مومن کیست؟ و ایمان چیست؟ شاید این سوال در ابتدای این نوشتار، نوعی عدم تناسب بین تیتر و محتوای این مقاله را تداعی کند.اما با کمی تامل پی خواهیم برد که مفاهیمی از این دست می توانند بسیار توسعه یابند. توسعه ای که به هیچ وجه خارج از مفهوم واقعی ایمان و مومن  نبوده بلکه […]

مومن کیست؟ و ایمان چیست؟ شاید این سوال در ابتدای این نوشتار، نوعی عدم تناسب بین تیتر و محتوای این مقاله را تداعی کند.اما با کمی تامل پی خواهیم برد که مفاهیمی از این دست می توانند بسیار توسعه یابند.

توسعه ای که به هیچ وجه خارج از مفهوم واقعی ایمان و مومن  نبوده بلکه نشان می دهد این واژگان چگونه در بستر تاریخ و در گذشت زمان دستخوش نقصان گشته و از معنای اصلی که در کلام قرآن و پیامبر و اهل بیتشان صل الله و علیهم اجمعین، بوده فاصله گرفته اند، بطوریکه امروزاینگونه مفاهیم در چهارچوب آداب و رسوم و انحصار قراردادهای اجتماعی قرار گرفته و بر همین  اساس نیز  تعریف می شوند .

سوال طرح شده یکی بیش نیست زیرا با یکدیگر ربطی کامل دارند با کمی دقت در آیات قرآن و توجه به نتیجه ای که برای ایمان در یک انسان لحاظ گردیده می توانیم واژه مومن را ، ایمن شده و در امنیت قرار گرفته یا آرامش یافته و به آرامش رسیده تعریف نمود در بسیاری از آیات قرآن مانند (آیه ۶۲ سوره بقره  و آیه ۶۹ سوره مائده)خداوند بعد از ذکر ضرورت ایمان و نشانه های مومن می فرماید: هیچ ترس و هیچ اندوهی برایشان نخواهد بود.

پس می توان ادعا کرد که یکی از نشانه های واقعی ایمان در سرای دنیا نیز آرامش و ایمنی است هرچند که آنرا دارای مراتب دانسته و همگی ایمان آورندگان را مساوی در کسب این نتیجه ندانیم. انسان به آرامش رسیده دارای آثاری است که ما می توانیم آن ها را براحتی و بوضوح لمس کنیم .از جمله مهمترین این آثار احساس امنیت و آرامشی است که دیگران باید در هنگام مجاورت و زیستن با او، در خود احساس کنند و این شامل همه مخلوقات دیگر نیز می شود این ثمره ایمان، همان مفهوم بزرگ خدایی شدن و خلیفه خداوند گشتن است. که قرآن بر آن تاکید دارد. مومن کسی است که از آنچه خداوند به او سپرده یا برایش مسئولیتی در قبال آن ایجاد کرده، بخوبی محافظت کند .

عبادت نیز درهمین راستا وبا همان ظرفیت و توسعه ای که در باره مومن طرح شد، معنا خواهد یافت. یعنی عبادت تمرینی برای تذکر است. ذکر به معنای توجه و عدم نسیان و فراموشی است انسان مومن با توجه به مراتب ایمانش یاد خداوند را همیشه در زبان و دل خود و نهایتا در عمل خود خواهد داشت. تمرکز نتیجه  این ذکر و تمرین آن است وانسانی که قدرت تمرکز بر افکار خود را بدست می آورد مسلما معنایی از آرامش را تجربه خواهد نمود .مخصوصا زمانیکه این تذکر و تمرکز ساحتی الهی و خدایی داشته باشد ، حال با این توضیح آیا انسانی  که عبادت برایش در این جهان امنیت و آرامش نیاورده می تواند ادعای ایمان کند؟ آیا انسانی که دیگران از دست و زبانش آسوده نیستند شایسته اعطای صفت مومن است؟ و در نهایت آیا انسانی که هیچ مسئولیتی در قبال انسان ها و مخلوقات دیگر و یا بهتر بگوئیم هرآنچه خالقش به او هدیه نموده، احساس نمی کند هرچند در تمام مدت عمر خود به عبادت پرداخته باشد، در پیشگاه خداوند انسانی مومن و شایسته اطلاق کلمه خلیفه الهی است؟

خداوند در سوره هود، آیه ۶۱ می فرماید:

 او شما را از زمین حیات بخشید و از شما خواست تا آبادش کنید.

همچنین در سوره الرحمان آیه ۱۰ می فرماید:

و  زمین را براى همه موجودات آفرید.

 و پیامبرش صل الله علیه و آله و سلم  می ‌فرماید :

از زمین محافظت نمائید، چرا که زمین اصل و منشا شماست» بحار، ج ۷، ص۹۷

پیامبر صل الله علیه و آله و سلم  برای خاک ارزشی خاص قائل بودند و آن را وسیله طهارت می دانستد.آیا اگر روایتی از ایشان خواندیم که فرمود:

(زمین را برای من سجده گاه و  وسیله طهارت قرار داده اند؛ هرجا باشم بر خاک آن تیمم می کنم و نماز می خوانم )

 گرفتن یک نتیجه فقهی برای وجوب تیمم بر خاک در صورت نبودن آب کفایت کرده و استفاده از این روایت در حوزه های دیگر مانند منایع طبیعی و محیط زیست امکان پذیر نمی باشد. آیا نمی توان از این سخن زیبا اینگونه برداشت نمود که در دید و نظر ایشان زمین و خاک پاک است و این پاکی مخصوص مکان خاصی نیست بلکه سایر زمین ها در نقاط مختلف جهان را شامل می شود و اگر آن را از پاکی و سلامت خارج نمائیم در تنگنای شدید حتی برای تیمم کردن و بپای داشتن نماز قرار خواهیم گرفت؟ آیا نمی توان برداشت کرد از بین بردن زمین و خاک که بخشی از حیات انسان و سایر مخلوقات است در تضاد با آباد کردن زمین که خدواند در سوره هود به آن اشاره نموده ، می باشد؟ آیا انسان نباید آنچه را که خداوند بصورت سالم و پاک در اختیارش نهاده تا درست و به نفع حیات از آن بهره برداری کند، بدرستی مدیریت کرده و در پاک نگاه داشتن پاکی بکوشد؟ آیا انسان نباید به مقتضای آیه ۱۰ سوره الرحمن از تکبر خویش دست شسته و برای موجودات دیگر نیز حقی قائل باشد و این کلام را دائما با خود زمزمه کند که این جهان متعلق به همه مخلوقات خداوند است نه فقط من؟!

 این توجه فقط شامل زمین و خاک نمی شود.

امام علی علیه السلام سه روز پس از شروع خلافتش در اولین سخنرانی که ایراد می فرماید چنین می گوید:

بخدا قسم از هر آنچه به شما داده شده سوال خواهید شد بخدا قسم از دشت ها و مراتع از حیوانات و چهارپایان از کوه ها و دریاها سوال خواهید شد که چگونه از آنها استفاده کردید.

امام علی علیه السلام دراین سخن مسئولیت  بسیار سنگینی برای مردم ما و بخصوص برای مسئولین ما تعریف نموده است  مخصوصا در مناطقی مانند گیلان که از مواهب طبیعی و خدادادی بیشتری برخوردار هستند پس می بایست  تمام تلاش خویش را برای حفاظت از همه مخلوقات خداوند از  نباتات و حیوانات گرفته تا خاک و  آب و صحرا و دشت و دریا بکار بندیم .

در گفتار پیامبر صل الله و علیه و آله و اهل بیتشان علیهم السلام سخنان زیادی در باره از بین نبردن درختان سرسبز وجود دارد  و از بین بردن آنها را موجب شمول عذاب الهی می دانند بطوریکه می توان استنباط کرد که از دیدگاه دین و شریعت بقاء انسان متوقف بر حفظ تمامی شرائطی است که بطور طبیعی در هنگام خلقتش وجود داشته.

آیا عذاب خداوند را نمی توان به از بین رفتن لایه اوزن و گرم تر شدن زمین و دگرگون شدن وضعیت آب و هوا و وقوع گرما و سرمای بدون سابقه و جریان یافتن طوفان ها و سیل های بدون سابقه بسط داد. آیا از بین بردن درختان سرسبز مجاری تنفسی زمین را نابود و منجر به کاهش اکسیژن و نهایتا نابودی انسان و سایر موجودات نمی شود؟ به روایتی زیبا از امام علی علیه السلام توجه کنید.

( پرهیز از قطع درختان سرسبز بر طول عمر انسان می‌افزاید)

چگونه است که حفظ درختان سرسبز باعث طولانی شدن عمر انسان می شود؟ چه رابطه ای بین حفظ درختان و طولانی شدن عمر انسان وجود دارد؟

اینکه در پاسخ صرفا گفته شود یک ثواب دینی است، مسلما دلالت بر درک نادرست از گزاره های دینی است . زیرا گزاره ای که آن را به دین منتسب می کنیم  اما به چگونه زیستن انسان کمک نمی کند قطعا گزاره دینی نیست و هیچ نسبتی با دین ندارد.

همه عبادت ها مانند نماز، روزه، حج ، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر ……. با درکی درست از وظیفه انسان نسبت به حوزه درونی و بیرونی خود یعنی درک درست از خود و جهان پیرامون خود نازل شده اند. مخصوصا برخی از عبادت ها که در آنها نوعی ویژگی مکانی و زمانی دیده می شود مانند حج که تمرین هجرت است! عبادتی که ما را در هنگام احرام از آزار رساندن به هر موجودی حتی از نوع خطرناک آن نهی کرده و از بین بردن آنان را موجب ضمان و کفاره می داند یا  روزه بخصوص در ماه مبارک رمضان. عبادتی که خودسازی و خویشتن داری انسان سرلوحه برنامه آن است.

نه تنها اسلام بلکه هیچیک از ادیان الهی از این درک جدا نیستند و می توان ادعا کرد که هیچ عبادتی در ادیان الهی فقط ناظر به فرد نبوده بلکه برای سعادت فرد و جامعه انسانی و جهان هستی طراحی گشته است.

نویسنده: محمود رضا هامونی حقیقت

۰/۵ (۰ نظر)