blank

به گزارش خزرآنلاین، به هر ترتیب هنوز می توان آخرین شکسته های این قایق مغروق را از آب گرفت. یکی از این مردان چروکیده عباس شاعری نام دارد که امروز در ۶۴ سالگی در روستای زادگاهش ویشکاننک سنگر زندگی می کند. شاعری در ۱۹ سالگی در کشتی هادی شعبانی در سنگر برای اولین بار به […]

به گزارش خزرآنلاین، به هر ترتیب هنوز می توان آخرین شکسته های این قایق مغروق را از آب گرفت. یکی از این مردان چروکیده عباس شاعری نام دارد که امروز در ۶۴ سالگی در روستای زادگاهش ویشکاننک سنگر زندگی می کند. شاعری در ۱۹ سالگی در کشتی هادی شعبانی در سنگر برای اولین بار به میدان رفت و حریفی به نام بزوری را شکست داد. سپس اوج گرفت و بر حریفان نامدارتری نیز غلبه کرد. پیروزی بر علی شیشکلی لاهیجانی در حیاط خانه ی محمدخان هشگوایی، و پیروزی بر عسگر بارکوسرایی در کشتی خدابنده در نشرودکل مهمترین موفقیتهای شاعری در میادین کشتی گیله مردی بوده اند.
بیشترین پیروزیهای شاعری در زادگاهش سنگر رقم خورده است با اینحال شب درخشانی را نیز در رستم آباد پشت سر گذاشته است. زمانیکه شاعری به همراه غلامحسن شیرپور برای آوردن چندپهلوان به میدان کشتی خود در سنگر عازم رستم آباد شدند. به گفته ی شاعری میدان کشتی رستم آباد شنی بود و دورش را با کرف پوشانده بودند. آنها نیز هوس کشتی گیری به سرشان زد و به میدان رفتند. شاعری با حریفی سیه چرده ملقب به روشن کشتی گرفت و او را با مشت نقش بر زمین کرد. این درحالی بود که آن رقابتها به صورت بگیر برگزار میشد و مشت زدن در آن میدان ممنوع بود. بنابر این به رسم همان دوران یک صفدار با ترکه به جان عباس افتاد و او را تنبیه کرد و عباس هم که از قضیه ی ممنوعیت مشت در آن میدان بی اطلاع بود لب به اعتراض باز کرد که با وساطت رییس پاسگاه منطقه ماجرا ختم به خیر شد و شاعری حتی توانست دوران کند و از مردم پاداش بگیرد. عباس شاعری کشتی گیری بزن بود و از مشت هراسی نداشت و از این بابت یک دندانش را نیز از دست داد. حتی در مبارزه با مظفر غلامی پیربازاری در مقابل مغازه ی پرویز روشندل در نشرودکل مشتی خورد که باعث شد تا یکماه فقط قادر به آب خوردن باشد. شاعری مردی از گذشته هاست که هنوز با باورهای سنتی قدیمی خود زندگی میکند. او معتقد است که کشتی بدون مشت مردانه نیست و چنانچه زنی شوهرش را از کشتی گیری منع کند باعث ننگ آن پهلوان است.
با اینحال کشتی گیری برای عباس شاعری جنبه های دیگری نیز دارد. مثلا وقتی که در مقال کارخانه ی برنجکوبی نوروزی در بنکده بدون میدان رفتن و از سر حرمت و اعتبار پهلوانی از سوی حسن حبیبی دومتر پارچه گرفت و آن را به همسرش اهدا کرد که در آنزمان هدیه ی با ارزشی بود.
عباس شاعری کشتی گیری ورزیده بود که پرشهای بلندی داشت و آنقدر آماده بود که تا ۵۰ سالگی کشتی گرفت. در ویشکاننک همه او را به نام پهلوان می شناسند. لقبی که در خاندانش پیش و بعد از او فقط بر نام دایی فقیدش کاطم رضاییان مهر شده بود. کاظم کشتی گیری کهن بود که عباس هرگز کشتی گیری اش را ندید. درباره ی کاظم داستانهایی از مشتزنیهای هراس انگیزش بر سر زبانهاست.
عباس شاعری بعد از کناره گیری از کشتی تا ۵ سال در زمین خودش در روستا کشتی برگزار کرد اما ضررهای ناشی از درصدی که تربیت بدنی از کشتی آوران می گرفت باعث دلسردی او شد. آخرین پهلوانی که عباس شاعری را ملاقات کرده بخشی از امامزاده ابراهیم است. شاعری سالهاست که از دوستان و حریفانی که در کشتی سراها داشت بی خبر است.

نویسنده: وحید شعبانی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)