blank

آن روزها هم رئیس ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در گیلان پاهایش را در یک کفش کرده بود و بی آنکه نگاهی به شرایط و توان و تجربه برای کسب مدیریت این حوزه داشته باشد، به شدت بر هم زننده بازی بزرگان بود! البته شرایط آن روزها هم بی شباهت با موقعیت برخی از دولتمردان […]

آن روزها هم رئیس ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در گیلان پاهایش را در یک کفش کرده بود و بی آنکه نگاهی به شرایط و توان و تجربه برای کسب مدیریت این حوزه داشته باشد، به شدت بر هم زننده بازی بزرگان بود!

البته شرایط آن روزها هم بی شباهت با موقعیت برخی از دولتمردان در شرایط امروز برای تصمیم گیری های نهایی نداشت و اگر در دولت احمدی نژاد اسفندیار دولت حرف آخر را حداقل برای تصمیمات مدیریتی استان های شمالی به دلیل نزدیکی به رئیس جمهور می زد و حرفش حجتی بود، اینک هم به نوعی شاید بخت نو گیلانیان را در دولت تدبیر و امید، در نوبخت جستجو کرد هر چند که صبر و تحمل این سیاستمدار با تجربه و با ادب بازی های زیرکانه خود را دارد!

آنچه هم اکنون پیش از همه فعالان سیاسی معتقد به گفتمان دولت تدبیر و امید را دچار بیم و تردید می کند طولانی تر شدن زمان تصمیم گیری ها است که می تواند منجر به پیدایش حلقه های داعیه دار بیشتری برای سکان داری این دولت دراستان شود همان اتفاقی که در گذشته ها هم افتاد که سرانجام با افزایش هزینه ها بر دولت ، به ناچار به پذیرش حداقل ها اکتفا خواهد شد.

اکنون نقش افرادی کلیدی در دولت که داعیه داری خدمت به مردم و توسعه گیلان را دارند و به دنبال جبران عقب ماندگی های تاریخی این استان پر ظرفیت می باشند، بسیار حیاتی است زیرا می بایست با کلید تدبیر و امید نسبت به سرخوردگی نیروهای وفادار که در روزهای سخت با همراه کردن مردم با شعارهای اعتدالگرایانه رئیس جمهور منتخب، هزینه های بسیاری را متحمل شده اند و اگر این فرصت پیروزی به دست نمی آمد، شاید به فتنه گر بودن دیگری، متهم می شدند جلوگیری و گره گشای این دغدغه ها شوند و تکلیف خود را برای سامان بخشی نیروهای وفادار به گفتمان اعتدالگرایی که تنها امید مردم برای رسیدن به توسعه پایدار است را روشن کنند!

امروز بر زبان آوردن نام هایی برای تصدی مسئولیت ها که در طول سه دهه پیروزی انقلاب اسلامی همواره یک پای تصمیم سازی بوده اند و با قرار دادن دو پای خود در دو طرف پل های ارتباطی ،نان و نامی به هم زده اند، شایسته دولت تدبیر و امید نیست و گیلانیان هم انتظاری جز این دارند.

دولت تدبیر و امید می بایست کلید تدبیر را در قفلی بچرخاند که سال هاست فرصت سوزان با هرزکردن آن راه هر گونه گشایش به دنیای شعارهای آرمانی انقلاب اسلامی را دراین استان سد کرده اند و مردم نیز اعتقاد دارند که تصمیم جدی دولت در حمایت از چهره های پاکدست ، معتقد و متعهد برای اجرای برنامه هایی که شعارهای آن را در استان اعتلای ایران اسلامی می دانند نقش مهمی در تحقق مطالبات آنان دارد و دراین میان حداقل یک چیز را از دولت گذشته هر چند که آن دولت به خطاهای بسیار رفت ، بیاموزد و آن حمایت و پایبندی نسبت به همراهان دوران سخت است هر چه که امید است اینچنین باشد !

نویسنده: یونس رنجکش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)