blank

به گزارش خزراسپورت، اسکندری یک پدربزرگ خاص است. آیا کج خلق است؟ ابدا! آیا مهربان است؟ باید دید که تعریف شما از مهربانی چیست! هر چه هست رجبعلی اسکندری در کنار میر شجاع موسوی و ایرج قاسم آبادی یکی از سه چهره ی شاخص زنده ی کشتی گیله مردی است. داستان زندگی او در کشتی […]

به گزارش خزراسپورت، اسکندری یک پدربزرگ خاص است. آیا کج خلق است؟ ابدا! آیا مهربان است؟ باید دید که تعریف شما از مهربانی چیست! هر چه هست رجبعلی اسکندری در کنار میر شجاع موسوی و ایرج قاسم آبادی یکی از سه چهره ی شاخص زنده ی کشتی گیله مردی است. داستان زندگی او در کشتی سراها هم داستانی خاص اوست. او اولین بار در یک روز سیزده به در قدم به میدان کشتی گذاشت. در واقع بعد از شکست پسر عمه اش، اسکندری لاسپاره ی او را گرفت و بر تن کرد و حریف را شکست داد. این ماجرا در فروردین ۱۳۴۰ رخ داده است. شش سال بعد در ۲۳ سالگی او برای اولین بار در یک دوره رقابت کشتی گیله مردی قهرمان شد. همواره نام او در کنار صفر قرار می گیرد، و گاهی با صفر مقایسه می شود، اما شاید اینگونه نباشد، زیرا اوجگیری اسکندری در سال ۱۳۴۶ مصادف بود با افول صفر که در آنزمان ۳۴ ساله بود. تفاوت سنی یازده ساله ی اسکندری با صفر، اسکندری و صفر را نسل به نسل از هم جدا می کند. آنها متعلق به نسلهای متفاوتی از کشتی گیران هستند. صفر با سعداله همآورد بوده، و اسکندری با حیدر! صفر با عسگر همدوره بوده و اسکندری با یداله باقی زاده!

رابطه ی بین صفر و اسکندری چه کیفیتی داشت؟ این پرسشی بود که ذهنها را قلقلک می داد اما مادامیکه صفر زنده بود مطرح کردن این پرسش می توانست باعث بروز اختلاف بین دو پهلوان شود. اما بعد از مرگ صفر بلافاصله اسکندری را به مصاحبه نشاندیم؛

«من و پهلوان صفر دوست وبودیم، فرق ما این بود که من برای برگزار کردن کشتی پیش می رفتم و ایشان کناره می گرفتند. من بیش از بیست حکم با امضای آقای شکری دارم و آقای صفر دو یا سه حکم که آنها را هم من برایش گرفتم!»blankblank

علت گوشه گیریهای صفر روشن بود. در مصاحبه هایش بارها به این اشاره کرده بود؛ صفر به شیوه ی کار اسماعیل شکری (رییس وقت هیئت ورزشهای همگانی، که کشتی گیله مردی در آنزمان زیر مجموعه اش بود) انتقاد داشت. پس این را به اسکندری می گوییم. پاسخ اسکندری منطقی است؛

«من همیشه به پهلوان صفر می گفتم که ما به وجود آقای شکری در اداره ی تربیت بدنی نیاز داریم. او می تواند پل ما و اداره باشد!»

اینجاست که نکته ی کلیدی را به اسکندری خاطرنشان می کنیم؛

«رویکرد پهلوان صفر به اسماعیل شکری، همان رویکرد شما به ولی قنبرزاده است! اینطور نیست؟»

پاسخ اسکندری قانع کننده نیست؛

«آقای شکری اطلاعات مفیدی داشت اما آقای قنبرزاده چیزی نمی داند!»

پاسخمان را پیش از اینکه اسکندری چیزی بگوید گرفته ایم! اسکندری امروز به جایی رسیده که صفر یازده سال پیش رسیده بود! آنها یازده سال تفاوت سنی دارند!

خود اسکندری هم می داند که قنبرزاده پژوهشگری است که از کشتی گیله مردی و سایر آداب و رسوم محلی گیلان سر رشته دارد. ضمن اینکه قنبرزاده یک فومنی است که در جوانی در میدانهای محلی کشتی می گرفته است. و اگر بیش از اسماعیل شکری از کشتی گیله مردی نداند کمتر از شکری هم نمی داند!

اسکندری و صفر دوست بوده اند. آنچه بین آنها اصطکاک ایجاد می کرد همین تفاوت سنی بود که گاهی حتی بین برادر بزرگتر و کوچکتر رخ می دهد. اسکندری در قبال بیماری صفر متاسف بود و در مصاحبه ی تلویزیونی اش از صفر با تحسین و ستایش حرف زد، و پس از مرگ صفر نهایت احترام را نثار پهلوان فقید کرد.

امروزه که میرشجاع هم کمتر حس و حال خسته شدن در جلسات و کشتی سراها را دارد، اسکندری کماکان در کنار کشتی است و غصه ی کشتی را می خورد و حضورش برای هویت زنده ی کشتی گیله مردی اهمیتی حیاتی دارد. به نوعی باید گفت که اسکندری تنها کسی است که در هیچ مرحله ای از نیم قرن اخیر، کشتی گیله مردی را به حال خود رها نکرده است و حتی زمانیکه راننده ی شرکت واحد بود بیش از هر زمان دیگری در کشتی سراها حاضر می شد، و حضورش همواره غنیمتی بوده است.

نویسنده: وحید شعبانی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)