blank

روزگاری در جامعه ما سن ازدواج در بین  مردم بسیار پایین بود دختران با رسیدن به سن بلوغ به سرعت با دخالت خانواده ها به خانه بخت می رفتند مردان به محض رسیدن به توانایی جسمی جهت انجام کار و کسب رزق و روزی خود ازدواج می کردند  و زندگی های مشترک خود را معمولا […]

روزگاری در جامعه ما سن ازدواج در بین  مردم بسیار پایین بود دختران با رسیدن به سن بلوغ به سرعت با دخالت خانواده ها به خانه بخت می رفتند مردان به محض رسیدن به توانایی جسمی جهت انجام کار و کسب رزق و روزی خود ازدواج می کردند  و زندگی های مشترک خود را معمولا با بیشترین تشریفات و البته با کمترین هزینه ها بصورت سنتی و آمیخته با شادمانی و شعف ناشی از یک وصلت شروع می نمودند.

با افزایش دانش بشری و پیشرفت علم پزشکی عوارض جسمی و روانی ازدواج های زود هنگام بر همگان اثبات  گردید و موجب شد جامعه با اندکی تجدید نظر در رفتار خود سن معقول تری را برای ازدواج انتخاب و این امر را تا بلوغ فکری و روانی کامل در جوانان به تاخیر بیاندازد، در کشور ما نیز وضع قوانین و مقررات جدید در کنار اجرا و رعایت دستورات دین مقدس اسلام  شرایط جدیدی را برای عقد و ازدواج قانونی جوانان ایجاد نمود و علیرغم آنکه در دختران سن بلوغ نه سال عنوان شده است اما عملا در این سن در قوانین جاری کشور عقد و ازدواج رسمی و دائمی صورت نمی گیرد.

با افزایش سطح تحصیلات و سوادآموزی در جامعه خصوصا در بین دختران و ورود زنان به د انشگاهها، ارتباط با الگوهای بیرونی، افزایش سطح اشتغال بانوان در امور مختلف اجتماعی و بسیاری از موارد دیگر ناخواسته سن ازدواج در بین جوانان با سرعتی قابل توجه بالاتر رفت تا آنجا که امروزه  این امر بر خلاف سالهای نه چندان دور تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است معضلی که در صورت عدم رفع آن عواقبی به مراتب وخیم تر از ازدواج در سن پایین در جامعه ایجاد خواهد نمود.

با ایجاد این معضل آنچه در مرحله اول به ذهن همگان خطور می کند نقش اساسی و بی بدیل حاکمیت در جامعه در حل ورفع این معضل است که البته با تسهیل در امور، وضع قوانین حمایتی، تشویق و اعطای تسهیلات مختلف، فراخور زمان و شرایط جامعه می تواند به کاهش سن ازدواج در جامعه کمک نماید و از طرفی با لغو و تغییر قوانین وضع شده که در بسیاری از موارد خود این قوانین موجب تاخیر در ازدواج جوانان شده است در این راستا اقدام نماید موانعی مانند روند طبیبعی دستیابی جوانان به اشتغال، شرایط موجود برای انجام دوره  سربازی برای مردان، مهریه های سنگین و بسیاری دیگر که تنها رفع و دفع آنها از عهده حاکمیت برمی آید و می طلبد به شکلی معقول و کارشناسی شده قوانینی جدید و غیر بازدارنده در امر ازدواج جایگزین گردد.

به هر شکل و بدون تردید افزایش فاصله بین سن ازدواج و سن بلوغ ارتباطی مستقیم  با بسیاری از مشکلات و بزه های اجتماعی، بیماریهای جسمی و روانی و عوارض غیر قابل بازگشت و جبران ناشدنی دیگر دارد که دولت ها می توانند با توجه به اهمیت کانون خانواده در فرهنگ ایران این فاصله را رفته رفته کاهش داده و به استاندارد خود نزدیک نمایند.

بطور معمول در جامعه ما فرزند پسر یک در یک خانواده  با سیر مراحل طبیعی زندگی در جامعه ایران باید پس از اتمام دوران تحصیلات خود تا دوره دیپلم اگر چناچه به راحتی موفق به ورود به دانشگاه شود و با اتمام تحصیلات تکمیلی و انجام دوره وظیفه عمومی خود را به سن اشتغال برساند، در واقع به سن بیست و شش سالگی رسیده است و اگر در بهترین حالت وارد بازار کار گردد باز هم به نظر میرسد که قدری از سن استاندارد ازدواج یعنی پنج سال پس از بلوغ گذشته است حال اگر شرایط غیر طبیعی مانند طولانی شدن دوران تحصیلات مدرسه و دانشگاه , معطلی قبل از ورود به دوره سربازی و درهای بسته بازار کار را به آن بیافزاییم این رقم چهار تا پنج سال افزایش می یابد.

بنابر این به سادگی می توان دریافت که شرایط خود خواسته اجتماعی جوانان مخصوصا مردان را از سن قانونی وعرفی ازدواج دور کرده است و فارغ از عوامل متعدد و دخیل دیگر می توان با  تغییر و تسهیل این قوانین راه را برای ازدواج به موقع باز نمود.

از طرفی مسائل اقتصادی جامعه که گریبانگیر اکثر مردم است نیز در این امر نقشی موثر دارد عواملی مانند هزینه های بالا ازدواج، تهیه مسکن، مهریه، وام ازدواج و بسیاری موارد دیگر که شایسته است مسئولین امر جهت حل و رفع این بهران جدی توجه بیشتری به آن مبذول  نمایند.

نویسنده: جبار نوروزی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)