blank

پرداختن به تئاتر را از چه زمانی آغاز کردید؟ از سال ۱۳۷۵ در مدرسه قدم به دنیای نمایش گذاشتم. سپس در دانشگاه تهران وارد گروههای تئاتر دانشجویی شدم.  بعد از آن در تستهای ورودی کارگاه تئاتر دکتر رفیعی پذیرفته شدم و تا دو سال در کنار دکتر رفیعی و شاگردان ممتازشان نظیر آقای چرم شیر، […]

پرداختن به تئاتر را از چه زمانی آغاز کردید؟

از سال ۱۳۷۵ در مدرسه قدم به دنیای نمایش گذاشتم. سپس در دانشگاه تهران وارد گروههای تئاتر دانشجویی شدم.  بعد از آن در تستهای ورودی کارگاه تئاتر دکتر رفیعی پذیرفته شدم و تا دو سال در کنار دکتر رفیعی و شاگردان ممتازشان نظیر آقای چرم شیر، خانم هاسمیک خاراپطیان و آقای حسن معجونی تجربه اندوزی کردم.

 

مهمترین نمایشهایی که در آنها به ایفای نقش پرداخته اید کدامند؟

خاک سبز به کارگردانی مرتضی عبدی پور، سپاس حیات طیبه به کارگردانی مجید کاظم زاده مژدهی، هواپیمای چوبی و روی نوار مرگ، هر دو به کارگردانی کیوان خسرو مرادی، و در نهایت نمایش کابوسهای دنباله دار به کارگردانی مهرداد هنرمند که جایزه ی بازیگر اول تئاتر استان را برایم به ارمغان آورد.

 

در بین تمام نقشهایی که ایفا کرده ای کدام شخصیت را بیشتر از سایرین دوست داری؟

خب، بازی ام در نمایش روزهای عادی زندگی به قلم مهدی شایان برایم جالب است. در کنار این آنچه از آن لذت بردم زمانی بود که در پروسه ی تمرینات کارگاه دکتر رفیعی تا دو سال هیچ نقشی را ایفا نکرده بودم. بعد از آن در سریال تلویزیونی رویای گنجشکها به کارگردانی راما قویدل حاضر شدم. این در حالی بود که خود را یک بازیگر متوسط می دانستم که دو سال، روزی هشت ساعت تمرین کرده و هیچ محک جدی نخورده است. آنجا در کنار بازیگرانی مثل کورش تهامی و گلاره عباسی فقط یک بازیگر شهرستانی بودم. اما هر چه به جلوتر می رفتم از محیط و آدمهای آن انرژی مضاعفی می گرفتم. مثلا در آغاز وقتی لباسم را از طراح لباس مطالبه می کردم می گفت «همان گوشه افتاده است! برو بردار!» ولی هر چه زمان می گذشت وقتی برای تحویل گرفتن لباسهایم می رفتم، می دیدم که لباسهایم اتوکشیده در کاور در جای خودش آویخته شده است.

 

یعنی از فضای نزدیک به حرفه ای آنجا انرژی می گرفتید؟

نه! به این نتیجه رسیدم که آنها به گونه ای حس کردند که با یک آدم حرفه ای طرف هستند، برعکس آنچه انتظار داشتند. دیدم که در این دو ساله که کار نکردم سطح کیفی هنرم آنقدر بالا رفته بود که روی هنرمندانی که در کنارشان به کار پرداخته بودم تاثیر گذاشته بود.

 

یعنی به این نتیجه رسیدند که باید شما را جدی تر بگیرند.

دقیقا. چندی پیش در جایی باز هم در کاری حاضر بودم که کورش تهامی هم در آن حضور داشت. دستیار دوم کارگردان از دوستانم بود، وقتی رسیدم به من گفت همین الآن کورش تهامی داشت درباره ی تجربه ی خوبی که در شمال با تو داشت، حرف می زد. این برایم خیلی با ارزش بود.

 

درباره ی روزهای عادی زندگی هم صحبت کنید. نمایشی که در پلاتوی افرا اجرا شد.

سوژه این نمایش خیانت بود که آنرا در زندگی یک مرد می دیدیم. آنچه عرضه شد شخصی ترین لحظه های زندگی این مرد بود که هر کس آنها را شاید فقط در خلوت خود گاهی داشته باشد.

 

درباره ی تئاتر گیلان چه دغدغه ای دارید؟

نه تنها تئاتر استان بلکه تئاتر همه ی استانها با مشکل کمبود منابع مالی مواجه هستند.

 

کارگردان اول جشنواره ی تئاتر استان چیزی حدود پانصد هزار تومان جایزه گرفت. جایزه ی شما که بازیگر اول شدید چقدر بود؟

چهارصد تومان که حواله اش بعد از چهار ماه نقد شد.

 

گمان میکنم مجموع جوایزی که به نزدیک به سی برنده ی جشنواره پرداخت شد کمتر از پانزده میلیون تومان بود.

دقیقا. البته این تماما به اداره ی ارشاد برنمی گردد. در استانهای دیگر گاهی می دیدیم که تا یک میلیون تومان به بازیگر اول جشنواره پرداخت میشد. آنجا می گفتند که تمام این مبلغ را اداره ارشاد پرداخت نمی کند. در واقع این حمایتی بوده که ارشاد از شهرداری یا شورای شهر یا نهادهای دیگر می گرفت. این را هم در نظر بگیرید که خیلی از هنرمندان که ماهها برای نمایشهایشان زحمت کشیدند و جایزه ای هم نبردند. بی رو در بایستی بگویم اگر پیشنهاد مهدی شایان و مهرداد هنرمند نبود شاید اصلا به این زودیها اصلا تئاتر کار نمی کردم. شاید اگر فقط دو روز در یک کار تلویزیونی حاضر باشم به اندازه ی کل جایزه ی جشنواره ی استانی برایم درآمد داشته باشد. شاید اگر بخواهم شبانه روزی هم در تئاتر فعالیت کنم شاید فقط بتوانم بخشی از بدهکاریهای گذشته ام را پرداخت کنم. قبلا اینطور نبود. قبلا وقتی نمایشی را روی صحنه می بردیم ارشاد کمک هزینه می داد یا ارگانهای دیگر کمک می کردند. الآن تنها شده ایم. خوشبختانه یا متاسفانه گیلان آدمهای تئاتری زیادی دارد. کاری به سطحی کیفی آن ندارم. امیدوارم به این مجموعه بیشتر لطف شود. الآن دارد کم لطفی میشود. امیدوارم روزی برسد که تئاتریها بتوانند حق خود را بگیرند.

 

 

                                                                                                                                                                  گفتگو از وحید شعبانی

نویسنده: گفتگو با مهرداد بخشی، بازیگر برگزیده ی تئاتر گیلان

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)