blank

دیگر با این رتبه ملوان در لیگ و بازی هایی که این تیم از خود به نمایش می گذارد باید اذعان کرد که تغییر مربی در ملوان و خارج کردن یک دفعه چرخه مربیان بومی در این تیم نتیجه لازم را در بر نداشته و تغییر محسوسی هرچند زودگذر در روند بازی این تیم حاصل […]

دیگر با این رتبه ملوان در لیگ و بازی هایی که این تیم از خود به نمایش می گذارد باید اذعان کرد که تغییر مربی در ملوان و خارج کردن یک دفعه چرخه مربیان بومی در این تیم نتیجه لازم را در بر نداشته و تغییر محسوسی هرچند زودگذر در روند بازی این تیم حاصل نگردیده است. ایجاد تغییرات در تیمی مانند ملوان نیاز به بسترهای مختلف دارد. تیمی که تا چند مدت پیش بازی بازیکنان در آن به تعصب به پیراهن خلاصه می شد در این چند مدت اخیر جایش را به چیز دیگری داده و این نکته کاملا ملموس است که دیگر جو صمیمانه و تعصب های قایقرانی در ملوان جاری نیست.

 در ملوان از دیرباز آمدن و رفتن هایی وجود داشت اما حتی با آمدن یک مربی جدید و تفکرات مختلف شاهد کوچ دسته جمعی یا نیمکت نشینی ستاره های این تیم به این صورت نبوده ایم. آمدن مربی غیر بومی و تغییرات ساختار در ملوان عقیم ماند تا این تیم در میانه راهی بماند که دیگر راه بازگشت ندارد. رفتن مهره های کلیدی ملوان در ابتدای فصل باعث شد تا این تیم از تجربه های مفید خالی شود و این تیم بماند و بازیکنانی که شاید نماندن بعضی از آنها بهتر از ماندنشان بود. این روزها جو ملوان همانند اعضاى ناموزون یک ارکستر سمفونیک ناهماهنگ می ماند که هر کسی سازی را برای خودش کوک می کند. بازی دادن به بازیکنان جدید تبحر خاصی می خواهد که به طور حتم یک مربی باید از ساختار کلی تیم آگاه باشد و سپس بتواند از آنها به نحو احسن بازی بگیرد. بازی دادن به بازیکنان جوانی که این روزها در ملوان بازی می کنند چیزی جز سوزاندن این مهره ها نیست. آرمان رمضانی و اسماعیل صمدی و … بازیکنان جوانی هستند که مربی ملوان از به خدمت گرفتن مناسب آنها عاجز مانده و بازی دادن بی هدف آنها گره ای از گره های کور ملوان باز نمی کند.

ملوان در بازی با فولاد تا زمانی که گلی را دریافت نکرده بود در زمین کاملا سردر گم بود و هیچ برنامه ای برای نزدیک شدن به دروازه حریف نداشت. ملوان همان نقشه های نخ نما شده اول فصل پشت هم تکرار می کند تا شاید بتواند به دروازه حریف برسد. گرفتن میانه زمین و انجام جنگ فیزیکی هم که تاکتیک همیشگی ملوانان بود ولی تنها فرقی که این بازی برای ملوانان داشت این بود که دیگر خبری از رافخخیی نبود تا بلکه از ضد حملات استفاده کند و بودن آرمان رمضانی هم دلیلی به انجام بازی مستقیم ملوان شده بود تا شاید با بخت و اقبال به گل برسند. این روند تا آخر بازی ادامه داشت و کلا ملوان جز بستن روزنه ها و گل نخوردن هیچ هدفی نداشت. شاید اگر دروازه بان ملوان در چندین بازی این تیم نبود در بازی های که این تیم در مقابل حریفان در هفته های گذشته انجام داده بود باید رقم گل های خورده ملوان را چیزی بیشتر از مقدار کنونی می دیدیم.

این روزها ملوان در چیزی همانند برزخ افتاده و اگر این روند را ادامه دهد ادامه لیگ برای قوهای سپید زیاد خوشایند نخواهد بود. اینکه اسکوچیچ امتحانش را در ملوان پس داده و نتیجه اش چه شده بر همگان مشخص است و حال باید دید آیا ادامه این تغییر ساختار به سود ملوان خواهد بود. ملوانی که تا می توانسته فرصت از دست داده چه با اسکوچیچ یا هر مربی خارجی دیگر نتایجش همین چیزی است که اکنون برایش رخ می دهد و باید گفت علاج این درد ملوان کسی است که به جو ملوان آشنا باشد و این ملوان هزار تکه را جمع کند. شاید فردا روزی برسد که در مورد این تیم ریشه دار بگوییم که چه قدر زود دیر شد!

نویسنده: معین کپج

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)