blank

به عقیده کارشناسان، ورزش کردن تنها به سلامت جسم و پیشگیری در بیماری ها خلاصه نمی شود؛ بلکه ورزش تاثیر شگرفی به روحیه انسان و کارکرد بهتر مغز نیز دارد. به گفته آنان، تاثیر ورزش به اندازه ای است که در شخصیت افراد هم موثر است.فریده امیر السادات کارشناس ارشد روان شناسی بالینی در این […]

به عقیده کارشناسان، ورزش کردن تنها به سلامت جسم و پیشگیری در بیماری ها خلاصه نمی شود؛ بلکه ورزش تاثیر شگرفی به روحیه انسان و کارکرد بهتر مغز نیز دارد. به گفته آنان، تاثیر ورزش به اندازه ای است که در شخصیت افراد هم موثر است.فریده امیر السادات کارشناس ارشد روان شناسی بالینی در این رابطه می گوید: بسیاری از افراد ورزش کردن را تنها در سلامت جسمی انسان موثر می دانند؛ در حالی که انجام فعالیت های بدنی در کاهش استرس، افسردگی، کنترل خشم و تخلیه هیجانات منفی نقش عمده ای را ایفا می کند، ورزش کردن همچنین عاملی برای افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس و احترام به دیگران می شود.

حال اگر نظر کارشناسان این است چرا در همین هفته اخیر مواردی در فوتبال گیلان شاهد بودیم که بر عکس نظر کارشناسان صائب است. مهدی دغاغله ورزشکار حرفه ای که در باشگاه ملوان توپ می زند ظاهرا نتوانسته خشم خود را کنترل کند و در یک مراسم عروسی هیجانات منفی خود را با درگیری فیزیکی و چاقوکشی و زدن اتومبیل خود به دیگر خودروها تخلیه کرد. و یا سعید حلافی دیگر بازیکن حرفه ای که در باشگاه رقیب یعنی داماش بازی می کند بخاطر چیزی که غم غربت و نیمکت نشینی و … اعلام کرد نتوانسته بر استرس و افسردگی خود فائق آید و با خوردن به قولی ۱۰ و به قولی ۹۰ قرص قصد خودکشی داشته  است. اگر به عقیده کارشناسان ورزش برای کنترل آن هیجانات منفی و کاهش استرس مفید بود پس این استثناها چه هستند؟

محمود کدخدایی تحلیلگر مسائل اجتماعی در پاسخ چنین می گوید: اولا که استثناها همیشه هستند انا بطورکل باید گفت، نظام جامع ورزش کشور به صورت یک هرم چهار لایه طراحی شده که ترتیب عملیاتی شدن آن از قاعده آغاز و به راس منتهی می شود. این ارکان به ترتیب شامل ورزش پرورشی با رویکرد تربیت و تندرستی، ورزش همگانی با رویکرد سلامت و نشاط اجتماعی، ورزش قهرمانی با رویکرد کسب مدال و ورزش حرفه ای با رویکرد اقتصادی می باشند. در دو مدل ورزش پرورشی و ورزش همگانی، اخلاق نقش اساسی و زیربنایی ایفا می کند به ویژه در مدل ورزش پرورشی توجه و تمسک به سجایای اخلاقی، اساس کار تعلیم و تربیت را تشکیل می دهد. اما در مدل ورزش قهرمانی و حرفه ای که امروزه به صنعت ورزش تبدیل شده است و اصالت بر منفعت و سود بیشتر است. با توجه بر حاکم بودن فلسفه برد (برد به معنای همه چیز) و یا ایده آل افلاطونی که در آن ورزشکار و تیم برنده ستایش می شود، غایت در این مدل قهرمان شدن است نه چیز دیگر و اصالت با ورزشکار و یا تیم برنده است. در این راه همانند سیاست ماکیاولی هنگامی که هدف وسیله را توجیه می کند همه چیز از جمله اخلاق قربانی فلسفه برد و اصالت منفعت خواهد شد.

با این حساب باید گفت اگر ورزشکاری به سمت حرفه ای شدن رفت برای رسیدن به هدف که همان برد است باید وسیله یا همان اخلاق را قربانی کند، ولی وقتی ببینیم ورزشکاران حرفه ایی چون کاکا مهاجم برزیلی باشگاه آث میلان ایتالیا را که بخاطر مصدومیت طولانی مدت از گرفتن دست مزدی که حقش بود و قراردادش را هم بسته بود پرهیز می کند در می یابیم در اوج حرفه ای گری در ورزش در اخلاق نیز می توان حرفه ای بود.

البته راه فراری هم وجود ندارد زمانی که تلویزیون به طور مداوم فوتبال پخش می کند و مطبوعات ورزشی رنگارنگ نیز برای جذابیت رسانه خود از ریزترین مسائل شخصی ورزشکاران نمی گذرد و هنگامی که دستمزد فوتبالیست ها میلیاردی است، دیگر بچه ها مثل قدیم در انشای خود نمی نویسند که می خواهیم خلبان، پلیس و مهندس و دکتر شویم، می نویسند که می خواهیم فوتبالیست شویم چون هم پولدار می شویم و هم مشهور. بنا بر گزارشات مقامات ورزشی سطح تحصیلات فوتبالیست های لیگ برتر در حد سوم راهنمایی است که موید این نکته است که آنها از بدو کودکی و نوجوانی تنها به هدف مشهور شدن می اندیشیدند و از تحصیل غافل بوده اند. میدانی که تنها هدف پول و شهرت باشد، دیگر مجالی برای سجایای اخلاقی نیست. متاسفانه در این میان رسانه ها نیز به عنوان مقصر بزرگ به جای بایکوت خبری ورزشکاران بی اخلاق و هنجار شکن، با سرپوش گذاشتن بر این حقیقت تلخ، آنها را به عنوان الگو معرفی می کنند. و می شود آنچه که امروز حتی پای مجلس شورای اسلامی را هم به این قضایا باز کرده است. ورزشکاری که با چند میلیارد از لیگ امارات بازگردانده شد اکنون بجای تشکر بر سر این و آن منت می گذارد که بخاطر شما از قرارداد چند میلیاردی گذشته است، چنین فردی اگر در ورزش حرفه ای است هرگز در اخلاق حرفه ای نشد.

کمی بومی تر شویم، به گیلان خودمان نگاه کنیم، سعید حلافی مهاجم تیم فوتبال داماش گیلان گفت که می‌خواسته خودکشی کند تا از این فوتبال بی‌رحم و پر از مسائل حاشیه‌ای و نامرد رهایی پیدا کند. وی مسائلی را مطرح کرد که مربی با اخلاق داماش را هم به حرف اورده، ناظمی گفت: حلافی حرف‌هایی زده که باید در اولین فرصت آنها را ثابت کند. ظاهرا حق با ناظمی است، درست است که داماش به بن بست مالی خورده ولی این شرایطی است که برای همه بازیکنان و مربیان داماش یکسان است، اگر غم غربت و غریبی برایش سخت بود که کم نیستند کسانیکه خارج از موطن به کار و ورزش مشغولند پس به قول ناظمی، حلافی باید دلیل این بی اخلاقی اش را واضح بگوید و کسی را متهم نکند، این جوان ۲۳ ساله که مثل بسیاری از فوتبالیستها تحصیلات بالایی ندارد درگیر مشکلات خانوادگی و بدهکاری شخصی خود بود که به این سرانجام رسید و تنها عاملی که اصلا در آن نقش نداشت ورزش و فوتبال و باشگاه داماش بود.

دغاغله هم نزدیک بود عروسی مردم را به عزا تبدیل کند، از بی خود شده درگیر می شود، دعوا می کند، چاقوی کشیده می شود و چندین ماشین را داغون می کند همین.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا اخلاق در ورزش متمایز از اخلاقی است که در تجارت، حقوق یا پزشکی وجود دارد؟ چرا پزشکان به جان هم نمی افتند و یا قضات و وکلا درگیر نمی شوند چرا این نقیصه همیشه برای ورزشکاران حرفه ای و بخصوص فوتبالیستهاست؟

نویسنده: صاحب مقصودی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)