blank

خبر واگذاری داماش به گرند در اولین روزهای انتشارش حکم طوفان را در شهر باران پیدا کرد، عده ای را از بابت حل مشکلات داماش خوشحال و البته عده دیگری را هم از بابت مسایلی چون باقی ماندن نام تیم و عدم انتقال آن به خراسان و .. کنجکاو و تا حدودی هم نگران کرد، […]

خبر واگذاری داماش به گرند در اولین روزهای انتشارش حکم طوفان را در شهر باران پیدا کرد، عده ای را از بابت حل مشکلات داماش خوشحال و البته عده دیگری را هم از بابت مسایلی چون باقی ماندن نام تیم و عدم انتقال آن به خراسان و .. کنجکاو و تا حدودی هم نگران کرد، شاید خیلی ها در پس آن آرامشی را برای داماتش متصور بودند اما این طوفان خیلی زود فروکش کرد و البته بدون ظهور آرامش بعد از طوفان.

و این ماجرا هم شد به مانند ماجراهای تکراری و البته بی ثمر سه سال اخیر، شاید تنها نکته مثبتش همان باقی ماندن داماش در رشت و عدم انتقالش به خارج از شهر باران بود تا حداقل تنها قسمت دل خوش کنک این داستان نیافتادن از چاله به چاه باشد.

اما با وجود گذشت چندین روز از گذشت این ماجرا، برخی ها کماکان این پرونده را مرور و زیر و  رو می کنند، اینکه چگونه قبل از برگزاری نشست در مورد چنین مسئله مهمی بحث و نتیجه گیری نشده بوده، یا اینکه چطور سرمایه گذاران جدید به رشت آمدند و اما فکر چنین بندی در قرارداد را نمی کردند و با دیدن این بند در قرار داد پا به فرار گذاشتند و مسایلی از این دست ….

اما از همه اینها بگذریم مساله اصلی اینجاست که داماش دوباره به قسمت قبلی اش بازگشته، اکنون نه چیزی در اینجا تغییر کرده و نه دردی از داماش دوا شده و به قول معروف علی ماند و حوضش، داماش مانده و کوی مشکلات و هزاران دغدغه هواداران، هوادارانی که البته دیگر از تکرار این سناریو ها دل خسته تر از گذشته هستند و اصلا آنها دل خود را به چه چیزی باید خوش کنند، مگر کدام قسمت کار در طول این مدت مایه امیدواری بوده که آنها به آن دلخوش شوند.

اگر در میان هواداران تیمهای دیگر صحبت اصلی در مورد بازی و نتیجه تیمشان است، اما اینجا نقل اصلی محفل بحث مشکلات داماش است و اگر وقتی باقی بماند صحبت از فوتبال می شود.

اما به درازا کشیده شدن داستان تکراری داماش  دیگر اعصاب هواداران این تیم را خسته کرده  و حکم بار سنگینی را پیدا کرده، حتی سنگین تر از بار مشکلات این تیم.

هواداران داماش شاید دیگر حل مشکلات این تیم برایشان حکم یک رویا را پیدا کرده، چون آنها اندک نشانه هایی از به واقعیت پیوستن چنین رویایی را هم دیگر سخت می توانند پیدا کنند و مهمتر از همه سخت باور کردن به بار نشستن وعده های بعدی را و البته به آنها حق بدهید که خوشبین نباشند.

مشکلات مختلف داماش کماکان پابرجاست و اقدامات مختلف حکم بازگشت به سر خانه اول  را پیدا می کند و ماجراهای منحصر به فرد داماش گویا قرار نیست به نقطه نتیجه بخش ختم شود، اما به راستی  سرانجام این ماجرا ها به کجا می رسد؟

نویسنده: میثم محبوب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)