blank

اما اکنون چند صباحی است میزان حضور هواداران ملوان در استادیوم در قیاس با گذشته کاهش یافته و در بارزترین نمونه  آن می توان به بازی اخیر ملوان و سایپا اشاره کرد ، جایی که تعداد هواداران ملوان حتی یک پنجم گنجایش استادیوم پیر تختی انزلی را هم پر نکرده بود و البته در میان […]

اما اکنون چند صباحی است میزان حضور هواداران ملوان در استادیوم در قیاس با گذشته کاهش یافته و در بارزترین نمونه  آن می توان به بازی اخیر ملوان و سایپا اشاره کرد ، جایی که تعداد هواداران ملوان حتی یک پنجم گنجایش استادیوم پیر تختی انزلی را هم پر نکرده بود و البته در میان این  جمع هم ، دیگر از آن حمایت مثال زدنی هواداران ملوان از تیم محبوبشان  در طول نود دقیقه هم خبری نبود تا  این سوال به ذهن خطور کند که چه عامل یا عواملی مسبب بروز این پدیده در انزلی شده اند.

شاید در این میان طرفداران مکتب نتیجه گرایی ، عدم کسب نتایج مطلوب در چند وقت اخیر را عامل بروز این مسئله در ملوان عنوان کنند اما با یک مرور خیلی مختصر در گذشته و تاریخچه ملوان می توان خیلی سریع این مسئله را منتفی و یا میزان تاثیر گذاری اش را خیلی کم دانست. چرا که یکی از خصوصیات منحصر به فرد ملوانی ها این بوده که آنها همواره با تشویق ها و حمایت ها در طول مسابقه پشت تیمشان را خالی نمی کردند. نمونه اش همین دو فصل پیش که ملوان با هدایت پورغلامی  پس از جدایی چند بازیکن در فصل یازدهم لیگ برتر دچار چالش شده بود و حتی بیم سقوط این تیم هم می رفت  اما هواداران ملوان هیچگاه  تیم محبوبشان را تنها نگذاشتند  و در نهایت ملوان با همان بضاعتش در لیگ برتر ماندگار شد و به مدد حمایت هوادارانش چند برد شیرین و حساس را هم کسب کرد و اصولا تاریخچه ملوان گواه این بوده که هر وقت اگر هم ملوان به بن بستی برخورده  و نتایج خوبی نگرفته   اما هوادارانش حمایت خود را بیشتر و بیشتر می کردند و با برد و باخت تیمشان شاد و ناراحت می شدند .  به یاد بیاورید  دومین دوره  لیگ برتر را که پس از سقوط ملوان از لیگ برتر، استادیوم انزلی چگونه مملو از اشکهای بازیکنان و هواداران بود  و به این ترتیب بود که به قول انزلی چی ها (( سن سیروس ))  خانه روحیه  ملوانی ها و جهنم حریفان لقب می گرفت.

اما اکنون ملوان آن تماشاگر را ندارد و البته همین هایی که آمدند هم مثل همیشه صبور و پر طاقت  نبوند و  از دقیقه سی  تیم خود را تنها گذاشتند  و انگار از اول هم منتظر بودند که چیزی پیش بیاید تا بر ضد ملوان شعار سر دهند و شاید هم به دنبال فرصتی برای بیان اعتراض و گفتن آنچه که در دل داشتند می گشتند و ….

به راستی چگونه است که اکنون انزلی چی ها پشت ملوان نیستند ، آن هم ملوانی که حلقه اتصال پیر و جوان بندر نشین به حساب می آمد. شاید هم آنها این ملوان را از جنس خود حساب نمی کنند و نمی توانند خود را با تازه واردان سازگار کنند و  به این دلیل این پیوند عمیق ملوان و هوادارانش دچار گزند شده ، شاید  هم این از آثار و پیامدهای تحول ملوان از مرحله بومی گرایی به حرفه ای شدن بوده باشد و یا  شاید هم دلایلی دیگری داشته باشد.

به هر حال دلیل هرچه که می خواهد باشد اما باعث شده تا فعلا  (( سن سیروس ))  نشانی از اشک ها و لبخندهای به یاد ماندنی اش را نداشته باشد.

نویسنده: میثم محبوب

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)