blank

به گزارش خزر، ماحصل گفت و شنود این دیدار را در زیر می خوانید؛   خزر: نظر شما در خصوص تقارن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی با وقایع مهم سیاسی کشور چیست؟ به کلی ذات مداحی از ابتدای عالم وجود داشته و نمی توان گفت که این اتفاقات از دوره ای خاص به وجود آمده […]

به گزارش خزر، ماحصل گفت و شنود این دیدار را در زیر می خوانید؛

 

blankخزر: نظر شما در خصوص تقارن ایام تاسوعا و عاشورای حسینی با وقایع مهم سیاسی کشور چیست؟

به کلی ذات مداحی از ابتدای عالم وجود داشته و نمی توان گفت که این اتفاقات از دوره ای خاص به وجود آمده است. از بدو خلقت جهان این موضوع وجود داشته، ولی در دوره هایی تجلی بیشتری داشته است.

روایات را بررسی کنیم در می یابیم که از ابتدای خلقت، یعنی قبل وقایع عاشورا مداحی وجود داشته و این از طریق وحی انجام می گرفت. بطور مثال از حضرت آدم تا سایر پیامبران نوح و … وقتی به سرزمین کربلا می رسند و می پرسند این چه سرزمینی است؟ از طریق ملائک به آنها وحی می شود که این سرزمینی است که حسین در آن به شهادت می رسد. آنها می پرسند که چه کسی او را می کُشد؟ وحی می رسد که قومی فاسق و فاجر که خود را از دین پیامبر آخر زمان می دانند ولی پسر پیغمبر را می کشند!

خب در اینجا ذهن را سوق می دهد مدحی که می شود یک  رنگ و بوی سیاسی دارد. اما سیاسی نیست. گرچه اهل بیت فقط در مقام سیاست کردن مردم و بندگان خدا به مصداق «وساست العباد» در زیارت جامع کبیره است از صفات ائمه هست، اینها چینش صفات صحیح سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم را می کنند. وقتی که این وسط خلل ایجاد می شود می آیند و جهاد می کنند.

مداحی هم که برای اینها می خواند به جلو می رود نوعی با همان چینش سیاسی و فرهنگی و اجتماعی که مد نظر اهل بیت بوده را پیاده می کند.

خب یک وقتی در همین فضا نمی شود گفت که اهل بیت مبارزه با یزید همان موقع را قبول داشتند و مبارزه با یزید امروزی را قبول ندارند! به این دلیل هم که از معصوم چیزی به ما نرسیده است دیگر به اسرائیل و امریکا هم لعن نفرستیم، به جنایاتی که در غزه اتفاق می افتد هم کاری نداشته باشیم.

بنشینیم و همان یزید ۱۴۰۰ سال پیش را لعنت کنیم! اینجا یک اختلافی با خط صحیح اهل بیت پیش می آید. خط صحیح ائمه و اهل بیت جدا نشدنی است از فکر صحیح دینی و سیاست صحیح اجتماعی، فرهنگی و دینی به همراه مبارزه با سنگ اندازان این راه. یعنی کسانی که نمی خواهند بگذارند مردم به یک پایداری صحیح اجتماعی، دینی و فرهنگی در سیاست شان برسند. اینجاست که اهل بیت فریاد می زنند.

نوکر اهل بیت مداحان نیز باید فریاد بزنند. اوج این داد و فریاد ها در ایام محرم است.

blankچه ندایی بالاتر از این که جوان های ما و نوجوان های ما با الهام از فرهنگ عاشورا و امام حسین در ۱۵خرداد سال ۴۲ به پیروی از فرزند به حق سیدالشهدا، مرجع تقلید جهان تشیع امام روح الله (ره)، که پرچمدار این راه بود، پا به پای علما این راه را ادامه می دهند و با آنها همراه می شوند تا اوج اش که می شود ۱۳ آبان ماه، که می شود انقلاب دوم. انقلابی که امام آن را مهمتر از انقلاب اول می دانستند.

به این دلیل که انقلاب اول توسط عوام انجام شد ولی در انقلاب دوم بصیرت جوانان ما بود که گفتند این جایی از انقلاب در حال رسوخ است. فکرها و نظر ها و صدای امریکا و نفس زدن های سران امریکا به گوش می رسد. می روند و ردیابی می کنند و می بینند که در فلان جا، جاسوسی صورت می گیرد.

این بصیرت از کجا خط می گیرد؟ آیا این غیر از صحبت های بالای منبر در روز عاشورا و زحمات روحانیون و مداحان است که بصیرت را بطور لحظه به لحظه به جوان ها و مردم انتقال د ادند؟

در مداحی برای سید الشهدا مرزی بین دین و سیاست قائل نشدند و نیامدند که خطی بکشند و دین و سیاست را جدا کنند. عده ای واقعاً برای این موضوع زحمت کشیدند. طالقانی ها، بهشتی ها و مطهری ها و بزرگوارانی دیگر مانند مفتح ها و دستغیب ها زحمات فراوانی کشیدند.

شیرین ترین و موفق ترین این علما شهید دستغیب بود که با زبان دین و روایت و تفسیر قرآن به روشنگری و بصیرت افزایی می پرداخت. لذا عوام الناس که پای منبر ایشان هم خیلی جمع می شدند، از نگاه دینی و سیاسی به یک خط روشن می رسیدند.

نتیجه اش همانی می شود که در اوج اش در ۱۳ آبان ماه مشاهده کردیم. امسال هم می تواند همینطور باشد به نوعی یاد آور همان دوران باشد.

جوانانی که می روند و ۸دی را ایجاد می کنند، حماسه ۹دی را خلق می کنند. همانگونه در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ لانه جاسوسی را تسخیر کردیم، امسال می توانیم دلها را تسخیر کنیم.

بزرگترین رسانه برای انتقال افکار به تمامی شیعیان در جهان شیعه محسوب می شوند هیات ها هستند.

روایت هست که “خداوند رحمت کند کسی را که امر اهل بیت را احیا می کند” این امر اهل بیت در کجا احیا می شود؟ در همین جمع نشینی ها و هیات ها معرفی می شود. عهده دار این جلسات نیز مداحان و روحانیون هستند.

مداحان و روحانیون دو بال هستند، یکی با فکر و منطق و یکی با هنر نمایی خود می توانند مردم را به یک قلّه ی معرفت برسانند. البته این را هم باید مد نظر داشت که اگر این پرنده راه را بلد نباشد نمی تواند فرد را به قله برساند و یقیناً در میانه راه سقوط خواهند کرد.مداح حرفه ای و روحانی عالم هر کدام برای خود تعریفی دارند که باید به آن توجه کرد.

لذا مداح و روحانی می توانند رسانه خوبی برای مردم باشند. مداحی که زندگی اجتماعی اش دچار اشکال باشد نمی تواند صدای اسلام را بخوبی به مردم برساند!

blankآیا این اسلام دین محمدی است یا اسلام معاویه ای و عمروعاصی؟ اگر به فردیات خود توجه کنیم و در جامعه درست و بخوبی حاضر شویم می توانیم رسانه خوبی باشیم. اگر مداح و روحانی، دین خود را خوب نشناسد، راواج خرافه بخواهد کند رسانه خوبی نمی تواند باشد. اگر از ابزار هنر استفاده خوب نکند نمی تواند رسا باشد.

اوج رسا بودن صدای این رسانه ها در ایام محرم است. چرا که در ایام محرم شور حضور در مجالس بسیار بیشتر از سایر ماه ها و مناسبت هاست. مداح موفق هم کسی است که رسا عمل کند و در بیان دین تعارف نداشته باشد. از بیان حقایق نترسد.

کسی که جلوی مداح و روحانی می نشیند توقع رسا بودن دارد. اگر غیر از این باشد نمی تواند  تاثیر خوبی بر مردم داشته باشد.

خزر: در حال حاضر وضعیت مداحی در استان گیلان را چگونه ارزیابی می کنید؟

مداحی ها هرسال بهتر از سال قبل است. آنطور که شنیده شده است در شهرستان رشت حدود ۴۰۰ نفر مداح داریم. امروزه مداحان به دنبال شعر روز می روند.

مقاتل معتبری که منتشر می شود، کلاس هایی که برگزار می شود، همایش ها و… همه نشان دهنده این است که دیگر مداحی مانند گذشته نیست که فرد یک جلد کتاب باز کند و از روی آن بخواهد بخواند.

اخلاق و آداب مداحی، بحث تاریخ و مقتل و کتابخوانی، تشخیص اشعار خوب و مولفه های شعر خوب موضوعاتی هستند که امروزه واقعاً به آن بها داده می شود.

مردم هم اقبال خوبی به آنها نشان می دهند. بنده می توانم ادعا کنم که مداحان گیلانی هیچ چیزی از مداحان تهرانی و مشهدی و قمی کم ندارند.

 خزر: فرق مداحی و روضه در چیست؟

مداحی به معنای ستایش و مدح یک ممدوح. مداح مذکور صفات حمیده ی فرد مدح شونده است. اما روضه به آن معنای متداول و عامیانه بیان معاصی و جنایتی است که در حق اهل بیت شده است. مداح در ده شب محرم که می خواند باید دو سه شب اش را به برخی از خطبه ها اشاره کند.

بین مداحی و روضه خوانی فرق است. در جلسات محرم باید هم مدح صورت بگیرد هم روضه… بعد از روحانی وقتی که مداح نشست بر روی منبر ابتدا مدح سید الشهدا را بکند و با خواندن شعری زیبا در وصف سیدالشهدا ورود به روضه خوانی کند.

اینطور بسیار زیبا می شود. هم مدح در آن است و هم روضه خوانی.

blankمیوه رسیده همیشه آفت می گیرد. ببینید سی و پنج سال از انقلاب می گذرد و هیئت های عزاداری به خوبی پا گرفته اند و مردم هم از پای منبر ها چیزهای زیادی یاد گرفته اند، دشمن هم این را فهمید و برای حمله و ضربه زدن به ما دقیقاً همین ها را نشانه می گیرد.

به طور مثال دو یا سه سال پیش بود،  حدود یکماه قبل از محرم کنگره ای در امریکا بر بود که هیلاری کلینتن گفته بودند که ” تا این جلسات شیعیان را که در ایران برگزار می شود و روحانیون و مداحان را نتوانیم از این جمع بگیریم، نمی توانیم موفق شویم.”

پس ببینید، دشمن برای ضربه زدن به ما می داند چطور عمل کند. ما نیز وظیفه سنگینی برعهده داریم. اینجا است که عده ای از آخوندها با عمامه انگلیسی در جامعه ظاهر می شوند. مداحانی می آیند که اگر بخواهید دنبال کنید می بینید که سیم تریبون و بلند گوی آنها به کاخ سفید وصل است!

باور بفرمایید! فردی می گفت در اویل انقلاب  مقابل سفارت عربستان سعودی مسجدی بوده که هر روز صبح حدیث کسا و روضه حضرت زینب خوانده می شد و به عُمَر لعنت می فرستادند. امام به گروهی دستور دادند که پیگیری کنند  و ببینند ماجرا از کجا آب می خورد.

رفتند و از مسئول مسجد پرسیدند که این روضه چیست؟ گفت این روضه حاج آقا فلانی است! می روند سراغ آن فرد او می گوید که فلانی به ما گفت که اگر می خواهی گره از مشکلاتت باز شود هر روز این روضه را برپا کن. فقط هم در همان مسجد جواب می دهد. آدرس او  را می گیرند و به سراغش می روند، می پرسند که چه کسی به تو این حرف را زد؟ او نیز آدرس فردی در بالای شهر تهران را می دهد. می روند و بررسی می کنند و متوجه می شوند که وی هفته ای چند بار در سفارت انگلیس رفت و آمد می کند! پس معلوم شد که ماجرا از کجا آب می خورد!

این قبیل افراد فقط در صدد تخریب مذهب تشیع بوده و هستند. یعنی کاری به سیاست و … ندارند. فقط می خواهند که دین را خراب کنند.

نمونه بارز آن خاندان شیرازی ها است. این خاندان از ابتدای انقلاب در کنار امام خمینی بودند.اما بعد راه خود را از امام جدا کردند به این دلیل که قدرت سرشاخ شدن با غربی ها را نداشتند.

چرا در دوران صدام، دولت عراق هیچ کاری با خاندان شیرازی ها نداشت؟ چرا خاندان حکیم که از طایفه بزرگ شیعه عراق بودند را می کشتند و گوشت بدنشان را چرخ می کردند و به زندانیان می دانند تا بخورند!؟

سید صادق شیرازی و طایفه اش هیچ گونه محبوبیت و جایگاهی در عراق ندارند به گونه ای که اگر در انتخاباتی از کسی حمایت کند، قطع به یقین وی رای نخواهد آورد. چه برسد به اینکه بخواهد در پارلمان های محلی و ملی عراق نماینده شوند!

سید صادق شیرازی که خود را مرجع تقلید می داند به هیچ وجه مقلدی ندارد. می گوید بیشترین مقلدان را هم در عراق بخصوص  در کربلا دارند که این کذب محض است.

اینها چون محبوبیتی در بین مردم ندارند، پول می دهند، هزینه می کنند و در عراق از نجف تا کربلا عکس های سید صادق شیرازی را در بین راه ها نصب می کنند! تا از این طریق عقده های خود را خالی کنند!

امروزه دیگر حقایق بر مردم مشخص شده است. پیشنهاد بنده به مردم این است که در مجالسی شرکت کنند که چیزی به اطلاعات آنها بیفزاید.

نویسنده: گفتگو با محمد عباسپور

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)