blank

چندی پیش "مایکل مان" سخنگوی کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا (نماینده گروه ۵+۱) گفته بود که توپ در زمین ایران است. علت بکار بردن این عبارت از جانب سخنگوی اشتون چیست؟ آیا واقعا توپ در زمین ایران است؟ یا قرار است که تیم بازنده و خسته دقایق آخر بازی را با جنگ روانی […]

چندی پیش "مایکل مان" سخنگوی کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
(نماینده گروه ۵+۱) گفته بود که توپ در زمین ایران است. علت بکار بردن این عبارت از
جانب سخنگوی اشتون چیست؟ آیا واقعا توپ در زمین ایران است؟ یا قرار است که تیم
بازنده و خسته دقایق آخر بازی را با جنگ روانی مصادره به مطلوب کند.

آنچه
که در روز اول مذاکرات هسته ای مشخص شد نوعی توقف در دیپلماسی طرف غربی بود.
پیشنهادی که از جانب ۱+۵ ارائه شد مدلی بر اساس یک فرضیه از قبل طراحی شده بود.
فرضیه، به زانو درآمدن اقتصاد ایران با تحریم های به اصطلاح فلج کننده و پذیرش شتاب
زده یک بسته کاملا جزئی و بی اهمیت بود.

پیشنهادی سطحی که اغلب کارشناسان و
رسانه های خبری آن را بی ارزش توصیف کردند. قرار بود هفت کشور در حالی به آلماتی
بیایند که تحریم ها تاثیری بسیار فراتر از آنچه امروز شاهد آنیم بر ملت ایران
گذاشته باشد. برآورده نشدن انتظارات غرب از تحریم ها سبب شد تا نگاه اشتون و
همراهانش به آلماتی از زمین پیروزی به محلی برای خرید زمان بیشتر تقلیل
یابد.

طرف مذاکره کننده کاملا واقف است که امروز نهایت تحریم ها بر کشورمان
اعمال شده و عنصر دیگری برای توقف پیشرفت هسته ای ایران وجود ندارد و این یعنی شکست
دیپلماسی مبتنی بر منطق فشار یا آنچه که غربی ها چماق و هویچ می نامند. جاده تحریم
به آخر خط رسیده و آن چند کشور سلطه طلب چیز دیگری برای فشار و تحریم و تهدید و…
علیه ایران در چنته ندارد. این یک مفهوم بسیار ساده است. حالا اگر عاقل باشند باید
خوب بدانند که رجزخوانی ظاهری در مقابل کشوری و ملتی که سیل فشارها و تهدیدها را در
۳۴ سال تحمل کرده، چیزی به حساب نمی آید… عرض خود می‌بری و زحمت ما
می‌داری.

قرار بود عنصر چماق غربی ها که همواره بیش از پیشنهادهای عاقلانه و
اصولی مورد استفاده قرار می گرفت عامل منفی متقاعدکننده جمهوری اسلامی باشد ولی
تناسبی بین فشار تحریم و اثرگذاری متقاعدکننده بوجود نیامد. هشت سال تجربه جنگ
تحمیلی و زندگی در سخت ترین شرایط، پیوند ناگسستنی ملت با نظام و رهبری، پشتیبانی
مردم از حق هسته ای، در پیش گرفتن اقتصاد مقاومتی، استفاده از طرح ها و ابتکارات نو
و… سبب شد تا ایران اسلامی در برابر آنچه که تحریم اقتصادی فلج کننده نامیده
می‌شد، کمترین صدمه را ببیند. اعوان و انصار غرب در داخل بسیار تلاش کردند تا
اینگوه بنمایانند که اوضاع اقتصادی فعلی معلول تحریم های غرب است و تحریم های غرب
بخاطر کوتاه نیامدن نظام از موضع خود و نپذیرفتن درخواست -زورگویانه- طرف غربی است
حال آنکه امروز همه کارشناسان بر تاثیر نپذیرفتن شرایط و مشکلات فعلی از تحریم های
یانکی ها و دوستان اتفاق نظر دارند. شاید تنها مدیران ناکارآمد و آنها که توان
تنظیم بازار را ندارند و ضعف مدیریت و تدبیر خود را به گردن تحریم ها می اندازند با
غربی ها همصدا باشند.

روش های فراوانی که برای دور زدن تحریم های یک جانبه
آمریکا و غرب پیشنهاد می شود بسیاری از توقعات مسئولین را برای تثبیت وضعیت اقتصادی
و حفظ موقعیت هسته ای برآورده کرده است.

امروز مردم و مسئولین بسیار بیشتر
از گذشته باور دارند که می توانند دستاوردهای ارزشمند دانشمندان هسته ای را حفظ
کنند. هزینه ای که ما امروز بابت بومی شدن انرژی صلح آمیز هسته ای پرداخت می کنیم
بسیار کمتر از آن چیزی است که شصت سال پیش بابت ملی شدن صنعت نفت پرداخت شد و این
یعنی نزدیک شدن به آستانه پیروزی با کمترین هزینه.

چماق ناکارآمد مذاکره
کنندگان غربی و دست خالی از عنصر تهدید امروز بیش از گذشته ایشان را به لاف زدن
کشانده است و آنچه که تاکنون از مذاکرات آلماتی دیده شده نشان می دهد که دیپلماسی
اشتون و همراهانش بیش از آنچه گمان می رفت غیرمنعطف و فاقد اصولی مبتنی بر شرایط
حاکم بر جو مذاکرات و شرایط موجود است.

تیم ایرانی با دست پر به آلماتی
رفته است. آنها تنها دو هفته پس از حماسه عظیم ۲۲ بهمن ایرانیان، روانه قزاقستان
شده اند و بخوبی می دانند ملت ایران در آن روز تاکید کرد که سر سوزنی از حقوق و
دستاوردهای هسته ای خود دست نخواهد کشید.

آیا زمان آن فرا نرسیده است که
آمریکا و متحدانش سیاست شکست‌خورده‌شان را تکرار نکنند؟ زمان از "شعب ابی‌طالب"
گذشته و به "بدر و خیبر" رسیده است.

به نقل از جهان نیوز

نویسنده: علیرضا کیانفر

میانگین امتیازات ۵ از ۵
۰/۵ (۰ نظر)