنام آقای شهردار ثبت خواهد شد و بجای اینکه او را به عرش برساند به فرش خواهد رساند!
عملکرد این شهردار یا هر شهرداری همانند عملکرد سرمربی فوتبال است، وقتی که تیم پیروز شود همه در آن سهیم هستند و بدنبال گرفتن جام، عکس یادگاری و… وقتی هم تیمش شکست خورد همه ی کاسه کوزه ها بر سر سرمربی تیم خواهد شکست. چون هیچ گاه به تیم بازنده جام نمی دهند! پس جایگاهی برای عکس یادگاری نیز وجود نخواهد داشت! مع الوصف با این مثال فوتبالی خواستم دو روی سکه را برای آینده شهرمان کالبد شکافی کنم.

فارغ از هرگونه نگاه جناحی، سیاسی و… بعنوان یک شهروند، روزنامه نگار و فعال فرهنگی، اجتماعی به شهرم فکر می کنم و مشکلی با مجموعه مدیریت شهری چه در گذشته، چه امروز و چه در آینده نداشته، ندارم و نخواهم داشت، چون تاریخ همیشه ثابت کرده پست ها و جایگاه ها مقطعی است و آن چیزی که نشان دهنده کارنامه پربار یا ضعیف مدیران شهری است عملکرد آنان و رضایت عمومی همشهریانم می باشد. ازآنجایی که خودم هم جوان هستم و نظر به اینکه مقام معظم رهبری  (که فرمایشات ایشان فصل الخطاب همگان میباشد) به جوانگرایی اعتقاد خاصی دارند، امیدوارم آیندگان عملکرد این شهردار جوان را مورد تایید قرار دهند تا عرصه برای فعالیت و خدمتگزاری دیگر جوانان مستعد شهرم نیز همچنان باز باشد.

نویسنده: مصطفی عاقل منش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)