blank

  به گزارش خزرآنلاین، بیژن ذوالقار نسب، مربی سابق تیم ملی فوتبال، سایپا، ذوب آهن، مس کرمان، شهرداری تبریز و پگاه گیلان(داماش) و…، با حضور در پایگاه تخصصی ورزشی خزراسپورت به زوایای ناگفته فوتبال از ملوان بندر انزلی تا تیم ملی پرداخت، در زیر  گفتگوی وی با خبرنگار خزراسپورت را می خوانید:   باتوجه به […]

 

به گزارش خزرآنلاین، بیژن ذوالقار نسب، مربی سابق تیم ملی فوتبال، سایپا، ذوب آهن، مس کرمان، شهرداری تبریز و پگاه گیلان(داماش) و…، با حضور در پایگاه تخصصی ورزشی خزراسپورت به زوایای ناگفته فوتبال از ملوان بندر انزلی تا تیم ملی پرداخت، در زیر  گفتگوی وی با خبرنگار خزراسپورت را می خوانید:

 

باتوجه به سابقه حضور در فوتبال گیلان و تیم پگاه سابق (داماش)فعلی، و نحوه جدایی شما از این تیم بگویید:

 

من با اشتیاق و عشق و علاقه به رشت آمدم. خاطرات بسیار خوبی با مردم فهیم و فرهیخته گیلان دارم. آن زمان  با باشگاه پگاه رشت قرارداد بستم این باشگاه فکر کنم چهارمین سال حیاطش را سپری میکرد و این تیم جزء تیمهای متوسط و خوب فوتبال کشورمان بود. مدیران وقت پگاه بسیار انسانهای خوش فکر و بومی گیلانی بودند و بسیار ورزش را خوب می شناختند.

 

 

باشگاه پگاه با یکسری مشکلات اقتصادی در همان زمان روبرو شد، ظاهراً این شرکت در سراسر کشور در آن زمان حدود شانزده کارخانه داشت، که بودجه باشگاه را هر کدام درصدی تقبل کرده بودند ولی در آن زمان متاسفانه هیچ کدام از کارخانجات پگاه  به تعهدات خود نتوانستند عمل کنند در نتیجه مطالبات بازیکنانان و مربیان و هزینه های که برای تیم صورت می گرفت را نتوانستند تامین کرده و بپردازند. آنقدر کار بدین گونه پیش رفت که باشگاه پگاه مجبور شد امتیازش را به استانداری واگذار کند و استانداری ظرف ۴۸ ساعت آن را به مجموعه داماش واگذار کرد، در نتیجه  طی ۴۸ ساعت مدیریت پگاه عوض شد و مطمئناً هر گروهی سیاستها و نگرشهای خود را بکار می گیرند، به همین دلیل عدم اعتماد و یکسری مشکلات در بدو کار وجو داشت.

 

زمانیکه یک باشگاه به مدت ۵ تا ۶ هفته نتواند نیازهای باشگاه و مطالبات بازیکنان را تامین کند یکسری عوامل حاشیه ای هم به میان می اید، در رشت یکسری افراد باشگاه را تحت فشار قرار می دانند، مرتب نامه میدادند در روزنامه های محلی می نوشتند، اگر من فردی ساده و بدون استقلال نظر بودم و تعهد اخلاقی نداشتم سه چهار بازیکنی مورد نظر افراد را جذب می کردم هیچ مشکلی پیش نمی آمد و تیم حمایت می شد! اما چون این کار صورت نگرفت ورق برگشت و دیدیم افرادی با پلاکارد وارد استادیوم می شدند بر علیه تیم و خود بنده شعار دادند و متاسفانه فضای ورزش را یک مقدار آلوده کردند که در نهایت کار به گونه ای جلو رفت که قبل از اینکه تیم به رده های آخر سقوط کند با توافق مدیریت جدید (عابدینی)، من از مجموعه باشگاه جدا شدم.

 

من با عابدینی دو یا سه هفته کار کردم و توافقی هم جدا شدم، همیشه هم پیگر وضعیت تیم داماش بوده ام و در مجموعه خاطرات بسیار خوبی از مردم گیلان دارم.

 

 

با توجه به اینکه در فوتبال گیلان کار کرده اید فکر می کنید مشکل اصلی فوتبال گیلان چه چیز می تواند باشد که وضعیت داماش، ملوان ، سپید رود و چوکا به این نقطه رسیده است؟

 

خب فوتبال گیلان هم جد از فوتبال ایران نیست، بطور مثال اگر چند درصد وضعیت اقتصادی و بودجه سپاهان و ذوب آهن کاهش پیدا کند و با مشکل روبرو شوند شما فکر نکنید که ذوب آهن و سپاهان هم با این منوال بتوانند به حیاط خود ادامه دهند مطمئناً پر حاشیه تر و پر دردسر تر از ملوان خواهند شد.

 

یعنی  شما مشکلات مالی را دلیل  رکود فوتبال گیلان می دانید؟

 

مشکلات مالی را به تنهایی دلیل  نمی دانم ببینید فوتبال گیلان و مازنداران (که مازندران  هیچ نماینده ای در حال حاضر در فوتبال کشور ندارد)، جوانانشان دارای استعداد، قابلیت ها و ظرفیت های فیزیکی، فنی و هوشی بسیار بالایی در ورزش هستند در کنار شرایط محیطی مناسبی که دارند. قابلیت بدنی که یکی از فاکتورهای مهم در فوتبال است که بچه ای گیلان از آن برخوردارند.

 

در گیلان افراد با تجربه و با دانش و توانمند در عرصه فوتبال و ورزش زیاد داریم من در فوتبال می توانم بگویم صالح نیا، مجید جهانپور، غفور جهانی ، احمدزاده، ایراندوست ، پورغلامی و شاید ده نفر دیگر وجود دارند که پناسیل و دانش فنی خوبی داشته باشند.

 

در مجموع درمعادلات باشگاهی، گیلان یک شور و شوق خاصی را  در فوتبال کشور ایجاد می کند، مثلا  در هوای بارانی بازی در گل و لای و در بین تماشاگران پور شور گیلانی فوتبال را مهیج تر می کند.

 

در گیلان، مخصوصاً شهرهای رشت و انزلی،  میانگین سنی تماشاگران بیشتر از هر استانی است، افراد بالای ۳۰ سال که با عقل و شعور برای پر کردن اوغات فراغتشان و در راستای یک بحث فرهنگی و اجتماعی پای به استادیوم ها می گذارند که خود معنای خاصی دارد دارد که می تواتند ریشه در آداب و سنن و حس ورزش دوستی داشته باشد.

 

 

 نظرتان در خصوص وضعیت فعلی ملوان چیست؟ آیا مشکلات مالی مزید بر علت شده ؟

 

من دلیل این امر را تنها مشکلات اقتصادی نمی دانم هر چند که بی تاثیر نخواهد بود ولی نه در این حد که دیگر بازیکن های درجه سه آفریقا و درجه چهار و پنج آمریکای جنوبی بیایند و جای بازیکنان بومی را بگیرند.

 

من فکر می کنم این نگرش، نگرش درستی نباشد نمی خواهم به مدیریت جدید ایراد گرفته باشم، اگر چنانچه این تیم در اختیار سه یا چهار نفر از پیشکسوتان ملوان قرار بگیرد بنظر بنده ظرف دو تا سه سال تیم جوانان و امید ملوان دوباره در سطح اول ایران مطرح می شود و می تواند بازیکنان خوبش را به تیم اصلی وارد کند. بخش مدیریتی و یک سری عوامل فرهنگی هم دخیل هستند همچنان که در گذشته انزلی قابلیت های بسیار خوبی و توانمندی های بالای داشته، بازیکنانی که سالهای سال در انزلی ماندند و بازی کردند علی الرغم پیشنهادات متعددی که از باشگاههای سراسر کشور داشتند، اینها نشانگر فرهنگ و ریشه دار بودن  فوتبال در بین مردم و جامعه انزلی و گیلان را نشان می دهد.

 

فکر می کنیدآیا روزی برای مربیگری یا بحث مدیریت به گیلان برگردید؟

 

بعنوان مربی دیگر به میدان باز نمی گردم حدود دو سال است که خودم را بازنشسته کرده ام و احساس میکنم دین و مسئولیتی را نسبت به همشهریانم دارم و طی چند ماه گذشته پروژه ورزشی را در زادگاهم سنندج در حال راه اندازی و احداث دارم و در طول هفته سه چهار روز در آنجا هستم میخواهیم یک آکادمی فوتبال پایه (۸تا ۱۱سال) راه اندازی کنم. امادر بحث مراودات ورزشی بین سنندج و رشت یا برگزاری کلاس مربیگری، کلاس توجیهی و…، با کمال میل در خدمت فوتبال گیلان و مردم شریف این استان هستم.

 

 

نظرتان در مورد تیم ملی و جام ملت ها ی آسیا چیست؟ آیا کی روش می تواند ایران را قهرمان کند؟

 

من اعتقاد دارم تیم ملی هر کشور عملکردش در گروی توانمندی های باشگاههای آن کشور است. هر کشوری که دارای باشگاههای توانمند و خوب با بازیکنان داخلی خوب باشد می تواند تیم ملی موفقی داشته باشد.

 

متاسفانه آقای کی روش طی این چند سالی که در ایران حضور دارند هیچ اعتمادی به نوع کار فوتبال در باشگاههای کشور مان ندارند، عملکرد هیچ مربی در ایران را نمی پسندند. برای برگزاری اردوها در اولین فرصت فدراسیون و سازمان لیگ را مجاب کرده که لیگ را تعطیل کنند! عملاً فوتبال زنده لیگ برتر را به خواب می برد.

 

نگرش کی روش در جام ملت های آسیا  باید بسیار متفاوت تر نسبت به بازیهای جام جهانی برزیل باشد، در جام جهانی سه بازی از شش ماه قبل مشخص شده بود، که بازیهای تدارکاتی بسیار کمی انجام شد و یک ساختار دفاعی مبتنی بر ضد حملات و بالا بردن قابلیت جسمانی تا آنجایی که بازیکنان ما بتواند ۱۰ تا ۱۲ کیلومتر دوندگی داشته باشند در نظر گرفته شد، که در این امر هم بسیار موفق عمل کردند. اما بازیهای جام ملت ها بسیار متفاوت با جام جهانی است.

 

در گروه ما سه تیم قطر، امارات و بحرین قرار دارند که سه کشور همسایه هستند، که اگر قرار بر  مراودات غیر ورزشی باشد براحتی این امر صورت می پذیرد. ما در همین مرحله گروهی کار بسیار دشواری داریم و اگر از این  گروه  به سلامت صعود کنیم در بازیهای بعد به تیم هایی همچون ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، عربستان و…، که تیم های بسیار خوبی هستند و با برنامه پیش رفته اند، برخورد می کنیم که فوتبالی متفاوت از جام جهانی است.

 

در کل کار تیم ملی بسیار دشوار است. جام ملت های آسیا  بهترین میدان برای محک زدن آقای کی روش خواهد بود.

 

 

نظرتا در خصوص یک سرمربی ایرانی در تیم ملی چیست؟

 

در حال حاضر هستند کسانی که توانایی انجام وظیفه و خدمت به تیم ملی را داشته باشند افرادی همچون فرکی، قلعه نوعی و…، که در صورت وجود فضای مناسب و در یک غالب فرهنگی و اجتماعی خوب در فوتبال ملی می توانند مثمر ثمر باشند، اگر به هر دلیلی آقای کی روش پس از پایان جام ملت های آسیا تمایل ادامه همکاری با تیم ملی را نداشته باشد هستند افرادی که این توانایی را داشته باشند با توجه به اینکه مبلغی دستمزد سالانه ایشان بالغ بر ۲ میلیون دلار است در صورتی که تیم های که در جام جهانی در رده هفتم و هشتم قرار گرفتند دستمزد سالیانه آنها بیش از یک میلیون دلار نیست. اینها معادلاتی هستند که در مجموع باید در نظر گرفت، هر چند فضای موجود در فوتبال ملی کار را  برای مربیان داخلی سخت و دشوار کرده است.

 

نظرتان رادر مورد واگذاری باشگاه پرسپولیس و استقلال چیست؟

 

بنده معتقدم بطور کلی فوتبال کشورمان باید در اختیار بخش خصوصی باشد، بخش خصوصی که بطور جدی مورد حمایت دولت قرار بگیرد حداقل برای مدت ده تا پانزده سال همان کاری که کشورهای صاحب فوتبال در دنیا رخ داده، مثلا در کشور ترکیه حدود ۳۰ باشگاه که دولت به آنها زمین واگذار کرده به آنها وام پرداخت کرده که پس از ۱۰ سال وقفه نسبت به باز پرداخت آن اقدام کنند و پس از مدتی بعلت عملکرد خوب باشگاهها وام ها بلاعوض شد، و در حال حاضر زمین ها استادیوم ها وآکادمی های متعدد و در آمد مشروع دارند.

 

باشگاههای همچون گالاتاسرا بودجه در گردش یکسال آن بیش از بودجه کل ورزش کشور ما است و یا کشوری همچون انگلستان با ۱۱۰ سال قدمت فوتبال حرفه ای و اکثر غریب به اتفاق باشگاههای آن در بورس معتبر کشورشان و دنیا قرار دارند که نتیجه این امر جریان خصوصی سازی است که از یک نقطه شروع کردند و به تکامل و بلوغ رسیدند.

 

خیلی ها واهمه دارند از خصوصی سازی که کی فوتبال را در دست می گیرد عواقب باشگاهها چه میشود؟ اینها افراد بی مطالعه ای هستند که تفکرات محدودی دارند. بخش خصوصی سریعا حتی اگر نیاز باشد در صورت عدم توانای اقدام به جذب مدیرانی خارج از مجموعه کرده و ساز و کارها را فراهم می کنند. در این صورت باشگاهها می توانند در تمام استانها در شهرهایی که پیشینه ورزش، فرهنگ مناسب و شرایط اجتماعی مناسب، کارخانجات و صنایع معتبر و خوبی دارند می توانند حیاطی نو  پیدا کرده  و شکوفا شوند.

 

ما در کشورمان جیزی بنام باشگاه نداریم، تیم های چون ذوب آهن و سپاهان اگر چنانچه ارتباط خود را با مجموعه های صنعتی قطع کنند دیگر تیمی وجود نخواهد داشت. استقلال و پرسپولیس نیز به همین مشکل دچارند که سالانه میلیاردها تومان به بدهی سنوات گذشته آنها اضافه می شود، مدیریت هایشان نیز ظرف پنج سال هشت تا نه مدیرعامل عوض کرده و حدود چهل تا پنجاه عضو هیئت مدیره بخود دیده اند. در مقابل در باشگاهی همچوت گالاتاسرا هیئت مدیره آن طی ۱۲ سال گذشته یک تا دو مورد تغییر داشته که نشان دهنده ثبات مدیریتی در اثر خصوصی سازی می باشد.

 

نظرتان در مورد واگذاری باشگاهها و در اولویت اول به پیشکسوتان، هواداران آنها چیست؟

 

این مسئله واقعیت دارد و شکل گرفته است، وزیر ورزش و جوانان در جمعی اعلام کرده که ۲۰ درصد از سهام باشگاه پرسپولیس را بطور بلاعوض به پیشکسوتان آن هبه خواهند کرد. چند هفته قبل نیز در یک مکان ورزشی چند تن از پیشکسوتان دهه ۵۰ پرسپولیس در یک گردهمایی تصمیماتی گرفتند و سه نماینده از این جمع انتخاب شدند تا تمامی مراحل واگذاری ۲۰درصد سهام را دنبال کنند و قرار شد در اینده نزدیک نیز پیشکسوتان دهه ۶۰ و ۷۰ نیز به این مجموعه اضافه شوند.

 

مسلماٌ در جمع پیشکسوتان پرسپولیس مدیران بسیار توانمندی وجود دارد که سابقه حضور در فدراسیون فوتبال را دارند، تعدادی مربیان سابق تیم ملی بودند و تمامی آنها ورزشکاران و بازیکنان ملی پوش بوده اند که دارای جایگاه اجتماعی بسیار خوبی هستند.

 

اگر طبق روالی که وزارت ورزش و جوانان عنوان کرده و همچنین بحث بدهیهای پنهان مشخص شود، این مجموعه می تواند باشگاه را طبق ضوابط و با نظارت کامل وزرات ورزش اداره کنند و باشگا ه شروعی دوباره داشته باشد.در حال حاضر باشگاه استقلال و پرسپولیس از ضعیف ترین باشگاههای حاضر در لیگ برتر به لحاظ امکانات مالکیتی در تمامی رده ها هستند.

 

اگرخصوصی سازی به معنای واقعی صورت پذیرد و پیشکسوتان، هواداران و علاقمندان در باشگاه سهیم باشند شروعی تازه برای باشگاهها خواهد بود.

 

 

در پایان چند اسم نا م می برم شما نظرتان را درکوتاهترین  جمله ای که به ذهنتان می رسد بگویید:

 

علی پروین: فوتبالیستی بسیار توانمند، باهوش و دوست داشتنی.

 

حشمت مهاجرانی : مربی بسیار زحمت کش و استثنائی.

 

محمد مایلی کهن: انسانی صادق.

 

علی دایی: آقای گل جهان.

 

ناصر حجازی: فردی خوشنام و مستقل.

 

محمد علی کفاشیان: شخصیتی اجتماعی و رفتاری بسیار خوب و شخصیتی متوسط در ورزش.

 

کی روش: مربی حرفه ای و آگاه به مسائل کاری.

 

حمید درخشان: در آخرین وظیفه ای که به عهد گرفت مقداری عجله کرد.

 

احمد عابدزاده: دروازبان بسیار استثنائی  که آرزوی سلامتی و بهبودی برایش دارم.

 

پرسپولیس: قرمز.

 

کردستان: سرزمین انسانهای مهربان زحمتکش و میهن دوست.

 

نویسنده: محسن پاسبان

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)