blank

پژوهشگران بومی و محلی مازندران همیشه می گویند جغرافیای فرهنگی مازندران باید حفظ شود. در عین حال خیلی ها در خصوص تقسیم مازندران موضع گرفتند و خواهان تجزیه مازندران هستند. ساکنان غرب مازندران می گویند مستقل شویم و مرکز استانی ها عیالواری را همچنان ترجیح می دهند. آیا تقسیم شدن مازندران به شهرستان های بیشتر […]

پژوهشگران بومی و محلی مازندران همیشه می گویند
جغرافیای فرهنگی مازندران باید حفظ شود. در عین حال خیلی ها در خصوص تقسیم مازندران
موضع گرفتند و خواهان تجزیه مازندران هستند
.

ساکنان غرب مازندران می گویند مستقل شویم و مرکز
استانی ها عیالواری را همچنان ترجیح می دهند. آیا تقسیم شدن مازندران به شهرستان های
بیشتر و کوچک کردن شهرستان های بزرگ سود دارد یا ضرر
.

براستی بر اساس چه معیارهایی شهرستان های جدید و
کوچک به همراه بخش های کوچکتر ایجاد می شود؟ مسئولان استان به چه دلیل و شتاب زده به
دنبال کوچک کردن شهرستان های بزرگ و در نهایت تقسیم استان مازندران هستند و اصولا ضرورت
تاسیس استان جدید در غرب مازندران چیست؟

پیش داوری نمی کنیم ولی گمانی زنی ها بر این است
که با تاسیس شهرستان های کوچک و به تبع آن شهرها و بخش های کوچکتر، مقدمه ای برای تقسیم
مازندران به دو استان کوچک باشد
.

در دو سال گذشته تقسیم شهرستان های بزرگ و تاسیس
شهرستان های کوچک شتاب فزاینده ای گرفته است و در این زمینه مازندران رکوردار تقسیمات
کشوری در طی این دو سال در سطح کشور است. بطوری که تعداد ۲۰ شهرستان، ایجاد شده است
و تاسیس شهرستان های جدید همانند کلاردشت، شیرود، شیرگاه و … در دستور کار قرار دارد
.

به خوبی به یاد داریم که در گذشته با ایجاد شهرستان
های جدید و کوچک در مازندران قدیم و گلستان فعلی، زمینه و بسترهای لازم برای تاسیس
استان جدید را فراهم آوردند و بخشی از مازندران به استان جدید التاسیس گلستان واگذار
شد و اکنون طرح شهرستان سازی در مازندران با همان رویکرد در حال اجرا است تا به لحاظ
آماری هم شرایط ایجاد استان جدید فراهم گردد
.

پرسش اساسی برای اصحاب رسانه های گروهی این است
آیا این مقدمه ای برای تجزیه مازندران است یا مدیریت بهتر؟ آیا ایجاد شهرستان های جدید
مزایای بودجه ای برای مازندران دارد؟ و اگر بودجه ای برای تاسیس شهرستان های جدید اختصاص
نیافته است چه منافعی برای مردم مازندران دارد که به خاطر آن هزینه های گزافی را تحمل
کنند
.

آنچه که پیداست بودجه ای برای تاسیس شهرستان های
جدید در سال جاری تخصیص نیافته و نخواهد یافت و با توجه به سیاست انقباضی بودجه ای
در سال آینده نیز نباید انتظار بودجه ای مضاعف برای تاسیس شهرستان های جدید در مازندران
بود
.

اکنون بسیاری از طرح های عمرانی، صنعتی، کشاورزی،
ورزشی و … به لحاظ محدودیت های بودجه ای مسکوت مانده است و یا روند کندی را در اجرای
این طرح ها دارد و به مسئولان توصیه شده است که از پیشنهاد و تعریف طرح ها و پروژه
های جدید برای سال آینده خودداری کنند. با این اوصاف شرایط استان و تعجیل در تاسیس
شهرستان های کوچک بدون در نظر گرفتن معیارهای اقتصادی و اجتماعی و توجه صرف به معیارهای
سیاسی چه توجیهی دارد. اگر این اقدام مسئولان استان بر اساس شاخص های جمعیتی و توسعه
اقتصادی بر مبنای استفاده از منابع ملی برای استان باشد مطمئنا اثرات مثبتی را به دنبال
خواهد داشت ولی اگر بر مبنای یک کار سیاسی باشد اثرات منفی زیادی به دنبال خواهد داشت
و با توجه به مشکلات فزاینده شهروندان مازندرانی نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد به
مشکلات نیز دامن خواهد زد. به قول معروف مشگل گشا می شود مشکل مردم مازندران
.

باید پرسید که با اجرای پروژه شهرستان سازی در مازندران
چند درصد موجب پیشرفت در زمینه های گردشگری، کشاورزی، صنعتی و به تبع آن ایجاد فرصت
های شغلی، رفاه و امنیت اجتماعی و معیشت مردم را به دنبال خواهد داشت
.

اگر بخواهیم واقع گرایانه به این مسئله بنگریم پر
واضح است که طرح شهرستان سازی بر مبنای یک کار سیاسی بوده و صرفا هزینه های دولت را
افزایش می دهد. بی شک بین هزینه های ایجاد یک شهرستان جدید اعم از هزینه های عمرانی،
پرسنلی و مدیریتی به تولید ناخالص و سرانه مردم آن منطقه نه تنها تناسبی وجود ندارد
بلکه اختلاف فاحشی نیز پدیدار می شود
.

براستی چرا مازندران در مقوله تقسیمات کشوری رکوردار
است و برای سایر استان ها این موضوع از درجه اهمیت کمتری برخوردار است. آیا سایر استان
ها که در فرآیند توسعه و استفاده از ظرفیت های ملی برای رشد منطقه بسیار فعال تر از
مازندران بوده و در این زمینه سال ها از ما جلوتر هستند، به این مسئله توجه چندانی
نمی کنند
.

اگر گذری بر تاریخ این بحث در سال های گذشته داشته
باشیم در می یابیم که ظاهرا این قصه فراموش شده است ولی علی الظاهر عده ای همچنان اصرار
دارند مازندران کوچک شود. چه دلیل و منطقی پشت این نظریه پردازی وجود دارد. استان مازندران
غربی، طرحی پیشنهادی است که به موجب آن شهرستان رودسر از استان گیلان به همراه شهرستان‌های
رامسر، تنکابن، عباس آباد، چالوس، نوشهر و نور و رویان و برخی شهرستان های جدید التاسیس
از استان مازندران جدا شده و استان مازندران غربی به مرکزیت شهر تنکابن تاسیس می‌گردد.
طرح پیشنهادی برای اولین بار در همایش توسعه علمی غرب مازندران مطرح شد. از جمله دلایل
مطرح شدن این طرح فاصله زیاد غرب مازندران تا مرکز استان و عدم رسیدگی مشکلات مردم
منطقه در مرکز استان اعلام شده است
.

اگر چه آنچه که استاندار مازندران در نشست های شورای
اداری مطرح کرده است خارج از این مقدمه چینی برای تجزیه مازندران است
.

سیدعلی اکبر طاهایی عنوان کرده بود اگر مازندران
تجزیه شود خود اولین کسی خواهد بود که از استانداری مازندران خواهد رفت. ولی به کجا؟

شاید این حرف استاندار مازندران را به گونه ای دیگر
هم می شود تعبیر کرد. با توجه به سجایای اخلاقی آقای طاهایی و به دلیل بومی بودن وی،
مدیریت استانداری استان جدیدالتاسیس احتمالی در غرب را تقبل کند تا هم گفته آقای طاهایی
رنگ واقعیت به خود گرفته و اولین کسی باشد که مازندران را ترک کند و هم خدمتی به منطقه
غرب نموده و دین خود را به زادگاه خود ادا کرده باشد. آنچه مسلم است، واقعیت حقیقت
هایی است که افکار عمومی تقریبا از آن بی اطلاع هستند
.

هرچند نگارنده به رفع محرومیت و ارائه خدمات به
شهروندان منطقه غرب مازندران تاکید ویژه دارد و مسئولانی که در نیمه اول سال جلسات
روزانه
خود را در آن مناطق خوش آب و هوا برگزار
می نمایند و در نیمه دوم سال به خاطر اقلیم خاص منطقه و حوادث طبیعی و غیرطبیعی سراغی
از شهروندان غرب مازندران نمی کنند را باید به دادگاه افکار عمومی کشاند تا پاسخگوی
عملکرد ضعیف خود باشند. بی شک مردم مناطق غرب مازندران همانند سایر شهروندان مازندران
حق استفاده از منابع و خدمات استانی را دارند و کوتاهی در این خصوص پسندیده نیست. هرچند
در سال های اخیر به نعمت حضور استاندار مازندران توجه بیشتری نسبت به سال های گذشته
شده است با این حال اقدمات انجام شده کافی و وافی نیست و با ارائه خدمات منطقه ای و
حذف بروکراسی اداری باید گام های جدی تری در این خصوص برداشت، ولی به همان اندازه نیز
این مسائل، دلایل قانع کننده ای برای تجزیه مازندران نمی باشد
.

جالب آن که برخی از مسئولان استانی در این خصوص
موضع سکوت اختیار کرده اند و دلایل آن به روشنی مشخص نیست شاید مدیریت استان تجزیه
شده مازندران به آقایان وعده داده شده است که موجب سیاست سکوت در قبال این فرآیند گردید.
این مسئولان که با ستایش استاندار در پیگیری مازندران از مواهب تقیسمات کشوری دچار
شور شعف شده اند و اندر احوال مزایای این تقسیمات سخن ها به میان می آورند یا به جغرافیای
فرهنگی و سیاسی مازندران آشنایی ندارند یا به وعده پوچ آقایان برای رسیدن به کرسی های
بالاتر دل خوش کرده اند
.

و آن که به هر حال رسالت رسانه ای ما ایجاب می کند
که ما دو راهی مجازی آینده مازندران را در ذهنیت شهروندان مازندرانی به تصویر در آوریم
تا در مقابل اتفاق های احتمالی غافلگیر و متحیر نشوند
.

محمود احمدی – مدیرمسئول بصیرآنلاین

نویسنده: محمود احمدی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)