blank

اما مشکل اصلی تیم در کجاست؟ این همان داماشی بود که سال گذشته توانسته بود هر سه تیم بزرگ استقلال، پرسپولیس و سپاهان را در ورزشگاه خانگی اش شکست دهد و استقلال را حتی در آزادی ناکام بگذارد. حالا چه بر سر این تیم آمده که با حداقل اندوخته به قعر جدول نزدیک می شود؟ […]

اما مشکل اصلی تیم در کجاست؟ این همان داماشی بود که سال گذشته توانسته بود هر سه تیم بزرگ استقلال، پرسپولیس و سپاهان را در ورزشگاه خانگی اش شکست دهد و استقلال را حتی در آزادی ناکام بگذارد. حالا چه بر سر این تیم آمده که با حداقل اندوخته به قعر جدول نزدیک می شود؟
اگر بخواهیم به صورت کلیشه ای به این پرسش پاسخ دهیم کار بسیار آسان خواهد بود، مشکل در عدم توانایی افشین ناظمی است و دوای کار برکناری او و آوردن یک مربی خوب در حد درخشان و فیروز کریمی و یا یک اسم با پسوند ایچ دار است تا همه ی مصیبت ها درست شود و آب رفته به جوی باز گردد. اما واقعا درد داماش ناکارآمدی کادر فنی است یا سرمنشا درد جایی دیگر است؟
ابتدا از شما دعوت می کنیم که به این اسامی خوب دقت نمایید:
مهدی مهدوی کیا، محمد محمدی، محمد غلامی، میلاد زنیدپور، عباس آقایی، جونیور آلوز، مگنو باتیستا، سید علی حسینی، سیامک سرلک، بهنام افشه، محمد کریمی، میلاد نصرتی، فرزاد محمدی، افشین اسماعیل زاده، حسین کوشکی، حسین ابراهیمی، حسن رودباریان، علی رضا جهانبخش و … اینها همه بخشی از خیل بازیکنانی هستند که گروهی در دو سال پیش و تعدادی در سال گذشته از داماش جدا شدند تا فوتبالشان را در تیمی دیگر ادامه دهند.
حالا به این نامها توجه نمایید:
ملیو داسیلوا، محمد سیاه، مرتضی ابراهیمی، کبه، رسول سروش نیا، سعید حلافی، هادی سهرابی، حبیب دهقانی، ابوالفضل حاجی زاده، رضا کاردوست، امین متوسل زاده، مسعود حسن زاده، روح الله سیف الهی، حبیب دهقانی و تمام! این افراد کسانی هستند که در دو سال اخیر برای جایگزنی خیل بازیکنان کوچ کرده تیم به داماش پیوسته اند.
همانطور که مشاهده می نمایید از نظر تعداد و نه از لحاظ وزن و اعتبار هرگز ورودی های داماش نمی توانند جای خروجی ها را پر نمایند. داماش در حالی که پس از بازگشت به لیگ برتر در سه سال پیش با یک استارت قوی توانست تیمی قابل قبول و در حد مدعیان ببندد با شدت گرفتن مشکلات مالی سال به سال از نظر داشتن پشتوانه بازیکن ضعیف تر شد و تعداد بیشتری از ستاره هایش را از دست داد. حالا نیمکت داماش خالی تر از همیشه جلوه می نماید و دست های مربی بیش از پیش در پوست گردو گیر کرده است. به این مشکلات اضافه نمایید بالا رفتن سن چند بازیکن نامی و ستاره این تیم را که امکان بازی نود دقیقه ای و تداوم در مسابقاتی که این روزها هر سه، چهار روز یکبار برگزار می گردد را از آنها سلب می نماید.
داماش دو سال پیش آنقدر خوب بسته شده بود که پس از آوار مشکلات وحشتناک مادی و معنوی ناشی از اختلاس مالکانش توانست در رتبه تحسین برانگیز هفتمی جا خوش نماید. یا به مدد ته مانده همان تیم خوب با همه ی جنگ مدیریتی که سال گذشته در باشگاه روی داده شده بود باز هم رشتی ها توانستند در لیگ بسیار دشواری که قرار بود پنج تیمش سقوط کنند خود را در رتبه قابل قبول یازدهمی حفظ نماید. اما امسال وقتی به داماش دقیق می شویم این تیم به گروهی می مانند که در حال کشیدن باری هستند که نه زورشان برای حملش کافی است و نه توانی برای زورآزمایی در خود می بینند.
داماش پس از آنکه بالهایش را در جناح چپ و راست از دست داد، هنوز نتوانسته بازیکنی کلاسیک در این دو پست جایگزین نماید. همانطور که خلاء مهاجمی شش دانگ چون محمد غلامی و جهانبخش را پر نکرده است، زمانی که چاووشی مهاجم محبوب اما پا به سن گذاشته این تیم دیگر آن برندگی گذشته را ندارد، هیچکس نیست که قدر موقعیت های ارزشمند تر از طلا را بدرستی بداند تا یک به یک از دستشان دهند و افسوس را مهمان سکوها نمایند.
به این دلیل است که می گوییم مشکل داماش هرگز فنی نیست و دردش نداشتن بازیکن هایی در حد و اندازه لیگ برتر است. کدام مربی را سراغ دارید که بتواند با دست خالی به جنگ حریفان تا بن دندان مسلح برود و کامیاب باز گردد؟ به لیست ذخیره های داماش در بازی با استقلال دقیق شویم: فراهانی، مرتضی ابراهیمی، محمد سیاه، سهرابی، چاووشی، کبه و سیف الهی. به نظر شما کدامیک از آنها توانایی این را داشتند که بتوانند در لحظاتی که بازی گره خورده است به میدان بروند و سرنوشت آن را تغییر دهند؟ در شرایط کنونی تنها راه چاره برای عابدینی و کادر فنی این است که هر چه زودتر به فکر جذب چند بازیکن در پست های کلیدی داماش باشند تا بتوانند در نیم فصل از وجودشان در تیم استفاده نمایند. به خصوص که این روزها زمزمه آمدن پول در داماش شنیده شده است.هنوز وقت برای بازگشت داماش باقی مانده است و می توان پیش از آنکه احتیاج به یک عمل جراحی باشد با تجویز به موقع چند دارو بیماری را از داماش دور کرد.

نویسنده: رادنى دیدار

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)