blank

کافی است وقتی بگذارید و در خصوص ملوان مطالعه ای کنید تا پی به رموز و شاخصه های منحصر به فرد این تیم ریشه دار شمالی ببرید. شاید هم اگر ساعتی در انزلی گشتی بزنید و پای صحبت قدیمی های این شهر بنشینید، از نزدیک متوجه  شوید چه چیز هایی بوده که ملوان را با […]

کافی است وقتی بگذارید و در خصوص ملوان مطالعه ای کنید تا پی به رموز و شاخصه های منحصر به فرد این تیم ریشه دار شمالی ببرید.

شاید هم اگر ساعتی در انزلی گشتی بزنید و پای صحبت قدیمی های این شهر بنشینید، از نزدیک متوجه  شوید چه چیز هایی بوده که ملوان را با دستان خالی در طول حیاتش در فوتبال کشور ملوان کرده است. ملوانی که وامدار کسی نبوده و نخواهد بود.

روی پای خود ایستادن، اتکا بر توان خود و از همه مهمتر یکدلی و پرهیز از اختلاف تنها به خاطر عزیزدردانه ای به نام ملوان باعث شده تا در حاشیه مرداب کمتر خبری از حواشی ای که نظیرش وجود اکثر فوتبال کشور را فرا گرفته، ببینید.

جایی که اسطوره هایی چون غفور جهانی، بهمن صالح نیا و  مرحوم سیروس قایقران داشته و هیچگاه زیر دین هیچ فرد یا گروهی نبوده است.

جایی که به مدد همت نیروهای بومی اش از کادر فنی تا بازیکنان همواره در سطح فوتبال کشور برای خود احترام ویژه ای را دست و پا کرده است.

اما عزیز دردانه بندر در هیاهوی مالی فوتبال کشور شاید فکر نمی کرد برای رسیدن به ساحل آرامش اقدامی را برایش انجام دهند که حکم چاله به چاه افتادن را پیدا کند و خیلی زودتر از آن زمانی که فکرش را می کردند اکثر پیش بینی ها درست از آب در آید. پیش بینی هایی که در آن زمان به زعم نظر بعضی ها بد بینی نامیده می شد.

وعده های رنگی داده بودند که منشا خیر برای ملوان شوند، اما دلشان جای دیگری گیر بود، خیلی زود رفتند اما ملوان ماند، ملوانی که  اکنون بر اثر دخالتها از غلظت آن دارایی های منحصر به فردش کم شده است. ملوانی که اکنون چالشهای مدل جدیدی را به واسطه همین حضور ولو کوتاه مدت مدعیان مواجه خود می بیند.

آری ملوان اکنون نه آن ملوان اصیل قدیمی است و نه آن ملوانی که وعده اش را داده بودند و در این بین هواداران و خون دل خورده های واقعی این تیم مدتی است که شب ها خواب راحتی ندارند و نگران عشق شان هستند.

هدایتی که حضورش در ملوان و وعده های مختلفش، از گفتن تا اجرا کردن، تا پایان نیم فصل اول فصل پیش دوام بیشتری نداشت، پس از یک بی خبری محض در نیم فصل دوم با بهانه اینکه از حضور در فوتبال دلسردش کرده اند از انزلی رفت.

اما در ماجرای پرداخت بدهی چند میلیاردی پرسپولیس به باشگاه عجمان امارات از بابت انتقال خلعتبری دوباره او دست به جیب شد تا نشان دهد چندان هم دلش سرد نیست، از اول هم دلش در همان جا بوده و خواهد ماند و البته اینکه او جای دیگری دل سپرده ایرادی هم  ندارد.

پارسال اخبار مختلفی از بدهی مختلف ملوان به بازیکنانش شنیدیم، گلایه های مختلفی که از هفته های آغازین نیم فصل دوم شروع شده و هفته به هفته تا انتها پر رنگ و پرنگ تر می شد.

اکنون که ماجرای خلعتبری رو شده، درودگر اعلام کرده که هدایتی اول پولی را که قرار است به ملوان بدهد را پرداخت کند و در سوی مقابل هدایتی عنوان می  کند من به ملوان بدهکار نیستم. او حتی برخی پرداختی هایش را هم ناشی از لطفش در حق ملوان دانسته و می گوید که اسب پیشکشی را دندان نمی شمارند.

و البته دیگر به یاد نمی آورد که با ملوان بندرنشینان چه کرده است و …

اما اینجا انزلی است و یک عشق به نام ملوان، عشقی که حالا حالا ها زنده خواهد ماند و ای کاش ماجرای خلعتبری و پرسپولیس پارسال رخ می داد، ای کاش هدایتی می دانست که ملوان هیچ وقت مدیون غریبه ای نبوده است و ای کاش هدایتی هم هیچ وقت پولی را در انزلی خرج نمی کرد، اما آقای هدایتی،  تو صددر صد به ملوان بدهکاری و این را نمی توانی کتمان کنی، البته خودت می دانی چرا و اگر هم از یاد برده ای مطمئن باش از یاد ملوانی ها نمی رود …. 

نویسنده: بهنام – م

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)