blank

به گزارش خزرآنلاین، محمد پورجعفری طی سالهای گذشته نمایش سحوری نوشته ی دکتر صادقی، نمایش تقصیر نوشته ی فرهاد آئیش، نمایش پل نوشته ی محمد رحمانیان، نمایش به امید دیدار نوشته ی ناتاشا محرم زاده، کمی سیب کمی فرشته نوشته ی فرهاد پاک سرشت، نمایش عاشقستان نوشته ی کیوان صباغ، نمایش چشمهایش می خندد، محاله فکر […]

به گزارش خزرآنلاین، محمد پورجعفری طی سالهای گذشته نمایش سحوری نوشته ی دکتر صادقی، نمایش تقصیر نوشته ی فرهاد آئیش، نمایش پل نوشته ی محمد رحمانیان، نمایش به امید دیدار نوشته ی ناتاشا محرم زاده، کمی سیب کمی فرشته نوشته ی فرهاد پاک سرشت، نمایش عاشقستان نوشته ی کیوان صباغ، نمایش چشمهایش می خندد، محاله فکر کنید اینطوری بشه، و برخورد نزدیک از نوع آخر، هر سه نوشته ی چیستا یثربی، و نمایش عشق لرزه نوشته ی اریک امانوئل اشمیت را در جشنواره ها و اجراهای عمومی به روی صحنه برده است.

آنچه در ادامه می آید مصاحبه ی اختصاصی خبرنگار خزرآنلاین با محمد پورجعفری است:

 

 شما در سالهای دورتر گاهی بعنوان بازیگر هم روی صحنه می رفتید یا گاهی دست به قلم برده و نویسندگی می کردید اما امروزه شما را صرفا به عنوان کارگردان می شناسیم. دلیل این موضوع چیست؟

من باور دارم که بازیگری، نویسندگی و کارگردانی هر کدام یک دنیا و مقوله هایی کاملا تخصصی هستند. در دنیا، در ایران هم افراد کمی داریم که بتوانند در هر سه شاخه موفق عمل کنند. به همین دلیل تمام تمرکز خود را روی کارگردانی گذاشته ام.

 

در حال حاضر روی چه نمایشی کار می کنید؟

نمایشنامه ی ایوانف نوشته ی آنتوان چخوف، که پنج نسل از بازیگران گیلانی در آن حضور دارند.

 

 تقریبا تمام هنرمندان تئاتر گیلان از وضعیت تئاتر در استان ناراضی هستند. به عقیده ی شما مشکل تئاتر چیست؟

به نظر من یکی از اصلی ترین معضلات ما مدیریت فرهنگی در استان است. پتانسل فعلی به ما اجازه ی انجام کارهای زیادی در فرهنگ استان می دهد. یا دوستان فرهنگی که بر سر کار هستند از سر ناآگاهی کاری نمی کنند، یا توانش را ندارند، و یا اینکه خودشان نمی خواهند. این را من نمی دانم. مثلا در مدیریت فرهنگی استان باید این پرسش را مطرح کنیم که آیا اصلا تئاتر را به عنوان یک نیاز فرهنگی می خواهیم یا نمی خواهیم؟ اگر به تاریخ تئاتر مراجعه کنید می بینید که تئاتر در بسیاری از موارد تاثیرگذار بوده است. تئاتر خوب می تواند بسیاری از معضلات فرهنگی جامعه را حل بکند. تئاتر می تواند بازوی کمکی سیستم و دولت در حل معضلات فرهنگی باشد. از طرف دیگر مدیریت باید آستانه ی تحمل خود را بالا ببرد. باید صبور باشد.

 

پیشنهاد شما برای بالا بردن سطح رضایتمندی در تئاتر استان چیست؟

یکی از کارهایی که امکانش فراهم است اجراهای مستمر است. مثلا اگر ۳۰ گروه تئاتر در استان در قالب یک برنامه ریزی، دو نمایش را هر بار ده شب اجرا کنند تمام سال را در بر می گیرند. اجرای مستمر مخاطب خود را پیدا می کند. در واقع مخاطب در می یابد که در کدام سالن باید به تماشای تئاتر بنشیند. این باعث میشود که هنرمند هم در چرخه ی تولید می کوشد که به روزتر و علمی تر کار کند تا مخاطب خود را حفظ کند. در این شرایط مخاطب حق انتخاب پیدا می کند که کدام نمایش یا کدام کارگردان را برگزیند. همین اتفاق در تهران رخ می دهد. عده ای تماشاگر پسیانی هستند و عده ای تماشاگر یعقوبی اند. لزومی هم بر این نیست که تماشاگر یعقوبی کار پسیانی را بپسندد. هر کدام مخاطب خود را دارند. گیلان که قدمت تئاتر در آن در کشور در رتبه ی اول قرار دارد که دلیلش نزدیکی به دروازه ی تمدن می باشد، هنوز یک پلاتوی خوب برای تمرین و اجرای تئاتر وجود ندارد. این ما را به این نتیجه می رساند که مدیریت فرهنگی استان هنوز نیاز فرهنگی تئاتر را درک نکرده است. مگر ساخت یک پلاتو چقدر هزینه دارد؟ البته این را هم بگویم که انتظارات را نباید فقط به ارشاد و حوزه معطوف کرد. بخش اعظم این کارها را شهرداری باید انجام دهد. همین کاری که در تهران و کلانشهرهای جهان رخ می دهد. در تهران چندین تالار و فرهنگسرا هست که زیر نظر شهرداری فعالیت می کنند که در همه ی آنها هر شب نمایشهایی به روی صحنه می رود. ما در گیلان هنوز یک فرهنگسرا نداریم. مخاطب به فرهنگسرا اقبال بهتری نشان می دهد، چون شهرداری را یک ارگان عمومی می داند. اما نگاه مخاطبان به ارگانهای دولتی نظیر ارشاد خاص تر است.

 

درباره ی آستانه ی تحمل مدیران فرهنگی هم صحبت کردید. ظاهرا این آستانه در میان مدیران فرهنگی استان گیلان خیلی پایین است.

مادامیکه آستانه ی تحمل مدیران فرهنگی بالا نرود از تاثیرگذاری خبری نخواهد بود. من نمایشی به نام عاشقستان را روی صحنه بردم. نمایشی مذهبی با نگاهی اجتماعی و عاشقانه. عشق عرفانی، عشق درست را، رابطه ی درست یک پسر و دختر را در آن نمایش نشان دادم که چطور عاشق هم بشوند و به ازدواج ختم شود. مخاطبان من در این نمایش چه کسانی بودند؟

 

جوانها.

در واقع جوانهایی که به دید مسئولین، ناهنجارند. من می خواهم روی آنها تاثیر بگذارم. اگر همان جوانها نتوانند به خاطر حجاب وارد سالن شوند من نمایشم را از دست می دهم. من به مدیر وقت ارشاد گفتم شما که اینهمه تماشاگر مرا برگداندید به من مجوز بدهید نمایشم را در کافی شاپها اجرا کنم. در جاهایی که شما می گویید فضای ناهنجار هست. اگر قرار باشد فقط خودی ها به تماشا بیایند که اصلا مشکلی نیست. آنها که همه خوبند. این به آن معناست که آستانه ی تحمل مدیر پایین است. نمی تواند تحمل کند در سالن نمایشی که ۱۵۰ تماشاگر دارد ۷۰ نفر نمی گویم بی حجاب، نمی گویم ناهنجار، می گویم ۷۰ نفر تماشاگری حاضر باشد که نگاهش با عرف هماهنگ نیست. این می تواند به من هنرمند کمک کند در انتقال مفاهیمی که در کارم هست. آیا این تاثیرش بر حجاب بیشتر است یا برخورد مستقیم؟ قاعدتا غیرمستقیم. من همیشه مثال می زنم، در سریال در پناه تو، لعیا زنگنه که هم بازیگر خوبی بود و هم از نظر بصری هم جذاب بود، وقتی با چادر در نقشش ظاهر شد، حداقل نیمی از دختران خانواده ی ما بعد از آن مشتاق شدند که چادر به سر کنند. سریال درباره ی حجاب نبود، خانوادگی بود. خب این یعنی تاثیر غیر مستقیم. در تئاتر هم همین است. آستانه ی مدیران باید بالا برود. سالنها و منابع مالی هم به مدیریت برمیگردند.

 

درباره ی کیفیت هنری در میان تئاتریهای استان چه نظری دارید؟

ما درباره ی آموزش مشکل داریم. به باور من فضای آموزشی تئاتر استان، مردابگونه است. رو به پیشرفت نیست. دلیل عمده اش اینست که اداره ی ارشاد باید نظارت خود را بر آموزشگاههای نمایشی سر و سامان بدهد. چطور ممکن است در یک کارگاه یکروزه با شهریه ی بالا ما بازیگر تحویل جامعه بدهیم؟ اصلا ممکن نیست. حتی اگر پیتر بروک هم در کارگاه یکروزه نمی تواند کسی را بازیگر کند. بازیگر در یک پروسه بوجود می آید. من پرسش می کنم. نمی گویم خوب است یا نه. چه ملاکی وجود دارد که یک نفر تدریس بکند؟ چه کسی این ملاک را می گذارد؟ باز هم سوال دارم. دوستان هنرمند ما تا چه اندازه به مطالعه اشتیاق نشان می دهند؟ این پروسه باعث میشود که ما در یک بازه ی زمانی ده پانزده ساله تعدادی هنرجو داشته باشیم که نسبت به قبل پسرفت کرده باشند. اگر تئاتر یک علم است باید به روز باشیم. در بخش آموزش مشکل داریم. رشت را کلانشهر می نامیم اما هنوز یک دانشگاه هنرهای زیبا هم ندارد.

 

گفتگو از وحید شعبانی

 

نویسنده: گفتگو با محمد پورجعفری کارگردان تئاتر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)