blank

در نظام جمهوری اسلامی هم که برگرفته از آرمان های انقلاب اسلامی است و در قانون اساسی آن بر حضور و مشارکت مردم در تعیین سرنوشتشان تاکید شده است ، شاهد تجربه سی و چند ساله در انتخاب مدیران حاکمیت بر اساس ارای مردم هستیم بطوریکه برگزاری بیش از ۳۰ انتخابات در این سال ها […]

در نظام جمهوری اسلامی هم که برگرفته از آرمان های انقلاب اسلامی است و در قانون اساسی آن بر حضور و مشارکت مردم در تعیین سرنوشتشان تاکید شده است ، شاهد تجربه سی و چند ساله در انتخاب مدیران حاکمیت بر اساس ارای مردم هستیم بطوریکه برگزاری بیش از ۳۰ انتخابات در این سال ها نشانه مهمی از نقش مردم در انتخاب مدیران نظامشان دارد .
هرچند که حضور مردم در انتخابات و مشارکت آنان در صحنه های سیاسی بیانگر حمایت آگاهانه اشان از نظام جمهوری اسلامی تعبیر می شود اما این انتخاب ها که گاهی بر اساس معیارهای رایج در نظام حزبی دنیا نبوده است زیرا بیش از آنکه نشان دهنده تاثیر گذاری جریان های سیاسی در فضای عمومی جامعه باشد، متاثر از تمایلات عاطفی و حسی و توده ای بخشی از توده مردم برمبنای شعارهای تبلیغاتی ایام انتخابات است که انتخاب شدن چهره هایی چون خاتمی از دل دولت راستگرا و یا احمدی نژاد در زمان حاکمیت دولت اصلاح طلب چپ گرا نمونه های بارز این نوع انتخاب است که ناشی از تحرکات بخش های مختلف جامعه در واکنش به دولتیان حاکم بوده است.
اما آنچه که در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری باید به آن اشاره کرد ، شکل گیری جریانی جدید با گفتمان اعتدال گرایی است که این گفتمان از دل یک حزب سیاسی شکل گرفته است و برغم اینکه در گذشته شاهد شکل گیری احزاب دولت ساز از حزب کارگزاران سازندگی ایران اسلامی تا حزب مشارکت اسلامی و جریان های حاکم اصولگرایی از طریق دولت های حاکم وقت بوده ایم این بار شاهد دولتی هستیم که از دل گفتمان یک حزب سیاسی با عنوا ن اعتدال و توسعه که خارج ازجریان قدرت های حاکم تولد یافت ،هستیم، یعنی برای اولین بار در کشور و در عرصه سیاست شاهد حزبی هستیم که دولت ساز بوده است و این نقطه آغازی است در شکل گیری فصل جدیدی از فعالیت حزبی در کشور که می تواند با کادر سازی مناسب و ارائه برنامه های خود در اداره کشور، پاسخگوی عملکرد خود در آینده باشد.
شاید انروزی که حزب اعتدال و توسعه در بیانیه خود به طور رسمی از دکتر حسن روحانی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دعوت کرد هرگز تصور پیروزی برای ایشان را نداشت اما همین که این حزب توانست پس از یک و نیم دهه فعالیت با چنا ن شهامتی پا به میدان بگذارد و گفتمان خود را در دل مردم حاکم کند ، جای بسی خوشحالی است که سرانجام کشور در مسیری قرار گرفته است که می توان نتیجه عملکرد مدیرانش را پس از دوران مسوولیت ها بر دوش حزبی گذاشت و از او پاسخ خواست که اگر نتیجه رفتارهایش در عرصه مدیریتی حساب شده و بر روی اصل منطق و برنامه محورباشد پس دوباره شانس آن را دارد تا مورد اعتماد عمومی قرار گیرد و اگر نه که باید پاسخش را در نوع رفتارهای مردم ببیند.
به هرحال شرایط امروز کشور در عرصه مدیریتی وارد فضای سیاسی جدیدی شده است و حزب اعتدال و توسعه مسوولیت سنگینی در مراقبت از موقعیتی که در اختیارش به واسطه همراهی های دیگر چهره ها و جریان های سیاسی همسو قرار گرفته است، دارد، زیرا این تجربه می تواند سراغاز فصل جدیدی از تحولات مدیریتی و تربیت کادرهای مجرب برای مدیریت کشور و رسیدن به توسعه باشد و در نهایت نظام سیاسی کشور را از قضاوت های عامه محفوظ بدارد چرا که به جای قرار گرفتن مسوولیت ها بر دوش نظام سیاسی ، احزاب از این پس باید پاسخگوی رفتارهای خود باشند و این یک اتفاق مبارکی است!

نویسنده: یونس رنجکش کیسمی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)