blank

زبان بزرگترین عجیب ترین و در عین حال پیچیده ترین داشته فرهنگی بشر است که شاید قدمت و تاریخ تولد دقیق آن برای محققان و دانشمندان زبان شناس نیز معلوم و مشخص نباشد اما بی گمان  تکمیل و به بار نشستن یک گویش و یا زبان ,محصول گذشت سالیان متمادی است در بسیاری از نقاط […]

زبان بزرگترین عجیب ترین و در عین حال پیچیده ترین داشته فرهنگی بشر است که شاید قدمت و تاریخ تولد دقیق آن برای محققان و دانشمندان زبان شناس نیز معلوم و مشخص نباشد اما بی گمان  تکمیل و به بار نشستن یک گویش و یا زبان ,محصول گذشت سالیان متمادی است

در بسیاری از نقاط جهان ,زبانها و گویش های محلی و بومی در سایه زبانهای رسمی کشور هر روز کم رنگ تر شده و زبانهای بسیاری نیز در دنیا وجود داشته است که به دلایل فراوان متاسفانه به فراموشی سپرده شده و اینک هیچ کس به آن زبان تکلم نمی کند

فشارهای سیاسی,مهاجرت های دسته جمعی ,عدم وجود زبان نوشتاری ,بی توجهی به زبان مادری و تمایل به فراگیری زبانهای جدید و بسیاری از عوامل دیگر دست به دست هم داده اند تا در قرن معاصر هر هفته بطور متوسط دو زبان و گویش زنده در جهان به فراموشی سپرده شود

هفده سال پیش سازمان یونسکو کتاب اطلس زبانهای در حال فراموشی جهان را منتشر نمود اما بسیاری از ملاحظات از جمله تمایل حکومت ها به حفظ یکپارچگی کشور و عدم تمایل به ایجاد و برپایی جوامع مستقل جدید موجب شد که هیچگاه حکومت ها چنانکه باید به فرهنگ های دارای زبان اجازه رسمیت بخشیدن به زبان مادری شان را ندهند  5/4 در صد از زبانهای  زنده دنیا در سه قرن اخیر بکلی فراموش شده است

مرگ یک زبان و عدم تکلم حتی یک نفر در جهان به زبانی خاص به معنای مرگ قریب الوقوع فرهنگ همان زبان است  این زیانهای غیر قابل جبران برای مردم جهان پیوسته در حال تکرار است و گاه حتی وجود حاشیه های امن برای حفظ یکپارچگی ملی نیز نمی تواند سردمداران حکومتی را برای بها دادن و تقویت زبانهای بومی و اقلیت ترغیب نماید زیرا  به عقیده آنها وجود زبانهای چندگانه در یک سرزمین خواه ناخواه شرایط و توقع را برای درخواست مطالبات بومی و استقلال طلبانه آنها آماده خواهد ساخت

در ایران زبانهای فراوانی از بین رفته و یا بعلت اتخاذ سیاست های متمرکز قرن گذشته در معرض خطر قرار گرفته است تنوع زبان  اگرچه در حال حاضر نیزیکی از دلایل غنای فرهنگی کشور است اما متاسفانه بعلت در حاشیه قرار گرفتن بسیاری از زبانهای اصیل و البته وجود لهجه های خاص ومعروف در شهرهای مشخص و به ویژه پایتخت و مراکز استانها و عدم تمایل دستگاههای متولی و رسانه های گروهی به واقع گویی ,لهجه های فراوانی در حال شناسانده شدن و جایگزینی بعنوان زبان یک فرهنگ هستند در حالیکه در همان منطقه جغرافیایی خاص زبانهایی با غنایی به  مرتب بیشتر در حال فراموشیست

  بیش از هفتاد و پنج زبان و گویش رایج در کشور وجود دارد زبان شناسان زبانهایی را به لحاظ دستوری در دسته هایی خاص قرار داده اند یکی از این دسته ها زبان ایرانیست زبان ایرانی  به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می شود گروه شرقی به گروههای شمال شرقی و جنوب غربی و گروه غربی به دو دسته  شمال غربی و جنوب غربی تقسیم می شود

زبانها و یا لهجه یای موجود در استان گیلان از دسته شمال غربی بوده که مازندرانی,گیلکی ,کردی ,تالشی ,سمنانی,بلوچی و زازاکی(در جنوب شرقی ترکیه) در این دسته قرار دارند

دوگویش گیلکی و تالشی بزرگترین گویش های موجود در گیلان اند گیلکی از گویش های منفک زبان فارسی بوده و تالشی از ر یشه پهلوی اشکانی گرفته شده و تقریباٌ با زبان های گیلکی، دیلمی و مازندرانی هم ریشه است. این گویش شباهت زیادی با زبان های اوستایی و کردی دارد و به زبان آذری باستان نیز نزدیک است بسیاری از محققان تالشی را به زبان بودن می شناسند و بعلت تنوع گفتاری آن را داری لهجه های گوناگون می دانند

به هر  ترتیب وجود دو گویش گیلکی و تالشی و البته تکلم تعدا دزیادی از مردم غربی گیلان به ترکی ظرفیتی کم نظیر برای حفظ غنای فرهنگی استان است و قرار گرفتن یکی از آنها در سایه زبان غالب اگرچه بعلت رواج گیلکی در مرکز استان چندان دور از انتظار نیست اما نیازمند برنامه ریزی و دور اندیشی دقیق,منصفانه و غیر متعصبانه است تا تمام این سرمایه های بی  بدیل فرهنگی با استفاده از امکانات موجود و مستقر در مرکز استان به مردم شناسانده و به رشد و پیشرفت فرهنگ  کشور کمک نمید

نویسنده: جبار نوروزی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)