blank

آنچه شما و محسن تنابنده ی نویسنده، درباره شخصیت های سلسله جُک تان «صداقت» نامیده اید «حماقت» است ؛ حال چه با ترجیح آوارگی خانواده به بازگشت پس از بی خانه شدن و چه با برداشتن ستون و آوار شدن خانه که بیشتر به حماقت می مانند تا صداقت! آقایان مقدم و تنابنده؛ مطمئناً درک […]

آنچه شما و محسن تنابنده ی نویسنده، درباره شخصیت های سلسله جُک تان «صداقت» نامیده اید «حماقت» است ؛ حال چه با ترجیح آوارگی خانواده به بازگشت پس از بی خانه شدن و چه با برداشتن ستون و آوار شدن خانه که بیشتر به حماقت می مانند تا صداقت!

آقایان مقدم و تنابنده؛ مطمئناً درک تفاوت این مفاهیم برای شما کار دشواری نبوده و باورپذیر نیست که تصویرسازی تان از مازنی ها در سه تکه ی پازل «پایتخت»، تصادفی بوده باشد ؛ «خانه به دوش»هایی پشت در مانده در تکه ی اول، «خانه لرزان»هایی گرفتار روی گسل قطار در تکه ی دوم و «خانه خراب»هایی مدفون زیر آوار در تکه ی سوم که به روایت شما (!) جای «ستون عقلانیت» در بنیان زندگی شان خالی بوده و خلأ «حماقت» با برچسب عوامفریبانه ی «صداقت» خانه را بر سرشان ویران کرده است!

http://www.shomalnews.com/photo/139577568971269601.jpg

آقایان مقدم و تنابنده؛ به آقای مهراب قاسمخانی که پیش تر در «شبهای برره» تجربه استهزاء یک ملت و نه فقط یک قوم را – البته در لفافه و بسیار ماهرانه تر از شما – داشته است بفرمائید یادداشت کنایه آمیزشان خطاب به مردم تهران، دور از منطق و صرفاً در حد مغلطه ای ناشیانه برای سرپوش گذاشتن بر خطای همکارانش در «سرزمین کهن» بوده است! چرا که بر خلاف مازنی ها، بختیاری ها، آذری ها و … ، «تهرانی ها» قوم نبوده و تمامی وجوه فرهنگی شان – درست یا غلط – از طریق انتشار در سراسر کشور، تبدیل به فرهنگی ملی شده است.

آقایان مقدم و تنابنده؛ شوخی کردن با آدم ها در یک اثر طنز یا کمدی، امری بدیهی بوده و نه تنها مخالفی ندارد بلکه مورد انتظار است. اما سلسله جُک پایتخت، به جای آنکه از «شوخی»هایی مبتنی بر داستان اصلی در سریال بهره برده باشد، کلکسیونی از «جُک»های کوتاه و بلند را در بر گرفته و گویی که فیلمنامه را بر اساس این جُک ها نوشته باشند، تا حد یک «جُک نامه» تنزل یافته و مبتلا به تمسخر و استهزاء شده است، هر چند که پلاکاردهایی همچون احترام به بزرگتر نیز در دستانتان باشد!

اما سخن پایانی با خودمان؛

از ماست که بر ماست!

ما در خانه ی خود «نـوروز»ها و «برهان»ها داریم و به جای آنکه با هم بخندیم، به هم می خندیم!

خودکرده را تدبیر «هست» ؛ گلایه مان را از شبکه یک به «شبکه تبرستان» می بریم …

مهدی رمضانی ، مدرس دانشگاه/ شمال نیوز

نویسنده: مهدی رمضانی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)