blank

هدفمندی یارانه ها با تبلیغات و زمینه سازی های فراوان سرانجام در سال ۱۳۸۸ آغاز گردید. طرحی که بنابر گفته مسئولین اجرایی هزاران ساعت کار تحقیقی و کارشناسی پشتوانه اجرایی آن بوده و شروع آن نیاز به شهامت و شجاعت فراوان دارد در این میان دولت دهم با وجود تمام انتقاداتی که به شیوه اجرایی […]

هدفمندی یارانه ها با تبلیغات و زمینه سازی های فراوان سرانجام در سال ۱۳۸۸ آغاز گردید. طرحی که بنابر گفته مسئولین اجرایی هزاران ساعت کار تحقیقی و کارشناسی پشتوانه اجرایی آن بوده و شروع آن نیاز به شهامت و شجاعت فراوان دارد در این میان دولت دهم با وجود تمام انتقاداتی که به شیوه اجرایی آن در دولت قبلی اش وارد بود اجرای طرح را با اعتماد به نفسی مثال زدنی شروع و تقسیم عادلانه یارانه های پرداختی از طرف دولت,جهانی سازی قیمت حامل های انرژی, بهینه سازی مصرف انرژی وجلوگیری از اتلاف آن از اصلی ترین اهداف اجرای این طرح عنوان گردید همچنین مسئولین اجرایی کشور تخصیص عواید حاصل از هدفمندی یارانه ها وکاهش آن در بخش هایی از جامعه را به صنعت, تولید و کشاورزی به منظور افزایش تولید و اشتغال, ریشه کنی فقر,کاهش اختلاف طبقاتی, افزایش رضایت عمومی مخصوصا در میان دهک های پایین جامعه ورفع مشکلات فعلی جامعه را به اندازه ای برجسته نمودند که گویی به سرعت تمام مشکلات جامعه رفع وبه طرفه العینی ایران بهشتی می شود برای زندگی مردم. و اینکه سرمایه داران جامعه دیگر فرصت استفاده برابر از امکانات و اعتبارات جامعه را نخواهند داشت وبه زودی اقشار پایین جامعه خود را همپای قشر مرفه در پیشرفت و رفاه خواهند دید.

اما اینک که حدود چهار سال از آغاز ماجرا می گذرد, گذشت زمان و نگاهی به واقعیت های موجود در جامعه نشان داد که هیچکدام از وعده های داده شده به شکلی که  مجریان طرح عنوان نموده اند محقق نگردید و حتی تعدادی ازافراد مرفه جامعه وصاحبان امتیاز که دستی بر تجارت داشتند و  بازار را خوب می شناختند با استفاده از آشفته بازار قیمت ها و افزایش قیمت ارز و گاه احتکار بسیاری از  کالاها در کوتاه مدت به سود های کلانی دست یافتند و پول روی پول گذاشتند و البته دهک های پایین جامعه علاوه بر چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه نقدی, مبالغی دیگر به آنها هزینه نمودند تا مایحتاج ضروری خود را به بهایی گاه تا چند ده برابر قبل از هدفمندی تهیه نمایند و اینگونه شد که اختلاف طبقاتی بر خلاف وعده ها و آمارهای دولت در خصوص کاهش ضریب جینی و ناچیز بودن نرخ تورم و فاکتورهای دیگر به وضوح افزایش یافت.

یارانه ها که بیشتر در بخش هایی مانند نان, انرژی و تامین مایحتاج اولیه مردم نمود پیدا کرده بود حذف و بصورت نقدی بر مبنای محاسبه مسئولین به حساب مردم واریز گردید البته فارغ از شگفتی موجود در نحوه محاسبه ای که با آن به مبلغ چهل و پنج هزار تومان رسیدند, حجم فراوانی از نقدینگی را در اختیار خانواده هایی قرارگرفت که هر ماهه با انباشتن نیاز های خود یکباره راهی بازار تهیه مایحتاج ضرری و غیر ضروری خود گردند و این حجم  موجب کمیابی محصولات در بازار شده و بصورت اتوماتیک قیمت ها را افزایش دهد.

 افزایش قیمت حامل های انرژی در بسیاری از خانواده ها مخصوصا خانواده های کم جمعیت که در مجموع  مبلغ کمتری دریافت می کردند را مجبور نمود که تمام مبلغ دریافتی را بابت بهای انرژی مصرفی در خانه بپردازد چرا که مثلا انرژی لازم برای گرمایش خانه ای با مساحت پنجاه متر برای خانواده ای با یک نفر جمعیت با خانواده ایی پر جمعیت تر تفاوت چندانی ندارد.

اختصاص مبلغی مشخص برای یارانه تمام دهک ها در جامعه یکی دیگر از نقایص این طرح بود  مبلغ چهل وپنج هزار تومان برای دهک های بالای جامعه بسیار ناچیز بوده و تاثیر چندانی در زندگی آنها ندارد اما اقشار پایین جامعه  هر ماهه برای این مبلغ برنامه ریزی کرده امورات اساسی زندگی خود را با آن تنظیم می کنند این مبلغ که قرار بود  با روش عجیب خوشه بندی در جامعه و با توجه به شرایط اقتصادی خانواده ها تقسیم گردد بدلیل آنکه  که در پایان مسئولین به نادرست بودن اطلاعات دریافتی ایمان آوردند به ناچار بصورت مساوی پرداخت گردید تا میلیونرهای جامعه نیز به اندازه فقرا یارانه دریافت کنند.

در بخش انرژی اگرچه در مصرف حامل های آن به قول مسئولین صرفه جویی شد اما این صرفه جویی عملا از جانب دهک های پایین جامعه آنهم بعلت ناتوانی از مصرف انرژی حتی به اندازه نیازشان صورت گرفت چرا که مثلا افزایش بهای بنزین تاثیری در قشر مرفه جامعه ندارد وبرای آنها مهم نیست که برای پر کردن باک ماشین خود شانزده هزار تومان پرداخت  نمایند یا بیست وهشت هزار تومان ودر این میان دهک های پایین تر مجبور به استفاده از سهمیه روزانه دو لیتر بنزین برای خودروهای شخصی خود شدند که خود مصداق کامل بی عدالتی است وچه بسا افرادی که یصورت  غیر رسمی بعلت بیکاری با مسافرکشی هرچند بعنوان یک شغل کاذب اما به ناچار روزگار می گذراندند.

با نظری گذرا به مسائلی مانند عدم تجهیز ناوگان  حمل ونقل عمومی ,عدم پرداخت یارانه به بخش صنعت وتعطیلی بنگاههای اقتصادی وتولیدی ضعیف وکوچک و بیکاری بسیاری از کارگران شاغل در آنها  و رشد  وفربه شدن غولهای صنعتی وتولیدی در غیاب آنها ,عدم پرداخت یارانه کشاورزی و افزایش سرسام آور نهاده های آن و بسیاری مسائل دیگر به آسانی می توان دریافت که اجرای این طرح نه تنها به کاهش اختلاف طبقاتی  ریشه کنی فقر,,افزایش عدالت در جامعه ,رشد اقتصادی ,افزایش تولید واشتغال و بهینه سازی مصرف انرژی کمکی نکرده است بلکه موجب آن شده است که  دهک های پایین جامعه بیشتر تحت فشار های شدید اقتصادی  ومسائل روانی ناشی از آن قرارگیرند.

نویسنده: جبار نوروزی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)