blank

اپیزود اول:  سرمربی ملوان فرافکنی می کند  دراگان اسکوچیچ سرمربی ملوان پس از پایان بازی با تیم پرسپولیس رفتار و ادبیاتی را در گفتارش بکار برد که بنظر میرسد به غیر از فرافکنی و جریان سازی بیهوده التیماتومی از سوی مدیریت باشگاه دریافت کرده است، وی در نشست خبری پایان بازی در بخشی از حرف […]

اپیزود اول:  سرمربی ملوان فرافکنی می کند

 دراگان اسکوچیچ سرمربی ملوان پس از پایان بازی با تیم پرسپولیس رفتار و ادبیاتی را در گفتارش بکار برد که بنظر میرسد به غیر از فرافکنی و جریان سازی بیهوده التیماتومی از سوی مدیریت باشگاه دریافت کرده است، وی در نشست خبری پایان بازی در بخشی از حرف های خود میگوید این اشتباه من بود که نتوانستم این حس جاه طلبی را به بازیکنان انتقال بدهم که این حرف فی النفسه  حرف خوبی است اما پشت سر همین واژه های گوش نواز می گوید مرتبه بعدی تیمی را انتخاب می کنم که حس جاه طلبی بیشتری داشته باشد که این مبحث دوم خود علاوه بر اینکه مبحث اول کلامی این مربی خارجی را زیر سوال می برد و بنوعی پارادوکس در گفتارش ایجاد می کند که نشان میدهد وی برای ادامه کار در ملوان به یک نا امیدی و یاس دچار شده است اگر قرار است این حس جاه طلبی را اسکوچیچ در تیم ملوان بوجود بیاورد اینکه او می گوید مرتبه بعدی تیمی را انتخاب می کنم که حس جاه طلبی بیشتری داشته باشد که این مبحث دوم خود علاوه بر اینکه مبحث اول کلامی این مربی خارجی را زیر سوال می برد و بنوعی پارادوکس در گفتارش ایجاد می کند نشان می دهد که وی برای ادامه کار در ملوان به یک نا امیدی و یاس دچار شده است اگر قرار است این حس جاه طلبی را اسکوچیچ در تیم ملوان بوجود آورد اینکه او میگوید مرتبه بعدی تیم را انتخاب می کنم که حس جاه طلبی بیشتری داشته باشد در حرف کاملا متفاوت است که از سوی سرمربی ملوان بر زبان جاری می سازد اما اینکه او چه فشاری را از سوی مدیریت بدلیل کسب نتایج بد تحمل می کند قصه ای دیگر است که می تواند در آینده نزدیکی تحولاتی را در این تیم بندری پدید آورد آقای اسکوچیچ اینکه می گوید در واقع در انتخابات تیمشان اشتباه کردید خود عذر بدتر از گناه است اینکه پس از پنج هفته به بن بست خوردید خود نشان میدهد که فاقد کاریزمای لازم برای هدایت چنین تیم با اصل  و نصبی هستید که از پشتوانه بسیار بالای مردمی هم برخوردار است مردم انزلی فوتبال مرا با پوست و گوشت و خون خود حس و لمس میکند و هیچگاه چنین بهانه ای که بنوعی عذر بد تر از گناه می باشد را نمی پذیرند اما حرف آخر آقای درودگر این گوی و میدان مربی که آنقدر از توانایی اش حرف می زدید هنوز به هفته پنجم نرسیده انتخاب خود را اشتباه قلمداد می کند و امیدوار است در انتخاب بعدی تیمی را برای کارش انتخاب کند که از حسن جاه طلبی که اسکوچیچ از آن دم می زند برخوردار باشد این جز حوزه وظایف کیست ؟ لطفا شما پیدا کنید پرتقال فروش را ؟

 

اپیزود دوم: دامنه  حمایت عابدینی از ناظمی تا کی ادامه دارد؟

اینکه یک مدیر باشگاه از جنس امیرعابدینی از سرمربی تیمش علی رغم شکست حمایت می کند رسماً پشت سر مربی اش در می آید فی النفسه یک حرکت پسندیده و یک اصول درست باشگاه داری تلقی می شود، اینکه یک مدیر عامل از جنس عابدینی آستانه تحملش را بالا می برد باز هم در جای خود یک حرکت و یک اتفاق خوب در فوتبال ماست که در حال شکل گیری است و شاید یک بدعت جدید در فوتبال ما، اینکه امیرعابدینی به این باور و اعتقاد دست پیدا کرده است که تیم داماش برهبری ناظمی جوان خوب فوتبال بازی میکند و در ارائه اصول تاکتیکی کمتر دچار اشتباه می شود و تنها بدلیل اتفاقات و اشتباهات فردی بازی ها را واگذار میکند هم جز اتفاقات نادر این فوتبال بی در و پیکر است که تنها اسم حرفه ای را یدک می کشد اما از همه مهم تر این است که دامنه و گستره این حمایت رسمی و علنی امیر عابدینی نسبت به کادر فنی و تعهداتش نسبت به این گروه اول تا کی ادامه خواهد پیدا کرد ثانیاً بر اساس چه روشی و استدلالی در حال شکل گیری است، اینکه می گوییم چه استدلال و چه فلسفه ای باعث شده است که عابدینی پس از سالها مدیریت بنوعی تغییر موضع داده و با ادبیاتی متفاوت نسبت به سرمربی تیمش صحبت می کند بنوعی هندوانه سر بسته ای است که معلوم نیست به چه سر انجامی خواهد رسید ؟

 اینکه عابدینی شاید اینروزها نقش مشاور ارشد یا همان نقش مشاور عالی را در تیمش بر عهده دارد بر هیچکس پوشیده نیست و بنوعی شاید ایرادی هم برآن وارد نباشد اما اینکه عابدینی در طول تمرینات هفتگی در تهران سر می برد آمادگی فرد به فرد بازیکنانش یک اطلاعات بسته دارد در روز ارنج کردن همانند سایر اعضای کادر فنی صاحب رای و صاحب نظر است خود محل ایراد است در اینکه عابدینی جزو معدود مدیران فوتبال این کشور است که از فوتبال سر در می آورد بازهم مشکل نیست  اما اینکه با تیم زندگی کردن و دانستن همه شرایط یک بازیکن برای حضور در میدان بحثی است که عابدینی بدلیل سکونت در تهران از آن محروم است اما چرا این بحث را به میان کشیدیم به این دلیل که بگوییم و یک فرضیه احتمالی را به تصور بکشیم و آن اینکه آیا حمایت علنی عابدینی از افشین ناظمی این نیست  که عابدینی در کسب نتایج ضعیف اخیر داماش بنوعی خود را هم سهیم می داند عابدینی که حداقل در نزد وجدان خود می داند به اندازه افشین ناظمی عبداله مرغوب، مازیار ربیعی فرد و علی نظر محمدی  وحتی تعویض های تیم دخیل است پس براساس  چه استدلالی میتواند نتایج ضعیف تیمش را فقط به پای کادر فنی اش لحاظ کند آیا برداشتن افشین ناظمی بنوعی حذف خود امیر عابدینی تلقی نمی شود هر چه هست امیدوار هستیم برای یکبار هم که شده فوتبال رشت بتواند در پرورش ، حمایت و بزرگ کردن یک مربی اصیل بومی با تفکرات امیر عابدینی نقش آفرینی کند .

نویسنده: هامان حامدی راد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)