blank

شما برنده ی ممتاز جشنواره ی تئاتر استان هستید. چه چیزی باعث میشود از جایتان راضی نباشید؟خیلی چیزها. برای اجرای یک نمایش از پیچ و خمها و دوندگیهای اداری گرفته تا تمرینات کشدار و کیفیت نامطلوب مکان تمرین و سالنهای تئاتر و مشکلات مالی، همگی باعث میشوند خستگی در تن و روحمان بماند، و فقط […]

شما برنده ی ممتاز جشنواره ی تئاتر استان هستید. چه چیزی باعث میشود از جایتان راضی نباشید؟
خیلی چیزها. برای اجرای یک نمایش از پیچ و خمها و دوندگیهای اداری گرفته تا تمرینات کشدار و کیفیت نامطلوب مکان تمرین و سالنهای تئاتر و مشکلات مالی، همگی باعث میشوند خستگی در تن و روحمان بماند، و فقط با تحسینها و ستایشهایی که می شنویم دلمان را خوش می کنیم، که اینها هم تا یک جایی جوابگوست. وقتی زمان می گذرد و مسئله ی معاش جدی تر می شود واقعا به دنبال برداشت محصول بیشتر و قابل قبولتری هستیم که متاسفانه وجود ندارد.

با این وجود چه چیزی باعث می شود که همچنان به فعالیت جدی در تئاتر ادامه دهید؟
صرفا به دنبال لذت ناب تئاتر و زندگی جاری در آن هستم، و اینها چیزی است که نمی توانم از آن صرفنظر کنم. و غیر از این چیزی نیست.

آیا مشکلاتی که از آن رنج می برید مختص استان ماست، یا اینکه در کشورمان عمومیت دارد؟
این مسائل در همه جای ایران هست. اما نوع مدیریت، تعیین کننده است. مثلا وقتی برای شرکت در تئاتر منطقه ای به یاسوج رفته بودیم شاهد بودیم که هنرمندان تئاتر آنجا نسبت به ما گیلانی ها وضعیت مطلوبتری دارند و می توانند با فعالیتهای هنری خود امرار معاش کنند. در یاسوج برای هر نمایشی که قرار بود برای شش روز روی صحنه برود از سوی واحد نظارت و ارزشیابی ۲ تا ۳ میلیون تومان کمک هزینه پرداخت می شد و ۸۰ درصد فروش گیشه به خود هنرمندان می رسید. ورودی و تنخواه جشنواره نیز دوبرابر رقم ما گیلانی ها بود. همین رویکرد درباره ی مبلغ جوایز و نوع حمایتها هم وجود داشت. اما وقتی ما گیلانیها عازم یاسوج می شدیم حتی یک ریال هم از جایی دریافت نکردیم و قولهایی دادند که هیچکدام رنگ واقعیت به خود نگرفت. با اینحال خودمان از شورای شهر درخواست کمک کردیم که با عنایت مهندس فرهاد شوقی قرار شده است که کمکهایی دریافت کنیم که آن هم فعلا در پیچ و خمهای اداری خود گیر کرده است. شاید جالب باشد بدانید که برای عزیمت به یاسوج با روی هم گذاشتن پولهایمان یک مینی بوس اجاره کردیم و ۱۵ – ۱۶ هنرمند مانند بچه های سرراهی به یاسوج رفتیم. برخورد بدی بود که با ما شد. این درحالی بود که ما نماینده های برتر تئاتر استان بودیم. البته این فقط مربوط به امسال نیست. هر سال همینطور بوده، و هر سال هم در حال بدتر شدن است و هیچ نشانه ای هم از بهتر شدن وجود ندارد. قبلا از این گفته میشد که مجموعه ی هنری در حال راه اندازی در بوستان ملت شامل چندین سالن تمرین تئاتر و سالنهای بلک باکس، و به نوعی مرکز تئاتر شهر رشت باشد. اما گویا چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد و بنا شده که یک سالن چند منظوره برای همایشها و نمایشها و اجرای موسیقی باشد که انواع و اقسام فعالیتها در آن امکانپذیر باشد، و این یعنی هنوز روی پله ی اول هستیم. سالن سردار جنگل هم همچنان همان وضع نامناسب اخیر را دارد. تا حدودی تخریب شده و به آن رسیدگی نمی شود. در حالیکه با یک مدیریت خوب این مجموعه هم قابل احیاست و می تواند پاتوق هنرمندان تئاتر شهر رشت باشد.

هنرمندان مورد تحسین شما در تئاتر کشور چه کسانی هستند؟
شخصا هنر امیر رضا کوهستانی، رضا ثروتی  و برهانی مرند را می پسندم.

روال مصاحبه های ما با هنرمندان تئاتر بر این است که در پایان یادی از زنده یاد امیر بدر طالعی بکنیم. درباره ی او چه چیزی را به خاطر می آوری؟
وقتی از تهران به رشت آمدم قصد نداشتم دیگر به تئاتر بپردازم. اما تشویقها و اصرارهای امیر بدرطالعی باعث شد به فعالیت در عرصه ی تئاتر برگردم. امیر از آن دسته آدمهایی بود که علیرغم همه ی دشواریها و تلخیها به کارش ادامه می داد و معتقد بود نباید میدان را خالی کرد. این بزرگترین چیزی بود که از او آموختم.

نویسنده: گفتگو با مهرداد هنرمند

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)