blank

شاید همین اقلیم خاص انزلی باشد که از انزلی، مهد پرورش هنرمندان بزرگی را ساخته است که در همین شهر رشد یافته و به سقف فرهنگ و هنر ایران سر ساییده اند و از دریچه ای به نام انزلی به کشورمان و سراسر گیتی معرفی گردیده اند. اما جای بسی تاسف است هنر و فرهنگ […]

شاید همین اقلیم خاص انزلی باشد که از انزلی، مهد پرورش هنرمندان بزرگی را ساخته است که در همین شهر رشد یافته و به سقف فرهنگ و هنر ایران سر ساییده اند و از دریچه ای به نام انزلی به کشورمان و سراسر گیتی معرفی گردیده اند. اما جای بسی تاسف است هنر و فرهنگ این دیار سالیان سال است به حال خود رها گردیده است و مسئولین این شهر گویی از هیچ دغدغه فرهنگی برخوردار نیستند.

blank

حتی با نگاهی به بیلان کاری ارائه شده از سوی شهرداری نیز به سادگی میتوان دریافت که فعالیت های فرهنگی و هنری در شهرداری انزلی جایی ندارد و در معدود حرکات و اقدامات صورت گرفته این نهاد در نهایت خرید بسته های فرهنگی از افرادی خاص و توزیع آن در مدارس صورت گرفته است که باید به صورتجلسات شورای شهر انزلی مراجعه کرد تا پشت پرده و دلایل معدود حرکات بی تاثیر از این دست بیش از پیش روشن شود.

اگر اوج بی توجهی و بی علاقه گی مسئولین شهر انزلی را در خصوص تاریخ، فرهنگ و هنر این شهر جویا باشید کافیست سری به خانه استاد عزیز طویلی بزنید، پیرمردی که این روزها حال و روز خوشی ندارد و قسمتی از خانه اش را به انبار کتاب ۹ جلدی تاریخ جامع انزلی تبدیل کرده و کتابهایش هر روز در مقابل دیدگانش 

خاک میخورند و به همراه آثارش هر روز نظاره گر بی مهری مسئولین این شهر هستند. مطمئنا او دیگر نیازی به حمایت ندارد اما بی توجهی و کم ارزش کردن زحماتش مهمترین دردی است که در این روزها با خود به دوش میکشد و اگر مصاحبه ی مسئولین شهرمان را در خصوص القاب از دست رفته شهرمان هم بخواند مطمئنا دردش بیشتر از پیش خواهد شد.

اوج بی مهری و بی کفایتی مسئولین این شهر را باید در روز بدرود همیشگی قهرمان ملی شهرمان حسین اغماض جستجو کرد قهرمانی که روزی حتی به توصیه های پزشکش برای امکان قطع پایش برای کسب افتخار برای کشورمان توجه نکرد و در کمال بی معرفتی مسئولین این دیار در شرایطی که لنگ هزینه های بیمارستانش بود برای همیشه با این کره خاکی خداحافظی کرد و کمتر کسی از او یادی به میان آورد.

اما همین مسئولین ظاهر ساز و ظاهرا هنردوست انزلی چندی پیش برای رونمایی از پروژه چند صد میلیونی دروازه ماهی که هنوز توجیه اقتصادی آن و جایگاه آن از لحاظ توسعه شهری مورد انتقاد است حضور یافته و با این سازه ی آهنی که در آینده ای نزدیک در پرباران ترین شهر ایران به آهن پاره ای زنگ زده تبدیل خواهد شد عکس یادگاری گرفتند، اما جالب اینجاست که این عزیزان همیشه فرصت خودنمایی و ابراز وجود برای رونمایی و بزرگداشت فعالیت های هنری را ندارند. مگر در آثاری در ابعاد دروازه ماهی که به قول خودشان برای شهر انزلی نمادسازی و ماهی هایی با فیگور دلفین را نماد شهری کرده اند که نمادهایی نظیر ( باران، گل نیلوفر، نیروی دریایی ارتش، قوی سپید، صیادان خستگی ناپذیر و … ) را به عنوان نماد دارد!

blank

طی همین روزهای گذشته عده ای از هنرمندان مستعد این دیار ترتیب اولین دوره جشنواره بین المللی “بندر در مه” را دادند. نمایشگاهی که شامل آثاری از سراسر این کره خاکی بود… اما جوانانی که بدون پشتوانه و حمایتی درخور در این شهر بستر برگزاری چنین جشنواره ای را فراهم ساختند در حالی که از مسئولین این شهر دعوت کرده بودند تا در مراسم اختتامیه این جشنواره حضور یابند در نهایت با بی مهری و بی توجهی مسئولین شهر مواجه گردیدند و اکثر مدعوین مراسم عملکرد و تلاش این هنرمندان جوان را در حدی ندانستند تا ساعتی را به این عزیزان اختصاص دهند.

در پایان این مراسم به سادگی می شد خستگی را در چهره این هنرمندان جوان نظاره کرد که زحمتشان از سوی مسئولین و مدعوین پشیزی ارزش نداشت تا قدم رنجه فرمایند و حداقل با دقایقی سخنرانی که اکثرا نیز در آن خبره هستند حرکت این جوانان پر انگیزه را ارج نهند.

آیا این نشانه آن نیست که برخی مسئولین بندرانزلی هیچ دغدغه ای ندارند که رنگ و بوی علاقه به این شهر را بدهد؟ آیا واقعا مشغله ی این دوستان آنقدر زیاد است که فرصتی برای حرکات نادری از این دست را برای شهرمان نداشته باشند ؟ آیا نباید این سوال را از برخی از این مسئولین پرسید که در سال جاری چند نمایشگاه و جشنواره هنری در این شهر ترتیب داده اید که فرصت حضور در چنین جشنواره ای را نداشتید ؟!! آیا نباید از عزیزان عضو شورای شهر پرسید که آیا واقعا یک نفر از این شورای ۱۱ نفره نیز نمیتوانست به نمایندگی از آن جمع به دعوت این جوانان پاسخ گفته و در این مراسم حضور یابد؟ آیا اگر قبل از انتخابات بود، باز هم این جوانان با چنین برخورد سردی از سوی شما عزیزان مواجه می شدند ؟

باید به حال این شهر و برخی مسئولینش گریست که از اعمال و کردارشان هیچ واهمه ای ندارند. کسانی که فراموش کرده اند که اگر امروز وادار به پاسخگویی نباشند و از زیر بار مسئولیتشان شانه خالی کنند باز هم آخرتی در کار خواهد بود … والسلام…

نویسنده: کاوه چلمبری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)