blank

در این مقوله آنانی ترس دارند و به تکاپو می افتند که در عمر کوتاه کاری خودشان در ورزش گیلان به انواع و اقسام لابی ها و سوء استفاده ها دست زده  و به دفعات از خطوط قرمز عبور کردند! این افراد حالا برای رهایی از میز قاضی باز هم به لابی های معمول یا […]

در این مقوله آنانی ترس دارند و به تکاپو می افتند که در عمر کوتاه کاری خودشان در ورزش گیلان به انواع و اقسام لابی ها و سوء استفاده ها دست زده  و به دفعات از خطوط قرمز عبور کردند! این افراد حالا برای رهایی از میز قاضی باز هم به لابی های معمول یا هیاهوی نخ نما شده دست می زنند و قصد انحراف افکار عمومی را دارند تا ماهی خودشان را از آب گل آلود بگیرند!

 هر بار که ما دو خط درباره وجود فساد شبکه ای و لزوم ورود دستگاه های نظارتی و حراستی برای ریشه کن کردن شبکه فساد ورزش گیلان می نویسیم، عده‌ای مشخص فریاد وامصیبتا سر می دهند و به هیاهو و جار و جنجال می پردازند!  در این راستا نکته جالب توجه اینکه  اگر اینها پاک هستند و به این شبکه مخوف پشت صحنه وصل نیستند، پس این همه ترس و هیاهو و تکاپو برای چیست؟! مگر نه این است که در هنگام وقوع یک حادثه تلخ خیلی ها  مجرم هستند مگر خلافش ثابت شود؟!

البته از بد حادثه هر بار ما خط قرمز نگارش را که خیلی ها از ترس این افراد معلوم الحال و به ظاهر اتو کشیده جرات ندارند رد کنند، رد می کنیم، همین افراد مشخص سینه سپر می کنند و با طرح موضوعات کهنه و نخ کش شده به فکر سیاه نمایی می افتند تا هم چون ملخک از تله بگریزند! اصلا مگر من و امثال من چه می گوییم که این آدم ها در باند دلالی ورزش گیلان تا این حد به تکاپو می افتند؟ اصلا گیریم که نویسنده این مطلب و همفکرانش آدم های سراپا تقصیر هستند؛ آیا یک عده آدم سراپا تقصیر به گواهی تاریخ نمی توانند سرنخ یک جریان مخوف را در اوج یک فعالیت زیرزمینی رو کنند؟  ما می گوییم که این باند در حال فنا کردن جوانان است آیا کسی صدای ما را می شنود؟ طرح موضوع «بروید و نویسنده را بگیرید» مانند فریاد وامصیبتای آن دزدی  است که خودش جلوی قافله مردم می دوید و فریاد می زد  «ایها الناس دزد را بگیرید!»

حالا داستان ما و این جماعت شبکه تومنی گویی و تومنی نویسی در پشت صحنه ورزش و فوتبال گیلان به حکایت همان دزد و آن قافله شبیه شده که ما می گوییم جرمی با قدمت بیش از ده سال در زیر پوست ورزش گیلان اتفاق افتاده و آنگاه موش هایی از سوراخ بیرون می آیند و فریاد می زنند: «ما فاسد نیستیم و خود نویسنده مشکل دارد» …

 تشابه داستان شبکه قاچاق در محله ما با شبکه فساد ورزش گیلان!

چند سال قبل در یکی از محله های شهر ما عده ای خلافکار دست به دست هم  باند قاچاق و توزیع مواد مخدر تشکیل داده و ضمن پر کردن جیب مبارکشان به بدبخت کردن جوان های مردم مشغول بودند!

آنها چون آدم های خطرناک و شروری بوده و در چند نوبت با ترفندهای گوناگون از دام قانون گریخته و  اهل محله را به این باور رسانده بودند که خیلی زرنگ هستند و کسی را یارای مقابله با آنها نیست و هرکس قصد مقابله با آنها را داشته باشد خودش فنا و محو خواهد شد!

اتفاقا در کل آن محله یکی دو نفر آستین همت را بالا زدند و از روی شواهد و قرائن به ممیزان و ماموران قانون و دستگاه های نظارتی شهر توجه دادند که این افراد معلوم الحال با عمل ناروا و حرام (یعنی قاچاق و توزیع مواد افیونی) در حال فنا کردن بچه های مردم و ایجاد فضای رعب و فساد در محله هستند و باید دستگیر و باندشان پاشیده شود! یواش یواش موضوع که شکل جدی به خودش گرفت و اعضای باند قاچاق محله کم کم احساس خطر کردند قاچاق چی ها در گوشه و کنار و حتی در جلسات خصوصی و محلی و (اتاق فکر محله) به طرح این موضوع می پرداختند که این حرفهایی که آقای x و y در همه جا بلغور می کنند مزخرف است و اینها خودشان کلی گرفتاری در سال هزار و سیصد و… دارند و …

خلاصه زحمتتان ندهم در آن محله افرادی که شجاع و اهل حق و حقیقت بودند به بررسی حقایق موجود در محل پرداختند و با حامیان حق و حقیقت همراه شده و سرانجام شبکه فساد و قاچاق در آن محله را ریشه کن کرده و افرادی که خود را زرنگ می پنداشتند به میز قانون سپرده شدند!

حالا داستان فعالیت های زیرزمینی اعضای شبکه فساد فساد ورزش گیلان تا حدود زیادی شبیه شبکه قاچاق مواد مخدر در آن محله شهر ماست و جیلیز ویلیز اعضای فساد ورزش تازه آغاز شده است!

جالب اینجاست که چون اعضای هر دو شبکه به فکر رهایی از دام قانون و تداوم بهره برداری مالی خود بوده اند به یک ترفند مشخص روی آورده و روش سیاه نمایی علیه طراحان موضوع دلالی را برگزیدند!… طرح موضوع عطف به ما سبق (حتی به سالها قبل) و فرافکنی علیه افرادی که کتبی یا شفاهی نان این فاسدان و قاچاقچیان را آجر می کنند ترفندی کهنه و آشناست و سرانجام به فاش شدن حقایق موجود در متن فعالیتهای شبکه فساد منجر خواهد شد.

بهرحال از خاطر نمی بریم که معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره) فرمود: «میزان حال افراد است» و بررسی حال افراد متصل و منتسب به باند فساد تومنی گویی و تومنی نویسی در گیلان کوهی از مسائل و مشکلات پیچیده مالی و اخلاقی و لابی و فساد گروهی و انفرادی و شبکه ای را در ورزش شمال ایران فاش خواهد کرد.

 تاکید دوباره بر اجرای قانون از کجا آورده ای برای فاش شدن چهره فاسدان ورزش!

هفته قبل گفتیم و باز هم تاکید می کنیم که یکی از ساده ترین کارها برای شناسایی فاسدان مالی و دلالان تومنی گو و تومنی نویس اجرای قانون از کجا آمده ای است.

حضرت امام خمینی(ره) در فرمایشات گهربار روزهای آغاز انقلاب به ضرورت اجرای این قانون تاکید و افق سلامت انقلاب را بر تاروپود اجرای این قانون مهم استوار کردند.

وقتی قانون از کجا آورده ای اجرا می شود دست خیلی ها رو  و در عوض چهره آدم های سالم هویدا خواهد شد.

باز هم تکرار می کنیم که کارمندان دولت با حقوق حداکثر ۸۰۰ هزار تومان یا یک میلیون تومان در چم وخم فوتبال نمی توانند یک شبه ره صدساله بروند و صفرهای بانکی و ویلا و خانه و ماشین و مستقلات در این جا و آنجا را به نام خود یا اطرافیانشان ردیف کنند.

اگر قانون از کجا آورده ای به فرمان حضرت امام مو به مو اجرا شود دلالان امروز فوتبال گیلان که زیر موقعیت اتو کشیده خبرنگاری به بازی قایم باشک مشغولند مجبور می شوند که از مخفی گاه خود بیرون آمده و پای میز دستگاه های نظارتی به پاسخگویی این سوال کلیدی بپردازند که از کدام کانال ناشناخته فوتبال به آسانسور مالی سوار شده و یک شبه اوناسیس شده اند؟

باز هم درخواست می کنیم که بازرسی کل کشور، وزارت اطلاعات، کمیسیون اصل ۹۰، حراست سازمان ورزش و نیروی انتظامی در بین بازیکنان، داوران، روسای هیات های ورزشی، گزارشگران، خبرنگاران،  مربیان  و …  به تحقیق و تفحص بپردازند تا به حقایق تکان دهنده ای دال بر فعالیت های پنهان شبکه ای در فضای ناشناخته ورزش گیلان دست یابند!

بهرحال پرواضح است که یک فرد در صراط مستقیم و با طی کردن جاده غیر انحرافی به سود باد آورده نمی رسد و اگر بار کج را کمی تکان دهیم صاحب بار خودش را معرفی خواهد کرد!

 ابهامات داوری یا مافیای متصل به داستان داورری!

حتما میدانید که چند هفته قبل علی دایی به خاطر اتفاقهای داوری در بازی سپاهان و پرسپولیس از مافیای فوتبال در پشت صحنه داوری فوتبال ایران سخن گفت و سر زخمی را باز کرد که شاید خیلی ها میدانستند ولی جرات گفتن آن را نداشتند! یادمان می آید که در سال ۱۳۷۴ زمانی که یک تیم گیلانی در روز آخر لیگ دسته اول آن زمان (مترادف با لیگ برتر امروز) احتیاج به پیروزی خانگی در برابر پلی اکریل اصفهان داشت فدراسیون فوتبال یک داور فوتسال را برای قضاوت این بازی حساس فوتبال ـ به همراه یک گیلانی ـ به محل انجام مسابقه فرستاد تا نتیجه همانی شود که انتظار داشتند!

جالب این است که داور این مسابقه در دقیقه ۸ توپی را که داخل دروازه میزبان جای گرفته بود آفساید اعلام کرد و این در حالی بود که دو بازیکن گیلانی به تیرهای عمودی وافقی سمت چپ و راست تکیه زده بودند!

این بازی در نهایت یک بر صفر به ضرر پلی اکریل تمام شد و تیم گیلانی حضور مجددش  در لیگ برتر را تثبیت کرد تا داستانهای پشت صحنه داوری فوتبال ایران رنگ واقعیت به خود بگیرد … جالب اینجاست که دروازه بان آن روز تیم گیلانی که امروز در جمع مربیان فوتبال حضور دارد هنوز که هنوز است از اعلام صحنه آفساید دقیقه ۸ بازی و مردود اعلام شدن گل پل اکریل به عنوان تابلوترین جریان داوری عمربازی خود یاد می کند!

همچنین حدود ده سال قبل در مسابقه تیم الیاف تهران با یک تیم گیلانی که در لیگ دسته اول (جام آزادگان) و در ورزشگاه شهید عضدی رشت برگزار می شد داور مسابقه ابتدا به ضرر تیم گیلانی پنالتی گرفت ولی ناگهان یادش آمد که این پنالتی را نباید میگرفته و باید چاره ای بیندیشد لذا داور توپ را برداشت و نظرش را پس گرفت و ضربه کاشته پشت محوطه جریمه اعلام کرد و هرچه بازیکنان تیم الیاف بالا و پایین پریدند فایده ای که نداشت! باز هم جالب اینجاست که تماشاچیان تیم گیلانی بعد از گذشت ده سال هنوز که هنوز است حادثه جالب آن روز را به عنوان یکی از   تابلوترین صحنه های  داوری در ورزشگاه شهید عضدی رشت به خاطر می آورند و لبخندی بر لبانشان شکل می گیرد.

حال سوال اینجاست که در مباحث مربوط به قضاوت مسابقه های فوتبال چه جریانی نقش بازی میکند و علی دایی با استناد به حوادثی که در مسابقات لیگ دیده و می بیند تا چه حد درست می گوید؟ آیا تعداد افراد مرتبط با حاشیه های داوری فوتبال ایران آنقدر زیاد هستند که داستان هویزر آلمانی را تداعی می کنند؟!

 چه کسانی از اجرای قانون از کجا آورده ای واهمه دارند؟

در ورزش گیلان کسانی هستند که از بد حادثه و  به واسطه نابسامانی های معمول ورزش علیرغم توانایی پایین به رشد آسانسوری رسیده اند و این رشد ورزشی با رشد ناپیدای مالی همراه شده و چون مزه شیرین (ترقی مالی) زیر زبان این طیف مزه کرده ، راه لابی را یاد گرفته و برای تداوم ارتزاق خود از بدنه ورزش به هر روشی دست می زنند! این افراد نه تنها در گیلان و ایران بلکه در همه جای جهان وجود دارند و چون خودشان بهتر از هرکس دیگر می دانند که ترقی شان نه براساس توانایی ذاتی بلکه برای رو کم کنی افراد تواناتر از خودشان بوده در نتیجه شب و روز می ترسند که مبادا دری به تخته بخورد و افراد تواناتر سر جای خودشان باز گردند و یک شبه جایگاه غصب شده را از دست بدهند!

متاسفانه وقتی حضور این افراد با رشد مالی غیر معقول همراه می گردد و شائبه زد و بند و بده بستان و هزار ماجرای دیگر در اذهان عمومی نقش می بندد و خیلی ها به این باور می رسند که ارتقای مالی این افراد کم توان در حالت طبیعی امکان پذیر نبوده تقلای این افراد بیشتر شده و ارائه توجیه و سیاه نمایی علیه افراد توانمند از سوی آنان شکل عملی به خود می گیرد!

ما بر این باوریم که ارتزاق مشروع مالی در گود ورزش هیچ اشکالی ندارد اما اگر قرار باشد که افرادی با توانایی متوسط به پایین  و پتانسیل اندک فنی، فقط با اهرم زبان و لابی و ارتباطات و شم قوی (هواشناسی) به جایگاه هایی که حقشان نیست برسند و ورزش را به بنگاه معاملات شخصی تبدیل کنند باید در مقابل این فساد آشکار بایستیم!

یکی از تابلوترین و آشکارترین سرنخ هایی که از آدم های مخفی ورزش گیلان در دست داریم این است که این آدم ها برای رهایی از انگ مالی و پاسخ گو نبودن در مقابل سوال از کجا آورده ای به سیاه نمایی آدم هایی می پردازند که این موضوع را در اذهان عمومی پرورش داده اند!

اگر قصد داریم که آدم های مشکل دار مالی را در ورزش گیلان کشف کنیم باید دست روی کسانی بگذاریم که برای انحراف افکار عمومی و رهایی خود از بند قانون به موضوعات غیرمرتبط با موضوع اصلی اشاره می کنند و مانند غریق در باتلاق دست و پا می زنند! … باز هم تکرار و این بار التماس می کنیم که مجریان قانون در پشت پرده ورزش گیلان به دنبال کسانی باشند که به افتخار رشد مالی شان شمع ها را فوت می کنند تا صد سال زنده باشند و می گویند: بیا شمع‌ها را فوت کن تا صد سال زنده باشی … این داستان ادامه دارد!

تبصره: بعضی از داستان های مربوط به پشت صحنه شبکه دلالی فوتبال گیلان نزد نویسنده و روزنامه گلچین امروز محفوظ است  و  فعلا به دلایلی از چاپ آن برای عموم فوتبال دوستان معذوریم. امیدواریم شرایط چاپ این مطالب در آینده نه چندان دور میسر گردد.

نویسنده: کامران جعفری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)