blank

دنبال مقصر نمی گردیم؛ چرا که فایده ای ندارد مگر زمانی که استقلال رشت و پگاه سقوط کردند اینهمه مقصر برایش تراشیدیم فایده ای داشت، پس امروز هم بدنبال یافتن مقصر نیستیم هرچند که نیاز به گشتن برای آن هم نیست چراکه اظهر والشمس است، نگاه به عقب را رها می کنیم به دور دست […]

دنبال مقصر نمی گردیم؛ چرا که فایده ای ندارد مگر زمانی که استقلال رشت و پگاه سقوط کردند اینهمه مقصر برایش تراشیدیم فایده ای داشت، پس امروز هم بدنبال یافتن مقصر نیستیم هرچند که نیاز به گشتن برای آن هم نیست چراکه اظهر والشمس است، نگاه به عقب را رها می کنیم به دور دست در آینده می نگریم، دور دستی که عابدینی در توصیفش می گوید: استان که تیم را نخواست، پس یا به تهران می برم و یا منحل می شود؛ اما الماسخاله متصدی فوتبال این استان تاکید کرد که تیم نه انحلال می یابد و نه انتقال.

با این شرایط تنها چیزی که واضح و مبرهن است بعد از بی نوایی این تیم، یتیم بودنش هست که آزار می دهد، حتما افغانستان قبل از حامد کرزای را بخاطر می آورید، سیاستمداری در توصیف آن دوران اینگونه گفته بود: “در افغانستان هر کسی صبح زودتر از خواب بیدار شود رییس جمهور آن روز کشور است.” ظاهرا در داماش نیز وضع بدین گونه است، تا قبل از سقوط، عابدینی مدیران ورزشی را متولی فوتبال این شهر خطاب می کرد، مدیران ورزشی به مدیران سیاسی استان نگاه می کردند، مدیران سیاسی هم قوه قضاییه را و قوه قضاییه هم عابدینی را و همین طور دور تسلسل ادامه داشت تا اینکه در نهایت هیچکس سرپرستی این یتیم را قبول نکرد، تیم افتاد، حال وضعیت کمی دگرگون شده است، عابدینی که صبح کمی زودتر از دیگران بیدار شده بود مصاحبه ای با یک خبرگزاری کرد و گفت یا تیم را منحل می کنم یا می برم تهران، یعنی اختیاردار تیم من هستم، هیئت فوتبال هم که کمی دیرتر بیدار شده بود می گوید تیم نه منحل می شود و نه کسی می تواند آن را انتقال دهد بلکه در همین شهر رشت می ماند یعنی ما مسئول این باشگاه هستیم؛ فقط مانده ام این متولیان دلسوز تا الان کجا بوده اند.

در هر صورت فوتبال رشت هم خدایی دارد مگر نه اینکه با سقوط استقلال رشت به دسته پایین تر، پگاه متولد شد و فوتبال رشت را به لیگ برتر بازگرداند، پگاه هم که سقوط کرد، داماش ناجی فوتبال دوستان این خطه شد و دکمه آسانسور را روی دکمه لیگ برتر فشار داد و اکنون داماش هم که سقوط کرد و باید منتظر ماند و شاهد حضور نامی جدید در عرصه فوتبال رشت بود تا به مدد آن بار دیگر به لیگ برتر باز گردد آری فوتبال رشت مقصران را زود فراموش می کند …

زورمان به استاندار و مدیرکل ورزش و هیئت فوتبال و عابدینی که نرسد به مه آفرید امیر خسروی در بند که می رسد، مگر نه اینکه آب از سرچشمه گل آلود شد پس اختلاس بزرگ ۳ هزار میلیاردی را دست آویزی برای تنهایی داماش قرار می دهیم تا باشد که دیگران ببینند و بیاموزند و افسار هیچ تیمی را در کشوری به نام ایران (علیرغم میل باطنی) به دست بخش خصوصی ندهند، چراکه می شود شفیع زاده و استقلال اهواز، چرا که می شود هدایتی و استیل آذین، چراکه می شود زنجانی و راه آهن و در نهایت چراکه می شود خسروی و داماش.

نکته جالب در خصوص لیگ برتر ایران این است که در این  لیگ تیم‌های قدمت‌دار و با سابقه با ورود بخش خصوصی پس از سقوط به انحلال و نابودی کشیده شدند، باید این حرف را قبول کرد که پول در فوتبال لازم است اما کافی نیست! بدون پول نمی‌توان تیمداری کرد اما با پول هم نمی‌توان قهرمان و ماندگار شد. بنابراین داماش و کلا تیم‌های سقوط کرده که هواداران زیادی هم داشتند باید به جز درد بی‌پولی به دنبال اشکالات دیگر هم باشند اینکه ثبات مدیریت نداشتند، اینکه از مردان متخصص در هر زمینه‌ای به خوبی استفاده نکردند و به بیراهه رفتند.

راستی اینها را رها کنید؛ حال نوبت کیست که فوتبال سرکش رشت را هدایت کند؟

نویسنده: صاحب مقصودی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)