blank

تبریک استاد! که یک بار دیگر دل مردم ایران و صد البته گیلانیان ورزش دوست را شاد کردید. ما به شما افتخار می کنیم که بارها و بارها با افتخار آفرینی های شما به خود بالیده ایم و چه خوشبختند نوجوانان و جوانان گیلانی که الگویی همچون شما دارند. درود بر شما و غیرت تان… […]

تبریک استاد! که یک بار دیگر دل مردم ایران و صد البته گیلانیان ورزش دوست را شاد کردید. ما به شما افتخار می کنیم که بارها و بارها با افتخار آفرینی های شما به خود بالیده ایم و چه خوشبختند نوجوانان و جوانان گیلانی که الگویی همچون شما دارند. درود بر شما و غیرت تان…
خوش آمدید استاد! اما وقتی نبودید، شادی رفت… دریا دخترمان را از ما گرفت. حتمن تاکنون تراژدی دریا و شادی را برایتان تعریف کرده اند و دانسته اید که چگونه دریا شادی مان را در آغوش گرفت و پس از گذشت پنج روز، هنوز به ما پس نداده است و چه تلخ که غمِ شادی نگذاشت تا در مراسم جشن قهرمانی امروزتان شرکت کنیم.
دلتنگیم و اسیر هزار ای کاش… که کاش شادی جلیقه نجات را بر تن می کرد، که کاش مربی تیم قایقرانی بندر انزلی پس از آنکه شادی از پوشیدن جلیقه امتناع کرد به وی اجازه تمرین نمی داد، که کاش وقتی مربی جریان تند آب را دید تمرین را تعطیل می کرد و… حالا بماند استاد که پدر شادی مدعی است اصلن مربی در کنار ورزشکاران نبوده و تیم بدون مربی تمرین می کرده است.
شاید اگر این اتفاق برای دختری از مردمان آنسوی آبها می افتاد، وزیر ورزش آن ممالک مجبور به استعفاء می شد… اما در سرزمینی که برای بدست آوردن پست و مقام، خودشان را به آب و آتش می زنند و پس از رسیدن به مراد دل، دودستی به میز ریاست می چسبند، انتظار استعفاء بی معنی ست. از شما هم انتظار استعفاء یا عذرخواهی نداریم اما حال که وزیر ورزش و جوانان خم به ابرو نیاورد و حتا دریغ از یک عذرخواهی ساده یا دلجویی از بازماندگان، شما از بار این اندوه بکاهید، مسببان اصلی و همه کسانی که در این ماجرا اهمال و کوتاهی کرده اند را شناسایی و پس از معرفی، برکنار کنید. این حداقل کاری ست که می توانید انجام دهید تا درسی شود که جان یک انسان بی اهمیت نیست و کوتاهی در حفظ جان فرزندان این آب و خاک قابل گذشت نیست.
شادی رفت! “شادی سرخیل” در دریای ندانم کاری و باری به هر جهتی ما غرق شد! حالا با هر کم و کیفی دخترمان را از دست دادیم… می دانم استاد که دل شما هم مثل من پیش آن مادری ست که هنوز مرگ دختر ۲۱ ساله اش را باور نکرده و چشم به دریا دوخته است. خداوند از سر تقصیرات من و شما و همه کسانی که ردپای کم کاریشان در این حادثۀ تلخ نمایان و پنهان است بگذرد، آمین.

نویسنده: علی رمضانی کینچاه

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)