blank

بعد از موفقیتهای چشمگیرت در عرصه ی تئاتر چهار سال از تئاتر فاصله گرفتی. دلیل این دوری چه بود؟باید به چهار سال پیش برگردم، زمانیکه روی نمایش «سقوط به آسمان» کار میکردیم. دوره ای طلایی بود. روزانه هشت ساعت تمرین میکردیم. و در نهایت با موفقیت این نمایش، مزدمان را از مخاطب گرفتیم. در استانهای […]

بعد از موفقیتهای چشمگیرت در عرصه ی تئاتر چهار سال از تئاتر فاصله گرفتی. دلیل این دوری چه بود؟
باید به چهار سال پیش برگردم، زمانیکه روی نمایش «سقوط به آسمان» کار میکردیم. دوره ای طلایی بود. روزانه هشت ساعت تمرین میکردیم. و در نهایت با موفقیت این نمایش، مزدمان را از مخاطب گرفتیم. در استانهای مختلفی آنرا به روی صحنه بردم. اما مثل تمام کارگردانان تئاتر در ایران از طرف هیچ نهادی حمایت نشدم. به نظر من اهالی تئاتر بی پناه ترین آدمهای روی زمین هستند. دلیل این گفته ام این نیست که خودم تئاتری هست. اگر مقایسه ای بین زحمات ما و درآمدی که داریم انجام شود، به مقیاس خنده داری می رسیم. با اینحال وقتی کسی از من می پرسد چرا تئاتر کار می کنی، مثل همه ی اهالی تئاتر هیچ پاسخی ندارم. این پرسش از یک هنرمند تئاتر مثل این است که از یک درخت بپرسی چرا سیب میدهی؟ به هر حال چهار سال پیش، بعد از نمایش سقوط به آسمان خیلی خسته بودم و نیاز به بازیابی قوا داشتم، که حالا پس از چهار سال با کمک دوستانم، به ویژه مهرداد هنرمند، حس میکنم این انرژی یا به نوعی جنون تئاتر در من زنده شده است.blank

لطفا درباره ی نمایشی که قصد دارید به روی صحنه ببرید صحبت کنید.
این نمایش فعلا در مرحله ی تمرین و اتود زنی است. من عادت دارم پیش از هر چیز دکور، موسیقی، فرم، نوع بازیها و نیز میزانسنها را آماده کنم. نمایشنامه تقریبا تمام شده است، اما ترجیح می دهم چیز بیشتری نگویم تا داستان نمایش روی صحنه فاش شود.

درباره ی مشکلات تئاتر در گیلان حرف زدی. آیا این مشکلات در تئاتر کشورمان عمومیت دارد؟ نظرت درباره ی فضای حاکم بر تئاتر ایران چیست؟
به نظرم این پرسش تا کنون هزاران بار مطرح شده است و آنقدر تکرار شده است که پاسخ دادن به آن بیهوده است. به عقیده ی من عمق فاجعه آنقدر زیاد است که نمی دانم از کجا باید شروع به حرف زدن از آن بکنم. شاید بهتر است بپرسیم آیا اصلا تئاتر در ایران به عنوان یک هنر، شناخته شده است؟ آیا اگر اصلا تئاتری بر پا نشود هیچکس به دنبال دلیل آن خواهد بود؟ آیا فرقی هم میکند؟ گارد من نشان می دهد که پاسخم کیفیتی منفی دارد. در اینجا تئاتر یک شغل نیست. یک کار جانبی است. برای هنرجویان فقط جنبه ی پر کردن اوقات فراغت دارد. درحالیکه دنیای تئاتر بسیار گسترده است. ما روزانه ۱۴ – ۱۵ ساعت صرف مطالعه، پژوهش و تمرین میکنیم. اما عدم حمایت نهادهای مرتبط و غیر مرتبط با تئاتر آزاردهنده است. تئاتر ما فضای جالبی ندارد. تئاتر ما به شدت مظلوم، به شدت غمگین، به شدت بیمار، و به شدت افسرده است. و به شدت دلش برای روزهایی طلایی تنگ است. برای همتاهای خارجی خود، در سالنهای پر از جمعیت، پر از زرق و برق، پر از نور، پر از موسیقی و پر از شادی…برای من که بیش از یک دهه است که به طور جدی به تئاتر می پردازم تئاتر یک معجزه است. آرامبخش تر از همه ی قرصهای درمان افسردگی. با اینحال همه ی اینها دلیل بر ان نیست که مایوس باشیم. همین که هنوز کار میکنیم به این معنی است که به دنبال تعالی بخشیدن به این هنر والا در این استان هستیم.

هنرمندان مورد علاقه ات در تئاتر کشور چه کسانی هستند؟
کورش نریمانی، به خاطر نگاه فانتزی و طنز دلنشینش، علی اصغر دشتی به خاطر جدیت و نگاه غنی اش به مقوله ی تئاتر و انسانیت، و جلال تهرانی به خاطر بازیهای زبانی و مفاهیم عمیقش که همواره مرا با خود درگیر میکنند.

در پایان گفتگو یادی از زنده یاد امیر بدر طالعی بکنیم که خاطرات مشترکی با او داری. از چه زمانی با او آشنا شدی؟
از سال ۱۳۷۸ در کارگاه هنر سروش با امیر آشنا شدم. او تازه از تهران و کلاسهای بازیگری امین تارخ آمده بود. در آنزمان حرفهایی تازه و روحی سرشار داشت. او بود که نسل تازه ی تئاتر گیلان را پدید آورد.

میتوانی خاطره ی خاصی از امیر بدر طالعی را بیان کنی؟
در حین اجرای نمایش «سقوط به آسمان»، در حالیکه سالن بیش از حد ظرفیتش پر شده بود، از اطاق نور دیدمش که روی پله ها جایی پیدا کرده و ایستاده نمایش را تماشا میکند. به همکارانم گفتم بروید و برایش صندلی پیدا کنید، اما صندلی خالی پیدا نشد و امیر همانجا تا ۱۲۰ دقیقه ایستاد و نمایش را تماشا کرد. عادت داشت با زدن به پشت افراد، رضایتش را به آنها ابراز کند. به خاطر می آورم وقتی نمایش به پایان رسید و من به عنوان کارگردان از راهروی میان سالن عبور میکردم که به روی صحنه بروم و به تماشاگران تعظیم کنم، وقتی از کنار امیر می گذشتم به پشتم زد، و من فهمیدم که از کار من و گروهم خوشش آمده است.

گفتگو از وحید شعبانی

نویسنده: گفتگو با مهدی شایان کارگردان و بازیگر تئاتر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)