blank

۱٫ به عنوان استاد تمام رشته دیپلماسی و مدرس دو دهه درس‌هایی مانند مذاکرات بین المللی، مدیریت بحران‌های بین المللی و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاههای مختلف، همواره از مذاکرات هسته ای به شرط حکمت، مصلحت و اقتدار حمایت کرده ام.  با توجه به حمایت مقام […]

۱٫ به عنوان استاد تمام رشته دیپلماسی و مدرس دو دهه درس‌هایی مانند مذاکرات بین المللی، مدیریت بحران‌های بین المللی و حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاههای مختلف، همواره از مذاکرات هسته ای به شرط حکمت، مصلحت و اقتدار حمایت کرده ام.  با توجه به حمایت مقام معظم رهبری، ملت ایران از مذاکرات هسته ای استقبال می کند، اما با توجه به کارنامه عملکرد دنیای غرب به ویژه دولت واشنگتن، همواره نگاه ظن و تردید نسبت به اقدامات و نیات طرف‌های مذاکره وجود دارد که امری اجتناب ناپذیر می باشد.  به عبارت دیگر، ملت به نمایندگان دولت در چارچوب آنچه نظام جمهوری اسلامی برایشان تعریف کرده است، اعتماد دارد ولی هرگز این اعتماد نسبت به غرب به ویژه دولت آمریکا به وجود نیامده است، پس طبیعی است که ضمن صحه گذاشتن بر اصل مذاکرات و حمایت از تیم مذاکره کننده، همواره نگاه نقادانه ای نسبت به موضوع وجود داشته باشد.

۲٫ با همه علاقه ای که به شخص جناب رئیس جمهور دارم و امیدوار هستم که ایشان و تیم دولت بتوانند شعارهای اعتدال و عقلانیتی که در دوران انتخابات مطرح نموده اند، متحقق نمایند، اما فرمایشات ایشان در جمع روسای دانشگاه‌ها، مبنی بر کم سواد خواندن منتقدان مذاکرات هسته ای را به شدت مایه تاسف یافتم.  ای کاش، همانطوریکه انتظار آن می رود، حتی با دشمنان خودمان هم با زبان ادب و هوشمندانه صحبت کنیم، ای کاش که بتوانیم از احساسات و هیجان زدگی اجتناب کنیم، به نقدهای کوچک، پاسخی تند و کهکشانی ندهیم، یاد بگیریم که جواب نقد، نقد است و نه عتاب و خطاب‌های منفی که به نوبه خود طرف متقابل را به واکنش‌های احساسی و هیجانی واخواهد داشت و به این ترتیب فضای نفرت و کینه متقابل در جامعه منتشر خواهد شد.

ای کاش که بتوانیم از احساسات و هیجان زدگی اجتناب کنیم، به نقدهای کوچک، پاسخی تند و کهکشانی ندهیم، یاد بگیریم که جواب نقد، نقد است و نه عتاب و خطاب‌های منفی که به نوبه خود طرف متقابل را به واکنش‌های احساسی و هیجانی واخواهد داشت و به این ترتیب فضای نفرت و کینه متقابل در جامعه منتشر خواهد شد.

 

۳٫ اگرچه معتقدم عمده مشکلات و مسایل ایران ما دارای ریشه های اجتماعی هستند تا سیاسی، اما در عین حال عمیقا معتقدم که رفتار و سخنان نخبگان سیاسی ما، آنهم با لباس روحانیت و آنهم با یک چهره اسلامی قطعا برای کثیری از مخاطبانشان الگو آفرین است.  روسای جمهور روحانی ما، چهره های اسلامی و فرهنگی هستند، و با یک رئیس جمهور غیر روحانی باید متفاوت باشند.  انتظار از آنها فوق العاده است.  باید دقت کنیم که تمام حرف‌ها و حرکات و حتی ژست‌های سیاسی چنین افرادی در جامعه به شدت تاثیرگذار است.  هرم قدرت از بالا به پایین عمل می کند، اگر نخبگان ما احساساتی، هیجان زده و شعاری برخورد کنند این موج به سطح جامعه نیز خواهد رفت.

 4. من و همکاران دانشگاهیم به خصوص در رشته روابط بین الملل، آمادگی نقد منصفانه مذاکرات هسته ای را داریم.  اما خود من شخصا به جز چند یادداشت کلی در این باره چیزی منتشر نکرده ام.  دلیل اصلی آن این است که نقد دانشگاهی با نقد ژورنالیستی متفاوت است.  نقد دانشگاهی نیازمند منابع مستند و قابل اتکاست.  آنچه در دست من است یکسری مطالب کلی و ژورنالیستی است.  اگر وزارت خارجه ما دانشگاهیانی مانند من را محرم و با سواد می داند باید که از ما بخواهد تیم‌های مطالعاتی و پشتیبانی را تشکیل دهیم و پا به پای آنها برویم، اگر خواستند ما داده های خود را محرمانه تقدیم خواهیم کرد و اگر صلاح دانستند منتشر کنند.  اما من می بینم که نمایندگان مجلس ما به کرات معترضند که از روند مذاکرات بی اطلاع هستند، تا چه رسد به منی که منصب و مقام سیاسی ندارم.  ما انجمن های علمی بسیار معتبری در دیپلماسی و روابط بین الملل داریم، وزارت خارجه میتواند، فقط به عنوان نمونه این کار را از این انجمن ها بخواهد که اصلا سیاسی نیستند و به عنوان گروههای علمی تلقی می شوند.  اما جناب آقای رئیس جمهور محترم، مشکل اساسی ما فقدان ارتباط مناسب بین دستگاه سیاست خارجی و دانشگاهیان ماست، درست همان ارتباط ضعیفی که بین صنعت و دانشگاه ما وجود دارد.  البته نمی خواهم همه را گردن دستگاه دولت بیاندازم، بسیاری از دانشگاهیان ما هم به دلایل مختلف منزوی هستند، که توضیح آن مجال دیگری می خواهد.

 

۵٫ آنچه که حایز اهمیت به نظر می رسد ترویج نگاه مثبت نسبت به نقد و نقد پذیری در سطح جامعه است و قطعا این موضوع نیازمند توجه و امعان نظر نخبگان سیاسی جامعه است.  باید که آحاد جامعه به ویژه دانشگاهیان ما نسبت به مذاکرات هسته ای حساس باشند. ملت ما تاکنون هزینه های زیادی را از ساخت این پروژه ها گرفته تا هزینه های تحریم‌های مختلف آمریکا و غرب نسبت به ایران، پرداخته است.  باید توجه داشته باشیم که مقاومت ملت ما، رمز پیروزی ما در مذاکرات هسته ای است و در واقع هر آنچه که ما در طول بیش از سه دهه از عمر انقلاب اسلامی به دست آورده ایم همینگونه و به واسطه مقاومت بوده است.  راهبرد اصلی در کنار انجام فرآیند مذاکرات دیپلماتیک، راهبرد مقاومت است؛ یعنی همان راهبردی که انقلاب اسلامی ایران را به رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رساند و همان راهبردی که حماسه هشت سال دفاع مقدس را آفرید و باز همان راهبردی که امروزه سید حسن نصرالله در رهبری نیروهای حزب الله در مقابل رژیم صهیونیستی استفاده می کند که بارها با آن توانسته است پرچم پیروزی را به اهتزاز در آورد.  در کنار آن نام شهدای هسته ای ما قرار دارد، بنا بر این اظهار نظرهای مختلف، امری طبیعی است و تیم مذاکره هسته ای به شدت زیر ذره بین افکار عمومی قرار دارد. 

دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای باید بداند که مقام معظم رهبری، مجلس، دستگاه‌های نظارتی، مطبوعات، رسانه ها و آحاد مردم نسبت به روند مذاکرات حساس هستند. خیلی روشنتر بگویم ارزیابی اساسی بر این موضوع استوار است که بعد از این همه سال مقاومت و تحمل تحریم‌ها و قبول هزینه های مختلف، هم‌اکنون چه می گیریم و چه از دست می دهیم؟

 

۶٫ نکته دیگری که باید در اینگونه اظهار نظرهای ارزشی مد نظر داشته باشیم این است که مخاطبان خود را به روشنی معلوم کنیم، تا عده زیادی در کمند خطاب ما قرار نگیرند.  خطاب افرادی به عنوان باسواد یا بی سواد امری کیفی و ارزشی است.  بی سواد کیست؟ با سواد کیست؟ سواد در چه زمینه ای؟  همه اینها ممیزی می خواهد و اموری کیفی هستند.   ای کاش قبل از استفاده از چنین صفاتی، سنجه های خود را توضیح می دادیم و روشن می کردیم که مخاطبان ما چه کسانی هستند. متهمان یک موضوع با شفافیت و با استنادات و تحلیل های کیفی مناسب معرفی شوند تا بتوانند آنها هم به نوبه خود از حق و ایده خویش دفاع کنند.‌ وگرنه با ابهام گویی طیف بزرگی در مظان اتهام قرار می‌گیرند و نهایتا مقصر و متهم اصلی معرفی نمی شود و سرانجام موجی از بدگمانی و سوظن در جامعه و سیاست به وجود می آید.

۷٫ مسئولان ما به ویژه در دولت باید آماده شنیدن نقد باشند، این نقدها ممکن است از طیف های مختلفی مطرح شود، از یک شهروند ساده گرفته تا یک ژورنالیست تا یک دانشگاهی تا یک تهیه کننده برنامه صدا وسیما تا یک عضوی از اعضای مربوط به نهادهای مدنی و اجتماعی.  در این نقد پذیری نباید تاکید بر این شود که چه کسی گفته است، سطح تحصیلاتش چقدر است و غیره، بلکه نکته حائز اهمیت این است که به آنچه که گفته شده نگریسته شده و به آن پاسخ داده شود یا اگر حرف حقی است پذیرفته گردد.  نباید این فرهنگ را رواج بدهیم که چون فلانی بی سواد یا کم سواد است نباید حرف بزند. دولت اعتدال باید که فرهنگ چند صدایی را رواج دهد.  با سوادان خودش را هم بیاورد صحبت کنند، مناظره کنند و اطلاع رسانی نمایند.  اساسا دولت باید به شفاف سازی بپردازد و نه اینکه افراد را به خاطر سطح سوادشان مورد حمله قرار دهد.

 

۸٫  دولت و تیم مذاکره کننده هسته ای باید بداند که مقام معظم رهبری، مجلس، دستگاه‌های نظارتی،مطبوعات، رسانه ها و آحاد مردم نسبت به روند مذاکرات حساس هستند.  خیلی روشنتر بگویم ارزیابی اساسی بر این موضوع استوار است که بعد از این همه سال مقاومت و تحمل تحریم‌ها و قبول هزینه های مختلف، هم‌اکنون چه می گیریم و چه از دست می دهیم؟  آیا این دو با هم همخوانی دارد؟  دولت در این راستا باید از همه تقاضای کمک کند.  به خصوص مجلس را توصیه می کنم، که حتما نمایندگان مردم حتی اگر شده در جلسات محرمانه در روند مذاکرات قرار گیرند و از نمایندگان مردم نظر خواسته شود.  به تبع هر کسی که می تواند در این زمینه کمک کار باشد باید دعوت شود تا تیم را کمک و همراهی کند.

نویسنده: دکتر رضا سیمبر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)